روغن ریخته ، نذر امامزاده

با انتشار خبر استعفای نیکلای دوم و امتناع برادرش از قبول سلطنت ، از یک سو مردم ستمدیده ایران بسیار خوشحال شدند و از دیگر سو نیروهای اشغالگر روسی که شمال و غرب کشورمان را در اشغال داشتند، به دلیل نابسامانی های کشور خود ، در پایگاه ها بلاتکلیف بودند و بدون حقوق و مهمات مانده و دست به هیچ اقدامی نمی زدند.
کد خبر: ۸۵۷۰۱

در اوت 1917 کرنسکی به حکومت موقت روسیه انتخاب شد و با اعزام واحدهای نظامی تازه نفس ، شمار آنها را در ایران به 70هزار نفر رساند ولی در این احوال ، انقلاب اکتبر به وقوع پیوست و بلشویک ها به قدرت رسیدند و در نتیجه ، یکباره قشون آنها در ایران متلاشی شد به طوری که فرمانده نیروهای روسی در ایران به تفلیس اعلام کرد اگر فرمان بازگشت ارتش صادر نشود، این امر خود به خود انجام خواهد شد. در نتیجه ستاد جبهه قفقاز دستور مراجعت سپاه روس در ایران را صادر کرد و تخلیه ایران که از پاییز 1917 شروع شد. در مارس 1918 خاتمه یافت . از منظری دیگر در آن دوران ، جنگ جهانی اول فقر و نکبت زیادی را برای روسیه به ارمغان آورده بود لذا دولت انقلابی که سیاست های جدیدی در پیش گرفته بود، از ابتدا تصمیم به خاتمه حضور خود در جنگ گرفت و برای انعقاد پیمان صلح با دولتهای متخاصم به مذاکره پرداخت که در 15دسامبر با دولت ترکیه به توافق مقدماتی رسید. روسیه در چنان وضعیت دشواری قرار داشت که در نهایت با صرفنظر کردن از سرزمینهایی که در جنگ از دست داده بود و با پذیرش پرداخت غرامت موفق به عقد پیمان برست لیتوفسک شد. طبق این پیمان ، خاک ایران از قوای روس و عثمانی باید تخلیه می شد لذا در اول ژانویه 1918 دولت شوروی طی یادداشتی به کاردار سفارت ایران در پطروگراد اعلام کرد که به زودی مقامات نظامی آن کشور مذاکراتی را برای تخلیه ایران از قوای خود با مقامات کشورمان شروع خواهند کرد. در این یادداشت ، خروج نیروهای روسی به خروج همزمان نیروهای عثمانی مشروط شده بود و آنها دولت ایران را تلویحا متوجه این مساله کرده بودند که برای خروج نیروهای ترک نه تنها تضمینی ندارند بلکه دولت ایران باید خود ، اقدامات لازم را ترتیب دهد. 5 ژانویه 1918 در پیگیری این تعهد ، روسیه از دولت ایران اجازه اعزام یک کمیساریای نظامی را درخواست کرد تا آنها سربازان روسی را نسبت به وضعیت عمومی و سیاست خارجی جدید کشورشان توجیه کنند و مقدمات لازم را برای فراخوانی آنها فراهم آورند. دولت بلشویکی روسیه به وعده خود عمل کرد و نیروهای خود را از ایران خارج ساخت و با وجود آن که دولت ایران هنوز رژیم جدید را به رسمیت نشناخته بود، اما آنها کنسول سابق دولت تزاری (کارل براوین) را که به دولت انقلابی پیوسته بود با پیامی راهی تهران کردند. براوین 12 ژانویه 1918 وارد تهران شد و پیام دولت خود را تسلیم مقامات ایران کرد. طبق مفاد آن پیام «حکومت کارگران و دهقانان روسیه به جبران بی عدالتی هایی که توسط رژیم تزاری نسبت به ایران اعمال شده است و تمام امتیازات و موافقتنامه هایی که با منافع و حاکمیت ملی ایران منافات دارد را ملغی اعلام» می کرد. 2 روز بعد یادداشت مشابهی در پطروگراد به کاردار ایران تسلیم شد که در آن الغای رسمی قرارداد 1907 نیز اعلام شده بود. پیرامون خروج نیروهای روسی از ایران و نامه 12 و 14 ژانویه 1918 مارکسیست ها تبلیغات زیادی را در ایران به راه انداخته بودند و این امر را ناشی از ماهیت خلقی رژیم بلشویکی قلمداد می کردند. حال آن که دیدیم خروج نیروهای روسی قبل از اعلام رسمی دولت بلشویکی آغاز شده بود و ضمنا در معاهده برست لیتوفسک نیز خروج نیروهای روسیه از ایران به عنوان یک شرط گنجانده شده بود. پیرامون انگیزه های اعلام رسمی خروج قوای روسی از ایران و لغو کلیه امتیازات اخذ شده توسط رژیم تزاری ، کارشناسان دلایل زیر را بیان می کنند:
1- اجرای تعهدات خود در پیمان برست لیتوفسک
2- تحکیم موقعیت رژیم جدید در داخل روسیه و در مجامع بین المللی
3- برقراری روابط مودت آمیز با کشورهای شرقی و بویژه همسایگان
4- استفاده تبلیغاتی وسیع از این امر به منظور کاهش نفوذ انگلستان و افزایش نفوذ خود در ایران تا ایران را نیز در زمره اقمار خود درآورد. لاکن دولت ایران نیز تحت تاثیر انگلستان نتوانست از این فرصت بهره مناسبی را در تامین منافع ملی ایران ببرد تا بالاخره با انعقاد قرارداد اسارتبار 1919 با انگلستان ، در عمل دولت شوروی یک به طور کامل در مقابل خود قرارداد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها