باوجود این پیشینه سیاه، بازی در چنین نقشی در روایت سینمایی زندگی پیامبر دل شیر میخواهد و بازیگر باید پیه سرزنشهای احتمالی تماشاگران عام را به تن خود بمالد و این تازه سختی یک بخش از ماجراست و اصل کار از آب و گِل درآوردن چنین نقشی است. باتوجه به حساسیت و وسواسی که از مجید مجیدی، کارگردان فیلم «محمد رسول الله» میشناسیم، میدانیم او هیچ انتخابی را بی اطمینان انجام نمیدهد. برای همین اعتماد او به بازیگری چون محمد عسگری برای ایفای نقش ابولهب نیز بدون پشتوانه نبوده است. عسگری هم با تلفیق صدای پرطنین و احساس لازمه نقش و اندام تنومندش تصویری درست و قابل قبول از ابولهب ارائه میدهد. جالب است بدانید او برای بازی در این نقش موفق شد رقیبان نامداری چون فرهاد اصلانی را کنار بزند. عسگری بازیگری است که پیشینه دو دهه بازیگری و کارگردانی در تئاتر را دارد و پیشتر در فیلمهایی چون «حق سکوت» و «امروز» هم به عنوان بازیگر حضور داشته است.
چطور شد قرعه بازی در نقش ابولهب به شما افتاد؟
خیلی از چهرههای سینمای ایران از جمله فرهاد اصلانی، نامزد بازی در این نقش بودند. آقایان مجیدی و ویتوریو استورارو، مدیر فیلمبرداری طی مشورت با هم به این نتیجه رسیدند که فرزندان عبدالمطلب ضمن اینکه رگههایی از شباهت داشته باشند، خیلی هم شبیه به هم نباشند. در نهایت پس از تستهای مختلف لباس، گریم و بازی پذیرفتند که من بازیگر نقش ابولهب باشم.
نمیترسیدید زیر سایه بازیگران شناخته شده فیلم قرار بگیرید؟
پیشینه تئاتر و کارگردانی نمایشهای مختلف باعث شد ترس و واهمهای از این بابت نداشته باشم، تنها ترس من درآوردن و باورپذیرکردن این نقش و جلب رضایت مردم بود.
چگونه با این نقش منفی و سیاه مواجه شدید؟
اگر شما هر نقشی، چه مثبت و چه منفی – به ویژه نقشهای منفی – را محق بازی کنید، تمام فعل و انفعالاتی که بازیگر در طول درام به دوش میکشد، برای تماشاگر باورپذیر خواهد بود. اما اگر بخواهید ادای یک آدم منفی را دربیاورید، خیلی زود لو میروید. من هم تلاش کردم حین بازی، ابولهب را قضاوت نکنم و نقش را باورپذیر بازی کنم.
پژوهش برای این نقش چقدر به کمکتان آمد؟
نه تنها من بلکه همه بازیگران تکلیف داشتند که پیشینه و شناسنامهای از نقشها را برای خودشان بسازند. ضمن اینکه درخصوص کاراکتر ابولهب پیش از اسلام، منابع زیادی وجود نداشت. با این حال سعی کردم منابع اندک موجود را بهخوبی مطالعه کنم و یافتههایم را با کارگردان در میان بگذارم و از آن ویژگیهایی که از نظر ایشان به درد کار و شخصیت میخورد، در بازیام استفاده کنم و به آن شاخ و برگ دهم. به جز بخش شناسنامهسازی، ادبیات رفتاری و بدنی این شخصیت عرب هم اهمیت داشت. ما برای نزدیکتر شدن به این نقشها دو ماه همچون عربهای پیش از اسلام در لوکیشن مکه زندگی کردیم تا اجرای باورپذیری در فیلم داشته باشیم.
کار با مجیدی چطور بود؟
من توفیق این را داشتم که پس از ورود به پروژه و از ابتدای جلسات دورخوانی علاوه بر بازی، به عنوان دستیار کارگردان هم با ایشان همکاری داشته باشم. سختی این کار بسیار بیشتر از مسئولیت ایفای یک نقش بود، چون در این قسمت فقط با نقش خودم طرف نبودم، بلکه باید همراه آقایان بیژن میرباقری و علیرضا سبزواری برای سکانسهای مختلف پژوهش میکردم و مسئولیت اجرایی صحنهها را برعهده میگرفتم.
یکی از زیباترین صحنههای بازی شما جایی است که به نقش ابولهب کاسه شیری را به عبدالمطلب که در بستر مرگ است تعارف میکنید، اما او به خاطر شیری که شما در کودکی از پیامبر دریغ کردید، آن را رد میکند. اینجا تماشاگر ضمن لعن همیشگی ابولهب، حس ترحمی هم به او پیدا میکند.
بااستناد به سوره تبت و برخی منابع موجود، برداشتم از ابولهب، شخصیتی زن ذلیل بود و به نظرم آدمی با آن هیکل و طبع وحشی و آن همه مال و ثروت و موقعیت بالای اجتماعی، در داخل خانه شخصیت پوچی است. شاید اگر ابولهب زنی مثل امجمیل نمیداشت، سرنوشتش طور دیگری رقم میخورد؛ آن نگاه حسرتبار من در این سکانس هم، از این احتمال حکایت دارد. آنجا به عنوان ابولهب به این فکر کردم که چه شد رابطه یک پدر و فرزند به اینجا کشیده شد.
علی رستگار
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم