در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دریافت چنین پیامی باعث میشود فرد احساس نیاز کرده و دنبال این است تا همسرش به قولی که به او داده، عمل کند. علت دیگر صبر و تحملی است که یکی از زوجین در زندگی خود داشته و نیازهایش برطرف نشده است.
اینجا زبان به شکایت گشوده و میگوید که من این همه صبوری و تحمل کردم، اما همسرم فداکاریام را درک نکرد. چشم داشتن به زندگی دیگران و الگوبرداری از آنها نیز عامل دیگری است که باعث متوقع شدن فرد میشود و سعی میکند زندگیاش را طوری بسازد که دیگران به آن شکل زندگی میکنند. افرادی که تیپ شخصیتی کمالگرا دارند نیز جزو دسته افراد پرتوقع قرار میگیرند. اینگونه افراد چون نمیتوانند رضایتمندی لازم را در داشتن ثبات پیدا کنند، به سمت برآورده کردن توقعات خود از همسرشان روی میآورند.
گاهی این توقع براساس لجبازی است. یعنی در رابطه ناسالمی که درون زندگی مشترک وجود دارد، فرد طوری رفتار میکند تا رفتارهای همسرش را براساس خواستههای خود و برآورده شدن آن توقعات تغییر دهد. گاهی این توقع نشانه خوببودن است. فرد در مسیر زندگی و در بعضی موقعیتها طوری رفتار میکند تا این حس را به همسرش منتقل کند که «ببین من چقدر از خود گذشته و خوب هستم.» در واقع فرد با انجام این رفتارها دنبال این است که بگوید اگر بهطور مثال تو در سفر خرج نکردی، چون من خوب بودم. مشاهده و الگوبرداری هم در متوقع بار آمدن افراد بیتاثیر نیست. اگر خواهر یا برادر زن یا شوهر، فرد متوقعی بوده و زندگی خوبی هم داشته، این خود عاملی میشود برای اینکه مرد یا زن او را الگوی خود قرار داده و توقع داشتن از همسر را در زندگیاش پیاده کند.
رفتار تقویت شده هم در متوقع بار آمدن فرد بیتاثیر نیست. اگر فردی در طول زندگیاش
به هرچه میخواسته دست پیدا کرده، همین عاملی میشود تا پرتوقع بار بیاید.
پرتوقعی خاص زن یا مرد نبوده و اینجا تفاوت جنسیتی حاکم نیست، اما نوع توقعات زن و مرد در زندگی مشترک با هم فرق دارد. زن توقع دارد مرد تکیه گاه او بوده و همیشه حامیاش باشد. از زندگی با او احساس خشنودی و رضایتمندی کند. در مقابل مرد هم توقع دارد زن قدردان زحمات و تلاشهای او برای زندگی باشد. مرد دوست دارد زن این را بداند که من دارم برای زندگیمان تلاش میکنم. توقع مرد در نیاز عاطفی و جنسی و توقع زن در محبت دیدن از مرد و تکیه کردن به او خلاصه شده است.
متوقع بودن بهراحتی زندگی را در معرض خطر قرار میدهد. بهوجود آمدن اختلاف و تنش در درون خانواده، پرخاشگری و تندی، ایجاد فاصله بین زوجین، طلاق عاطفی یا سرد شدن روابط احساسی همسران، احساس ناکامی و سرخوردگی، کاهش اعتماد به نفس، شکست و ناامیدی و حتی نشانگان افسردگی از جمله نتایج توقع بیش از اندازه در زندگی مشترک است.
بهترین راه برای جلوگیری از ایجاد توقع در زندگی، شناخت واقعیات درون زندگی است و اینکه براساس واقعیت پیش میرود. بهتر است زوجها زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنند، با شناخت قبلی از همسر و روحیات و ویژگیهایش با او ازدواج کنند و همچنین فاصله بین من واقعیشان یعنی چیزی که در واقعیت هستند با من آرمانی یعنی چیزی که دوست دارند باشند، به هم نزدیک باشد. این روند باعث بقا و تداوم و سلامت نظام خانواده میشود.
دکتر پرویز رزاقی - روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: