معترضان به پخش برنامه فیتیله، خواستار «عذرخواهی» مسئولان صداوسیما و برخورد با خاطیان شدند. این درست همان اقدامی بود که رسانهملی در چارچوب سیاست راهبردی خود در احترام و صیانت از حقوق قومیتها صورت داد و ضمن عذرخواهی از مخاطبان خود و بهویژه هموطنان فهیم آذری، با مدیران و عوامل خاطی در پخش این برنامه برخورد و ادامه پخش «فیتیله» را نیز متوقف کرد.
تداوم هجمه به رسانهملی با وجود عذرخواهی صداوسیما؛ چرا؟
روایت آنچه گذشت، نشان میدهد که در قبال یک اتفاق رسانهای در صداوسیما، مدیران رسانهملی ضمن قبول مسئولیت، درصدد جبران برآمده و بلافاصله خواسته منتقدان را مورد توجه قرار دادند.
در چنین شرایطی اما ادامه اعتراضات به رسانهملی نشان از آن داشت که موضوع فقط معطوف به برنامه «فیتیله» نبوده و برخی دستهای پشتپرده، احساسات اصیل هموطنان آذری را بهانهای کردهاند تا به اهداف پیدا و پنهان خود برسند. از یاد نباید برد که به عقیده برخی صاحبنظران، عذرخواهی سریع و صریح مسئولان صداوسیما، در تاریخ مدیریتی کشورمان اگر نگوییم بیسابقه، حداقل کمسابقه بوده و معمولا مدیران بهویژه در سطوح عالی، در قبال اشتباهات صورت گرفته کمتر عذرخواهی کرده و معمولا به تاکتیک فرافکنی روی میآورند. حال آنکه صداوسیما بدون کوچکترین تلاشی برای شانهخالیکردن از زیر بار مسئولیت، به خواسته هموطنان آذری خود پاسخ گفت، اما گویی عدهای در پس تحریک احساسات هم میهنان آذری، در جستجوی منافعی دیگر بودند!
پشت پرده بالاکشیدن فیتیله افراطیگری
برای تحلیل اهداف پشتپرده دامن زدن به اعتراضها علیه رسانهملی، باید چند عنصر مهم را در نظر قرار داد؛
1ـ یکی از مهمترین این عناصر، تحرکات گروههای جداییطلب است که معمولا از هر فرصتی برای به آشوب کشیدن استانهای مرزی کشورمان استفاده میکنند.
چنین گروههایی، با بزرگنمایی هر رخدادی، تلاش میکنند امنیت ایران را بهویژه در شرایط حساس موجود در منطقه، به بازی بگیرند. با توجه به اینکه تجزیهطلبها، فاقد هرگونه پایگاه اجتماعی هستند، فعالان در این گروهکها تلاش میکنند با یارگیری از تودههای مردم یا تحریک نخبگان، اهداف پنهان خویش را پی بگیرند که این ترفند نیازمند هشیاری همه مسئولان و نخبگانی است که از نفوذ در استانهای قومی برخوردارند.
2ـ افزون بر این گروههای افراطی که معمولا سوار بر موج تعلقات تاریخی و فرهنگی اقوام ایرانی، گاهی تنشهایی را بهوجود میآورند، باید به این نکته اشاره کرد که اصولا وظیفه تامین امنیت استانهای کشور به عهده استانداران محترم بهعنوان نمایندگان عالی دولت در استانهاست. از اینرو احتمال اینکه برخی مسئولان در استانها به دلایلی که خود بهطور مستقل میتواند بررسی شود، بر طبل تحریک هموطنان آذری زبان بکوبند و وارد برخی بازیهای پشتپرده شوند، نمیتواند در راستای منافع ملی کشورمان تحلیل شود و باید ازهمه مسئولان خواست تا چون همیشه، منافع ملی را بر برخی تعلقات جناحی ارجح بدانند.
بالا نگه داشتن فیتیله حساسیتها نسبت به یک برنامه طنز تلویزیونی، نه فقط منافع دولت، که منافع کشور و نظام را نیز تهدید کرده و این همان نکتهای است که انتظار میرود برخی آن را مورد توجه قرار دهند و ناخواسته وارد بازی طراحی شده از سوی برخی جریانات نشوند.
3ـ با نزدیک شدن به ایام انتخابات، بدیهی است که برخی نامزدهای احتمالی مجلس دهم بهدنبال کسب رای بیشتر هستند. تلاش برای جلب آرا گاهی به سوی روشهای غیر اخلاقی گرایش پیدا میکند و در چنین شرایطی، شاهد اظهارنظرهایی از برخی نمایندگان یا چهرههایی هستیم که در انتخابات اسفند حاضر خواهند بود؛ اظهارنظرهایی که بیش از آنکه رنگ خردورزی سیاسی داشته باشد، نشان از منفعتجویی انتخاباتی دارد. تردیدی نباید داشت که جامعه ایرانی به آن اندازه از بلوغ سیاسی رسیده است که بتواند بین «دغدغههای قومی» و «فرصتطلبی انتخاباتی» تمایز قائل شوند.
4ـ شورای نگهبان که چشم بینای نظام در رصد تحولات انتخاباتی است، بیتردید بهخوبی سوءاستفاده از پخش یک برنامه از سری برنامههای «فیتیله» را رصد میکند. این همان وظیفهای است که دستگاههای امنیتی و قضایی نیز به عهده دارند تا مانع آن شوند که فرصتطلبی سیاسی، وحدت ملی را تهدید کند.
5ـ رسانهملی به سبب فراگیری بالایی که دارد، همواره باید دغدغهها و حساسیتهای گروههای قومی، مذهبی، صنفی و سیاسی را مدنظر قرار داده و مانع آن شود که با پخش برنامهای، هر یک از گروههای اجتماعی احساس تحقیر یا جداپنداشتهشدن از متن جامعه ایرانی کنند.
اینکه پخش یک برنامه طنز، شائبههایی را بهوجود آورده، بیتردید نیاز به عذرخواهی، برخورد و توقف ادامه پخش چنین برنامهای داشته که در عمل صورت گرفته است. با وجود این، آنها که به دلیل تسویهحسابهای جناحی، همچنان سعی میکنند سوار بر موج «فیتیله»، به تضعیف رسانهملی بپردازند و برخی اختلافات سیاسی یا سلیقهای را دستمایه تشدید سوءتفاهم کنونی کنند، نه فقط به هموطنان آذری و جامعه ایرانی خدمت نمیکنند، بلکه باعث میشوند که رسانه ملی بهعنوان مهمترین بازیگر در میدان همگرایی تنوعات قومی به حاشیه رانده شده و راه برای رسانههایی باز شود که در بیرون از مرزها، تفرقه افکنی در بین ایرانیان را دنبال میکنند.
اشتباه محاسباتی در سنجش ضریب اعتماد مردم به رسانهملی
به این ترتیب همه آنها که در اتاقهای فکر پشتپرده، گمان میکنند میتوانند به بهانه اشتباه در پخش یک برنامه طنز، رسانهملی را وادار به باجدهی رسانهای کرده و آن را مجبور به دست کشیدن از راهبردهای کلان رسانهایـ سیاسی در راستای منافع ملی کشور کنند، باید بدانند که در ارزیابیهای خود از جامعه ایرانی و میزان اعتماد مردم به رسانهملی در خطا بوده و برای آنکه متوجه شوند مردم ایران تا چه اندازه حامی هنرمندان تلویزیونی و برنامههای رسانه ملی هستند، بد نیست سری به شبکههای اجتماعی و شبکههای پیامرسان موبایلی بزنند.
چنان که گفته شد، مردم ایران ضمن حساسیت نسبت به حفظ احترام همه ایرانیان، معذوریتهای رسانهای در تولید و انتشار پیامهای رسانهای را در نظر میگیرند و تاریخ ثابت کرده است مقابل آنانی میایستند که میخواهند با بهرهبرداری سیاسی از اتفاقات روز، استانهای مرزی کشورمان را در منطقه پرآشوب آسیای جنوب غربی، ناامن کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم