دو سال پیش انگل میاز تلفاتی بیشتر از ۵۰ راس گوزن زرد را در خوزستان زمینهسازی کرد و سازمان محیطزیست بار دیگر این زیرگونه آسیبپذیر را که به واسطه درونآمیزی از نظر ژنتیکی هم ضعیف شده به جایی میبرد که به دلیل حضور گسترده دام در محیط اطراف باثبات نیست. طبیعی است جابهجایی گونهای چنین ارزشمند باید براساس اصول خاص و علمی باشد، اما متاسفانه هنوز هم به واسطه ضعف مدیریت شاهد هستیم کار جابهجایی را دو تیم مجزا انجام میدهند؛ یعنی بیهوشی را در مبدأ یک تیم و رهاسازی را در مقصد تیم دیگری به عهده میگیرد. این کار با پروتکل تعریف شده بینالمللی برای جابهجایی حیاتوحش همخوانی ندارد.
دکتر علیزاده برخلاف نظر دامپزشک دفتر حیاتوحش معتقد است، مدیریت هوشمند و تخصصی حیاتوحش در همهجا بویژه در مورد گوزن زرد تاکید بر بیهوشی صرف ندارد، وی افزود: کارشناسان فرانسوی و آمریکایی بیهوشی گوزن زرد را بسیار تخصصی و متفاوت با سایر سُمداران توصیف میکنند. جابهجایی موفق و بدون تلفات ۳۰ گوزن زرد در سال ۶۸ از منطقه دشت ناز به ارومیه را چگونه میتوان با انتقال چهار گوزن در سال ۹۴ و تلفات ۲۵ درصد، آن هم در یک فصل نامناسب یعنی اواخر تابستان که شروع فصل جفتگیری گوزنهاست و حیوان نهتنها از نظر رفتاری، بلکه حتی از نظر فیزیولوژیکی آماده جابهجایی نیست مقایسه کرد.
نقد دوم
دکتر ایمان معماریان، فارغالتحصیل دامپزشکی دانشگاه تهران و فلوشیپ مقیدسازی و بیماریهای حیاتوحش از کشورهای نامیبیا، هلند و اسپانیا میگوید: در بیهوشی، مسئولیتپذیری مهمترین بخش کار است. سوال اینجاست که چرا دامپزشک مسئول بیهوشی در این جابهجایی حضور نداشته در حالی که موظف بوده زمان رسیدن به مقصد و در تمام طول راه از گوزنها مراقبت کند.
جابهجایی گوزن زرد ـ آن هم در این فصل از سال ـ هم به دلیل گرمای هوا و هم به علت آغاز فصل تولیدمثل در هیچ جای دنیا توصیه نمیشود. برخلاف نظر مسئول دفتر حیاتوحش که مرگ این حیوان را طبیعی اعلام کرد، علم دامپزشکی هیچ مرگی ـ آن هم مرگ گونهای چنین ارزشمند ـ را طبیعی نمیداند مگر آن که علت مشخص شود.
آیا کالبدشکافی این حیوان بعد از ده روز اصلا امکانپذیر است؟ به عنوان یک دامپزشک حیاتوحش، هزینه ۹۰ میلیون تومانی کل این طرح جابهجایی را عجیب و قابل تأمل میدانم. بهتر بود اعلام میشد این هزینه برای چه کارهایی در نظر گرفته شده است. بیهوشی نشخوارکنندگان مستلزم به کار بستن ترکیبات دارویی خاصی است که پایه آنها اتورفین است.
ترکیب دارویی انتخابی باید کاملا برگشتپذیر باشد و سریع هم تاثیر بگذارد. در ضمن احتمال نفخ و برگشت غذا را به حداقل برساند، اما حتی بهروزترین داروهای دنیا یا حتی مجهزترین وسایل حمل و نقل حیاتوحش چنین هزینهای را نمیطلبند.
نقد سوم
دکتر حمیدرضا رضایی، عضو هیأت علمی گروه محیط زیست دانشگاه گرگان و از مشاوران سازمان محیط زیست باور دارد چنین انتقال زمینی پرخطری نهتنها در فصل مناسب انجام نشده، بلکه حتی مدیریت تخصصی نیز در مورد آن اعمال نشده است: بهترین زمان جابهجایی آخر آبان و اوایل آذر است که فصل تولیدمثل گوزن زرد پایان یافته و بریدن شاخهای گوزن هیچ مشکلی از نظر تولیدمثل برای جانور به وجود نمیآورد. در ضمن پس از دو ماه پایه شاخهای باقیمانده به صورت طبیعی میافتد و شاخ جدید به جای آن رشد خواهد کرد و دوره ایمن بارداری هم برای مادهها سپری شده است.
مشکل دقیقا اینجاست که این کار باید براساس اصول علمی و تخصصی انجام شود، زیرا گوزن زردی که شاخ خود را ـ آن هم در آغاز فصل جفتگیری ـ از دست داده، نهتنها در محیط جدید توان رقابت ندارد، بلکه حتی بسیار آسیبپذیر هم میشود. ما با یک گونه عادی مواجه نیستیم؛ بلکه با یک گونه در خطر انقراض روبهرو هستیم که تلف شدن یک راس آن هم بسیار مهم است. علاوه بر اهمیت زیستی و اکولوژیکی گوزن زرد ایرانی، فراموش نکنیم برای نگهداری و پرورش هر گوزن زرد ایرانی میلیونها تومان هزینه میشود. تغذیه، کنترل دائم توسط دامپزشک، فضای اختصاصی و نگهبانی شبانهروزی به معنای سالی چند میلیون تومان هزینه است. پس چگونه میتوان آن را با یک سهلانگاری و بیدانشی توجیه کرد؟ برخی ادارات کل محیطزیست برای نگهداری از گوزن زرد سالانه چندصد میلیون تومان هزینه میکنند، در حالی که آمار جمعیتی بیشتر آنها حتی افزایشی هم نیست. اکنون این تلفات جدید را باید بر چه اساس توجیه کرد؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم