این اتفاق البته رخداد میمونی بود چون باعث شد فرصتی استثنایی برای حضور و نقشآفرینی زنان در هیات دولت و حوزه سیاستگذاری ایجاد شود. اما با وجود این، عملکرد و تاثیرگذاری معاونت امور زنان گهگاه به نقد کشیده میشود با این استدلال که این معاونت نتوانسته به انتظارات جامعه زنان جامه عمل بپوشاند و چالشهای مختلف این جمعیت را برطرف کند.
یکی از دلایل جاری شدن سیل انتقادات به سمت معاونت امور زنان این است که زنان جامعه ما هیچ مرجع قابل لمس و مشاهدهای برای پیگیری مطالباتشان بجز این معاونت در دسترس ندارند و به همین دلیل امید دارند که این معاونت به همه انتظارات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی آنها پاسخ دهد. اما وقتی به ماهیت تشکیلاتی و قدرت عملی که برای معاونت امور زنان تعریف شده توجه کنیم، خواهیم دید که این معاونت یک نهاد ستادی است به این معنا که سیاستگذار است نه مجری، برخلاف مرکز امور زنان که قدرت اجرایی نیز داشت.
لازمه فعالیت و اثرگذاری یک نهاد سیاستگذار، همراهی دستگاهها و نهادهای مجری است که در مورد معاونت امور زنان اینگونه معنا میدهد که اگر قرار است در وضعیت زنان تحولی ایجاد شود باید نزدیک به 20 وزارتخانه و سازمان که هم بودجه در اختیار دارند و هم توان اجرایی به میدان بیایند. اما در عمل دیده میشود که چنین نیست و در زمان بودجهنویسی، تصویب قوانین یا نگارش برنامههای توسعهای، سازمانها و نهادهای مسئول به موضوع زنان کمتوجهی میکنند. البته این انتظاری بهحق است که از معاونت امور زنان بخواهیم در حوزه سیاستگذاری قویتر وارد شده و در بدنه دولت رایزنیها و چانهزنیهای اثرگذارتری به نفع زنان داشته باشد، اما به نظر میرسد اگر چشم داریم که این معاونت وارد حوزه اجرا و اقدامات ملموس شود راهی بهجز ایجاد یک سازمان اجرایی در معاونت امور زنان وجود ندارد. البته عدهای تاکنون موضوع تشکیل وزارت زنان را مطرح کردهاند که به اعتقاد من چون تاسیس این وزارتخانه باعث شانه خالی کردن وزارتخانههای دیگر از زیر بار مسئولیت در قبال زنان میشود، داشتن سازمانی اجرایی در معاونت میتواند راهگشا باشد.
دکتر زهرا نژادبهرام
پژوهشگر اجتماعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم