افشای راز جنایت پس از 11 سال

پس از 11 سال تصمیم گرفتند واقعیت را بگویند تا تکلیف پرونده روشن شود. در این مدت با دروغگویی سعی داشتند مسیر تحقیقات را تغییر دهند که دروغ‌های آنها باعث شد 11 سال رسیدگی به پرونده آنها طول بکشد.
کد خبر: ۸۵۶۳۹۱

رسیدگی به این پرونده از شامگاه بیست‌ونهم شهریور 83 همزمان با ناپدید شدن پسر 26 ساله‌اش به نام مهران در دستور کار پلیس استان تهران قرار گرفت.

پدر مهران در شکایتش به ماموران گفت: «پسرم با یک پیکان مسافرکشی می‌کند. رفیق پسرم می‌گوید او دیروز سه نفر از دوستانش را دربست سوار ماشین کرد تا به جاجرود ببرد، اما دیگر بازنگشت.»

پس از اظهارات مرد میانسال تلاش برای افشای سرنوشت مهران آغاز شده بود که خبر رسید افسران کلانتری 206 بومهن جنازه یک مرد جوان را که طناب دور گردنش پیچیده شده و با ضربه‌های چاقو از پا درآمده است، در یک دره یافته‌اند. مشخصات جنازه با مشخصاتی که پدر مهران به پلیس ارائه داده بود مطابقت داشت. به این ترتیب مرد میانسال به سردخانه پزشکی قانونی رفت و جنازه پسرش را شناسایی کرد.

پس از کشف جسد، پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد و تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات برای کشف راز قتل را آغاز کردند. تحقیقات مقدماتی نشان داد، پیکان قربانی دزدیده شده بود و این موضوع فرضیه جنایت با ‌انگیزه سرقت را قوت بخشید.

پلیس در نخستین گام به پرس‌وجو از دوستان قربانی پرداخت و رد سه پسر 18 ساله به نام‌های سعید، مهرداد و عادل را در این جنایت یافت.

پسران جوان که هر سه معتاد بودند، پس از دستگیری سعی داشتند خود را بی‌اطلاع از مرگ دوست‌شان نشان دهند، اما وقتی در بن‌بست اطلاعاتی پلیس گرفتار شدند به‌ناچار لب به اعتراف گشودند و گفتند با‌ انگیزه سرقت مهران را به دره‌ای در جاجرود کشاندند و او را کشتند. پس از اعتراف متهمان، برای آنها کیفرخواست صادر و پرونده برای محاکمه به شعبه 71 دادگاه سابق کیفری استان تهران فرستاده شد. در این بین عادل که با قرار وثیقه سنگین مرخصی گرفته بود، دیگر بازنگشت و سعید و مهرداد پای میز محاکمه ایستادند. آنها با دروغگویی مسیر رسیدگی به پرونده را به بیراهه کشاندند و تلاش کردند پلیس را گمراه کنند تا این‌که با گذشت 11 سال پس از این جنایت لب به اعتراف گشودند. در جلسه رسیدگی به این پرونده که هفته گذشته در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست نورالله عزیزمحمدی و با حضور دو مستشار تشکیل شد، پدر و مادر قربانی برای عاملان جنایت حکم قصاص خواستند.

پدر مقتول گفت: «متهمان با دروغگویی 11 سال من و همسرم را گمراه کردند. در این مدت چون دنبال پرونده قتل پسرم بودم کارم را از دست دادم و زندگی‌ام از هم پاشید. شاید اگر همان سال‌های اول متهمان به‌راستی به قتل پسرم اعتراف کرده بودند آنها را می‌بخشیدم، اما حالا به هیچ قیمتی حاضر به گذشت نیستم و برای عاملان قتل پسرم حکم قصاص می‌خواهم.»

سپس مهرداد پشت تریبون دفاع ایستاد و گفت: «مهران با خودروی پیکان مسافرکشی می‌کرد و من و دوستانم با ‌انگیزه سرقت تصمیم به سرقت خودروی او گرفتیم. سراغ مهران رفتیم و از او خواستیم ما را به صورت دربستی به جاجرود ببرد. وقتی به جاجرود رسیدیم دست و پایش را با طناب بستیم تا پیکانش را بدزدیم. اما من از ترس این‌که ما را به پلیس لو بدهد، او را با چاقو زدم. ما در زمان ارتکاب جرم فقط 18 سال داشتیم و از روی بچگی دست به این کار زدیم. من شرمنده خانواده مهران هستم و از آنها می‌خواهم مرا ببخشند. اعتیاد زندگی ام را نابود کرد.»

سپس این متهم جای بریدگی‌های چاقو روی صورتش را به هیات قضایی نشان داد و گفت: «در مدتی که در زندان هستم، دچار عذاب وجدان شده‌ام و به همین خاطر بارها خودزنی کرده‌ام تا از این زندگی رها شوم. من به مرگ راضی‌ام. دیگر تحمل زندان را ندارم.»

نوبت دفاع به مهرداد که رسید، گفت: «باور کنید من هیچ ‌ضربه‌ای به مهران نزدم. من فقط همراه سعید و عادل دست و پای مهران را با طناب بستم و حالا هم هیچ‌خبری از عادل ندارم و نمی‌دانم او در این سال‌ها به کجا گریخته است.

در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد و سعید را به قصاص و 25 سال زندان به اتهام آدم‌ربایی و سرقت مقرون به آزار محکوم کرد. برای مهرداد نیز 25 سال زندان صادر شد. قضات حکم 25 سال زندان برای عادل را نیز به‌صورت غیابی صادر کردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها