این استراحت طولانی باعث شد که روحیهام هم خراب شود چون نمیتوانستم بیرون بروم یا پیادهروی کنم و اصلا نمیتوانستم هیچ کاری انجام دهم. من برای خوب شدن حالم باید به آب درمانی بروم، اما پایین رفتن از استخر هم برای من که زمانی مربی شنا بودهام سخت شده است. از روز چهارشنبه توانستم برای گرفتن عکس از کتف، گردن و ستون فقرات به دکتر بروم و خدا را شکر میکردم که بعد از مدتها دوباره توانستهام راه بروم. با این حال این مدت هر از چندگاهی گریه میکردم چراکه من در قدیم توان و قدرت بسیاری داشتم و الان ندارم. کسی مرا به کار دعوت نمیکند و فقط رادیوییها هستند که از من میخواهند تا به برنامهها بروم. همه مرا فراموش کردهاند، اما من فکر نمیکنم در کارم خلافی کرده باشم چراکه همیشه همه از من راضی بودند. خدا را شکر میکنم که حالم بهتر شده است. بعد از خدا، دوستانم بچههای رادیو و تلویزیون هستند که حال مرا خوب میکنند و از آنهایی که در این مدت نگرانم بودند و حال مرا میپرسیدند تشکر میکنم./ مهر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم