این گفته محمدمهدی حیدریان، مدیر پروژه فیلم محمد(ص) است که در گفتوگو با تسنیم درباره جزئیات ساخت این فیلم توضیحاتی داده است.
تسنیم در ابتدا درباره توضیح سِمت حیدریان نوشته است: مدیر پروژه: محمدمهدی حیدریان؛ نامی که در میان فهرست رنگارنگ فیلم سینمایی محمد(ص) دیده میشود. حیدریان از سال 86 و از جلسه دوم تصمیم برای ساخت این فیلم در کنار مجیدی کارگردان حضور داشته است و اما جلسه اول، جلسه مجید مجیدی و رهبر انقلاب بوده است. جلسهای که از آن کمتر شنیدهایم. روایت مرسوم شکلگیری ایده فیلم این است که مجیدی در پاسخی مهربانانه به توهین غربیها به پیامبر(ص)، تصمیم میگیرد فیلم را بسازد.
رهبر معظم انقلاب به مجیدی طرح ساخت سهگانهای درباره حضرت رسول(ص) را میدهد که اولین سری آن به کودکی حضرت مربوط است.
حیدریان درباره نظر رهبری درباره ساخته شدن این فیلم توضیح میدهد: ایشان از دیرباز، در حوزه فرهنگی و هنری حضور مشخصی داشتهاند، به معنای اینکه خودشان، مستقیما در فضای فرهنگی و هنری داخلی و بینالمللی حضور داشته و دارند و همیشه با حساسیت موضوعات را دنبال میکنند. ممارست در این نوع نگاه و تبدیل شدن آن به بخشی از شخصیت ایشان، باعث میشود که به طور طبیعی آقا صاحب ایده، پیشبینی و ضرورتسنجی در هر حوزهای شود. من همیشه میگویم ایشان ابتدا شخصیتی فرهنگی و هنری دارند و بعد وجوه دیگر شخصیتی.
ایشان تحلیلشان مبتنی بر اهلیت و عضویت و اشراف به این حوزه بود و اعتقاد داشتند که الان دیگر وقتش است که ما در مورد حضرت رسول(ص) کاری کنیم. این تحلیل و نیازسنجی ابتدایی ایشان بود و با توجه به جامعیت و اشرافی که ایشان بر موضوع سینما دارند؛ تشخیص اینکه چه کسی برای این موضوع بهترین است هم امر پیچیدهای نیست، البته این انتخاب به شدت خطیر و ویژه بود. چند نکته این وسط وجود داشت که کار را بسیار ویژه میکرد.
یکی اینکه موضوع مربوط به پیامبر اسلام(ص) است که از نظر ما برترین و بالاترین مخلوق است و در نگاه دیگر رهبری معظم، رهبر یک کشور بزرگ اسلامی است و حالا به این نتیجه رسیده است که در مورد پیامبر باید کاری کنند؛ علاوه بر این ایشان یک روحانی هم هستند و از موضع یک مرجع دینی هم میبینند؛ تشخیص و پیشنهاد میدهند.
روی کلمه «پیشنهاد» تاکید کنم، چون آنچه که من از ایشان در این 30 سال که در مناسبات و مسائل مختلف توفیق حضور در جمع ایشان را داشتم؛ دیدهام. اعتقاد ایشان این است که هنر امر دستوری نیست؛ خلق اثر هنری هم دستوری نیست؛ میتوان پیشنهاد داد، این پیشنهاد باید همراه با موشکافی و دقت باشد تا به خلق یک اثر هنری، که موثر باشد و به دل بنشیند، کمک کند. شما جرقه را میزنید و او شعلهور میشود و به دنبال تولید کار میرود؛ لذا من در عین اینکه معتقد نیستم که هنرمند را صدا کنیم و ایدههای خودمان را به او دیکته کنیم و از او بخواهیم که این را به یک اثر تبدیل کند، معتقدم که هنرمندان به یک مکمل نیاز دارند. این مکمل میتواند از یک مقام آگاه بالاتر یا یک جرقهزن باشد؛ جرقهزن مشخصا تشخیص میدهد و به آن هنر و هنرمند و شرایطی که میتواند این جرقه در آن زده شود، اشراف دارد. اینجا هم این اتفاقات رخ داد و ایشان با همه قابلیتها و اشرافی که داشتند، آن فرد را پیدا و این جرقه را در مجیدی روشن کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم