به زندان رفتن عادت کرده‌‌ام

اشاره: پسر 29 ساله به جرم زورگیری در شمال شهر دستگیر شده است. می‌گوید نخستین بار در سال 87 به اتهام حمل مواد مخدر دستگیر شده و در زندان درس سرقت را آموخته است. سرقت‌هایی که باعث شد، بهترین سال‌های عمرش را در زندان سپری کند. هفته گذشته به اتهام زورگیری در شمال شهر همراه سه همدست دیگرش دستگیر شده و پس از انتقال به دادسرای ویژه سرقت و تفهیم اتهام بازداشت شد. در حاشیه جلسه بازپرسی گفت‌وگویی را با این متهم انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.
کد خبر: ۸۶۷۹۷۷

خودت را معرفی کن؟

اصغر 29 ساله اهل محله مجیدیه تهران هستم.

به چه جرمی دستگیر شدی؟

زورگیری از پسران جوان در پارکی در محله کامرانیه.

سابقه داری؟

11 بار به اتهام جرایم مختلف دستگیر شدم که بیشتر آنها سرقت،زورگیری و مواد مخدر است.

اعتیاد داری؟

شیشه مصرف می‌کنم. البته قبلش حشیش می‌کشیدم اما از سه سال قبل شیشه مصرف می‌کنم.

چرا معتاد شدی؟

دوستانم در محله حشیش می‌کشیدند و فاز خنده می‌گرفتند، من هم چندباری از روی کنجکاوی امتحان کردم و گرفتار شدم. بعد هم مثل اغلب معتادان وارد فاز شیشه شدم.

درس خوانده‌ای؟

تا دیپلم. بعد از آن سربازی رفتم و بعد هم اعتیاد و سرقت.

اولین بار چه زمانی به زندان افتادی؟

سال 87 اوج مصرف موادم بود و به‌دلیل مصرف زیاد حشیش نتوانستم سر کار بروم. بعد از مدتی برای خرید مواد به پول نیاز داشتم و برای این‌که خانواده‌ام از اعتیادم مطلع نشوند باید از راه دیگری پول به‌دست می‌آوردم که دوستانم پیشنهاد کردند از داخل خودروها سرقت کنم.
به همین دلیل با دو نفر از دوستانم به سرقت لوازم داخل خودرو پرداختیم. اما من از این کار خوشم نیامد. به پیشنهاد دوست دیگرم به کار فروش مواد مخدر مشغول شدم اما خیلی زود دستگیر شدم و 9 ماه به زندان افتادم. بعد از این‌که از زندان آزاد شدم چند ماهی پاک بودم تا این‌که بازهم دوستانم سراغم آمدند.

بعد چه شد؟

دوباره به مصرف مواد روی آوردم و دوستانم من را به سمت سرقت بردند. این‌بار با تجربه‌ای که از فروش مواد مخدر داشتم تصمیم به سرقت لوازم داخل خودرو گرفتم. برای همین با دوستانم بیش از 20 خودرو را سرقت کردیم تا این‌که شناسایی و دستگیر شدیم. بعد از دستگیری همه در محل متوجه دزدی‌های من شدند.

چرا دوست داری تقصیر را گردن دوستانت بیندازی؟

اگر آنها وسوسه نمی‌کردند من هم جرمی انجام نمی‌دادم.

پس اراده خودت چه نقشی دارد؟

من هیچ‌وقت اراده ترک مواد را نداشتم. شاید حق با شماست من خودم مقصرم نه دوستانم.

خانواده‌ات بعد از دو بار دستگیری سعی نکردند نجاتت دهند؟

خانواده‌ام خیلی کمکم کردند اما من نخواستم آدم شوم و مثل یک مرد زندگی کنم. آنها بعد از این‌که برای بار دوم دستگیر شدم رابطه شان را با من قطع کردند. من هم که جایی را نداشتم و پول دزدی زیر زبانم مزه کرده بود تصمیم گرفتم به سرقت‌هایم ادامه دهم.

بعد از آزادی از زندان چه کردی؟

این‌بار به خانه‌ای مجردی در محله مان که پاتوق خلافکاران بود رفتم و آنجا با سرقت لوازم داخل خودرو مانند پخش صوت و باند هزینه مواد و زندگی‌ام را در می‌آوردم تا این‌که باز هم دستگیر شدم. رفت و آمدم به زندان آن‌قدر زیاد شد که دیگر برایم عادی بود. عادت داشتم هر بار از 20 روز تا هفت ماه را در زندان باشم و بعد دوباره آزاد شوم و همان کار قدیمی را انجام دهم. زندگی تکراری داشتم تا این‌که بار نهم که به زندان رفتم مسیر زندگی ام تغییر کرد.

چه شد؟

با سالار که از کیف‌قاپان و زورگیران بنام بود در زندان آشنا شدم. وصف او را در زندان شنیده بود. می‌دانستم سارقی حرفه‌ای است. بعد از آزادی از زندان این‌بار تصمیم گرفتم با او به سرقت بروم. برای همین با پول‌هایی که از سرقت قبل به‌دست آورده بودم یک خودروی پراید خریدم.

چگونه سرقت می‌کردید؟

قرار شد با پرسه زنی در پارک‌های شمال شهر از بچه پولدارها گوشی و کیف سرقت کنیم. برای همین من راننده بودم و سالار به‌عنوان سارق یا مال کن با نزدیک شدن به مالباخته تلفن همراه یا کیف را سرقت می‌کرد و بعد سوار خودرو می‌شد و با هم فرار می‌کردیم.

چه تعداد سرقت انجام دادی؟

سالار در خانه پیرمردی که خانه تیمی داشت زندگی می‌کرد و برای خودش باند سرقت داشت. من با او 40 بار سرقت کردم. باز هم دستگیر شدم و دوباره شش ماه زندان. بعد از آزادی دوباره سراغ سالار رفتم.

این‌بار چقدر سرقت کردی؟

فکر کنم حدود 30 سرقت.

درآمدت چطور بود؟

اجناس را سالار می‌فروخت و من پولش را می‌گرفتم. او سه میلیون به من داد و مدعی شد بقیه پول‌ها هزینه زندگی و پول موادم شده است.

ماهی چقدر پول مواد می‌دادی؟

ماهانه 500 تا 600 هزار تومان شیشه می‌کشیدم.

زیاد نیست؟

من نسبت به همدستانم کمتر می‌کشم.

حرف آخر...

خسته شدم از
در به دری. شاید این‌بار برای همیشه توبه کنم و پیش خانواده‌ام برگردم.

مجید غمخوار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها