باخت حریف به برد تبدیل نشود

اینک که مذاکرات اولیه ایران یورو3 جریان دارد رصد رفتار رسانه ای مخالفان برنامه هسته ای ایران حایز اهمیت است. از جنبه شناسایی اهداف محافل صهیونیستی برای تحت تاثیر قرار دادن فضای مذاکرات و هم از حیث طراحی کنشها
کد خبر: ۸۳۵۹۸
و واکنشهای طرفداران به نتیجه رسیدن برنامه صلح آمیز هسته ای کشورمان ، آنچه اکنون پیش روی دارید تنها مروری بر این فرآیند است.
مهم آن است که در چنین روندی ما همواره بدانیم که تا اینجای بازی ، ایران هرگز در قبال بازی به اصطلاح بزرگان قادر بوده که کوتاه نیاید. نگرانی از فعالیت هسته ای ایران ، در رسانه های تبلیغاتی غرب به آن دلیل دستخوش بزرگنمایی می شود که رفتارهای غیرصلح آمیز هسته ای رژیم صهیونیستی ، موجه جلوه کند.
روزنامه اورشلیم پست که در اسرائیل منتشر می شود، اخیرا اعلام کرد دولت آلمان بتازگی فروش دو زیردریایی دلفینی به اسرائیل را تایید کرده است. یک تحلیلگر نظامی در مقاله ای که در این روزنامه انتشار یافت ، فروش زیردریایی ها به رژیم صهیونیستی را نشانگر آمادگی اسرائیل برای حمله هسته ای به ایران دانسته است.
جنگ تبلیغاتی علیه ایران در رسانه های امریکایی طرفدار اسرائیل ، هر روز تشدید می شود. واشنگتن تایمز در این زمینه نوشت : تلاشهای دیپلماتیک برای وادار کردن ایران به توقف طرحهای هسته ای ، روندی را طی می کند که به جایی نمی رسد.
اسرائیل نیز در این بین ، گامهایی را در جهت حمله ای پیشگیرانه به ایران برداشته است. ژنرال آهارون زیوی فارکاش ، رئیس بخش اطلاعات ارتش اسرائیل گفت : پس از ماه مارس اسرائیل باید خود را آماده به کارگیری ابزاری به غیر از دیپلماسی کند تا به این وسیله ، برنامه ساخت تسلیحات اتمی ایران را متوقف کند.
وی همچنین گفته است: اگر جامعه بین المللی تا پایان مارس 2006در توقف برنامه هسته ای ایران ناکام بماند، تلاشهای دیپلماتیک بی معنا خواهد بود. این در حالی است که ایران ، نقش خود را در مذاکرات هسته ای اش با گروه بین المللی تقویت کرده است.
هر چند دیگر مقامات اسرائیلی به دنبال آن تلاش کرده اند هشدارهای ژنرال فارکاش را کوچک بشمارند و فراخوان آریل شارون را از جامعه بین الملل برای حل مساله ایران بار دیگر تکرار کرده اند، اما جای تردید نیست که نگرانی اسرائیلی ها درباره برنامه هسته ای ایران از 4سال پیش تاکنون شدت گرفته است.
بنابر برآورد بخش اطلاعات و جاسوسی دولت اسرائیل ، ایران از ماه ژانویه تاکنون ، 45تن گاز هگزا فلوراید اورانیوم به دست آورده است که برای 3تا 4بمب هسته ای کفایت می کند.
همچنین قابلیت های تهران در ساخت و تولید این مواد، همزمان با فعالیت های آشکار هسته ای فعلی اش رو به گسترش است. در حالی که ایران در جهت تبیین فعالیت ها و اهدافش تلاش می کند، اسرائیل منتظر دیگران نمی ماند که آیا دیپلماسی اتحادیه اروپایی یا امریکا، رویه ایران را تغییر خواهند داد یا خیر.
حتی آلمان هم که در مذاکرات با ایران ، نقشی راهبردی از سوی غرب در قبال تهران ایفا می کند، زمینه را برای ایجاد اطمینان خاطر از بابت حفظ موقعیت پیشگیرانه و برتری نظامی اسرائیل در برابر ایران فراهم کرده است.

وضعیت کنونی فناوری هسته ای
توانایی ما در زمینه فعالیت های هسته ای در چه اندازه ای است و این قابلیت ها چه موقعیتی در میان سایر کشورها به ما می بخشد، دنیا و مخصوصا اروپا و بویژه امریکا از ما چه می خواهد و توفیقی که ما در قبولاندن جایگاه خود به آنها بدان دست یافته ایم ، چیست؛
پس از توافق روسیه با تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر که ساخت آن قبل از انقلاب و ابتدا به دست شرکت آلمانی زیمنس آغاز شد و پس از کناره گیری آن شرکت، مذاکره با چینی ها و حتی انعقاد قرارداد در این زمینه نیز نتوانست به تکمیل و راه اندازی آن کمک کند، ال گور، معاون رئیس جمهور وقت امریکا در سال 1994به کاخ کرملین رفت تا در مذاکره با مقامات روسی ، این کشور را از تکمیل و راه اندازی نیروگاه بوشهر منصرف کند.
از سال 1992که روسیه موافقت خود را با تکمیل و راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر اعلام کرده بود، مقامات سیاسی و اطلاعاتی امریکا بارها درباره خطر ساخت سلاح هسته ای توسط ایران هشدار داده بودند.
آنان امیدوار بودند با وعده های اقتصادی و مالی ، مسکو را از ادامه همکاری هسته ای با ایران منصرف کنند؛ اما این تلاشها به نتیجه نرسید. مسکو اگر چه پذیرفت که با دقت بیشتری با ایران معامله کند، اما همچنان بر صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران پافشاری می کرد و این در حالی بود که واشنگتن حتی از پذیرش حق ایران برای ساخت نیروگاه هسته ای با هدف تولید الکتریسیته نیز خودداری می کرد.
در سال 2003در تهران و در مجموعه سعدآباد وزرای امور خارجه 3کشور اروپایی فرانسه ، انگلستان و آلمان در یک سفر کم سابقه مشترک به تهران آمدند تا با مقامات ایرانی در خصوص فعالیت های هسته ای این کشور مذاکره کنند.
در فاصله این سالها ایران نه تنها در آستانه بهره برداری از نیروگاه بوشهر قرار گرفت، بلکه چرخه سوخت به دست متخصصان ایرانی و با استفاده از P2و P1هسته ای خود را نیز تکمیل کرد.
معادن اورانیوم در یزد فعال شدند، سانتریفوژهای منابع خارجی ساخته شدند، در اصفهان نیز کارها برای ساخت نیروگاه آب سنگین آغاز شد و ایران به فناوری غنی سازی اورانیوم تا درجه خلوص بالا دست یافت.
تا چندین سال قبل تبلیغات گسترده اسرائیلی ها برای خطرناک جلوه دادن ایران با بی تفاوتی جامعه جهانی مواجه شده بود و به زعم وجود طرح عظیم ساخت نیروگاه اتمی بوشهر، ایران یک کشور اتمی محسوب نمی شد. اما دستیابی کشورمان به فناوری پیچیده و مدرن چرخه سوخت ، ایران را به یک قدرت اتمی تبدیل کرد.
از همان زمان بود که پرونده هسته ای ایران در دستور کار رهبران جهان غرب قرار گرفت. اروپا و امریکا بر سر فعالیت های هسته ای ایران در یک موضوع اشتراک نظر و در یک مورد اختلاف نظر دارند. هر دو طرف با تولید سلاحهای هسته ای در کشورهایی غیراتمی و از جمله ایران مخالفند. اما تعریف فعالیت هسته ای از منظر اروپاییان و امریکایی ها متفاوت است.
امریکا هر گونه فعالیت هسته ای ایران را غیر صلح آمیز و خطرناک می داند، حتی اگر قرار باشد نیروگاهی تحت نظارت کامل آژانس بین المللی انرژی اتمی برق تولید کند. در حالی که اروپا چرخه سوخت را اقدامی برای تولید سلاحهای هسته ای ارزیابی می کند و با این بخش از فعالیت های ایران مخالف است.
اما ایران در چه مرحله ای قرار دارد؛ آیا ایران یک قدرت هسته ای است؛ از منظر نظامیان ، تنها کشورهایی که دارای سلاح هسته ای و یا در آستانه ساخت آن باشند، به عنوان قدرت هسته ای شناخته می شوند.
بنابراین تنها 5کشور دایم شورای امنیت کره شمالی ، هند، پاکستان و اسرائیل در این رده بندی قرار گرفته و حتی کشورهایی همانند ژاپن ، آلمان ، اوکراین ، اسپانیا و ایتالیا با داشتن دهها نیروگاه اتمی نیز به عنوان قدرت هسته ای شناخته نمی شوند. بارها گفته شده که ایران نمی خواهد یک قدرت هسته ای نظامی باشد.
زیرا اولا تولید این گونه سلاحها جایی در دکترین نظامی ایران ندارد و از نظر فقهی نیز رهبر معظم انقلاب بر حرام بودن ساخت ، نگهداری و استفاده از این گونه سلاحها نظر دارند.
در ثانی ، با توجه به اعمال نظارت های دقیق بین المللی امکان دنبال کردن چنین برنامه هایی غیرممکن است و ثالثا به استثنای 5کشور دایم شورای امنیت بقیه کشورها از پشتیبانی و حمایت یک ابرقدرت در سطح شریک استراتژیک برخوردار بوده اند که توانسته اند به سلاح اتمی دست یازند.
کره شمالی با کمک چین و روسیه این قابلیت را یافت ، هند با کمک روسیه و به قصد تضعیف چین و پاکستان با کمک چین و با هدف تضعیف هند و اسرائیل نیز با پشتیبانی آشکار امریکا علیه جهان اسلام این مسیر را طی کرده اند.
ضمن آن که برخورداری از سلاحهای هسته ای برخلاف اعتقاد عده ای نه تنها کمکی به امنیت ملی ما نخواهد کرد، بلکه با به راه انداختن مسابقه تسلیحات هسته ای در خاورمیانه امنیت ما را در درازمدت با مخاطرات جدی مواجه خواهد کرد. اما آیا ایران یک قدرت هسته ای به معنای متعارف و غیرنظامی آن نیست ؛ بی تردید جواب این سوال مثبت است.
علم و فناوری هسته ای در ایران از مرحله کپی برداری به مرحله زایش علمی رسیده است. هم اکنون در داخل کشور مراکز پیشرفته مرتبط با فناوری هسته ای وجود دارد. دانشمندان و متخصصان هسته ای ایران می توانند پیچیده ترین مراحل تولید سوخت هسته ای از جمله ساخت سانتریفوژهای نسل دوم و یا تاباندن لیزر به کیک زرد را اجرا کنند، این علم در ذهن ایرانیان ساخته و پرداخته شده است و نمی توان با هیچ قطعنامه و بخشنامه ای از رشد و اعتلای آن جلوگیری کرد.
امریکا و اسرائیل نیز چه بخواهند و چه نخواهند باید به ایران به عنوان یک قدرت هسته ای بنگرند. از سوی دیگر، اصرار و پافشاری ایران بر حق قانونی خود برای دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای سرانجام به پذیرش این حق در میان کشورهای غربی منجر شد.
قرار است در پروتکل الحاقی دوم ، کشورهای جهان به 3گروه تقسیم شوند: گروه اول قدرتهای هسته ای نظامی شامل امریکا، انگلیس ، چین ، روسیه ، فرانسه ، کره شمالی ، پاکستان ، هند و اسرائیل و گروه دوم کشورهای اتمی دارای فناوری صلح آمیز هسته ای و چرخه سوخت و در نهایت گروه سوم کشورهای فاقد فناوری هسته ای.
تمام تلاش امریکا در ماههای اخیر و ماههای آینده معطوف به این بوده و خواهد بود که از قرار گرفتن نام کشورمان در گروه دوم جلوگیری کرده و ایران را در جرگه گروه سوم قرار دهد. اما با توجه به مراتب پیش گفته ، به نظر نمی رسد که توفیق چندانی در این زمینه به دست آورد.

اجلاس نوامبر
اجلاس پاییزه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در تاریخ سوم آذر (24نوامبر) برگزار شد. مهمترین بحث این اجلاس ، نحوه برخورد این شورا با موضوع هسته ای جمهوری اسلامی ایران بود که پیش از آغاز اجلاس ، گمانه زنی های متفاوت و متناقضی درباره آن وجود داشت؛ زیرا با در نظر گرفتن قطعنامه قبلی شورا در اجلاس سپتامبر و تهدیدات مستتر در آن قطعنامه ، این تصور شکل گرفته بود که با توجه به ایستادگی جمهوری اسلامی ایران بر مواضع خود، احتمالا شورای حکام آژانس در اجلاس پاییزه خود گام دیگری در سخت تر کردن شرایط برای جمهوری اسلامی ایران برخواهد داشت ؛ ولی روند بررسی پرونده در اجلاس و تفاهمات حاصل شده در حاشیه آن ، شورای حکام را به این نتیجه رساند که از صدور قطعنامه جدیدی درباره ایران خودداری و به جمع بندی مباحث مطرح شده در اجلاس در قالب بیانیه رئیس شورا قناعت کند.
بیانیه شورای حکام در 4بند تنظیم شد. در بند اول بیانیه که مواضع کشورهای اروپایی و هم جهت با آنان را منعکس می کند، آورده شده که پیشرفت نسبتا کمی در خصوص قصورهای چندگانه ایران که در قطعنامه اجلاس 24سپتامبر 2005آمده بود، حاصل شده است و کشورهای اروپایی ، ضمن برشمردن موارد نگرانی خود از برنامه هسته ای ایران ، اعلام می کنند که در شرایط حاضر باید پنجره ای از فرصت بر روی ایران باز باشد تا با اجرای اقدامات اعتمادساز خود، از هر گونه اقدام یک جانبه مانند از سرگیری فعالیت های غنی سازی نطنز که می تواند وضعیت را بدتر کند، پرهیز کند.
استقبال از همکاری های مضاعف ایران با آژانس ، حمایت از آغاز مجدد مذاکرات ایران و اروپا، تاکید بر حق بنیادین و لاینفک تمام کشورهای عضو آژانس بر توسعه فناوری هسته ای صلح آمیز، نگرانی از سرعت کم پیشرفت در خلع سلاح و جدا کردن مقوله اقدامات داوطلبانه از الزامات حقوقی پادمانی را می توان مهمترین نکات مطروحه در بند دوم دانست.
در بند سوم بیانیه آمده است که کشورها تاکید کردند بررسی اجرای توافق پادمانی ایران به صورتی تنگاتنگ متصل به ایجاد منطقه ای عاری از سلاحهای هسته ای در خاورمیانه است و مجددا بر همکاری های مضاعف ایران (خارج از پروتکل الحاقی) با آژانس تاکید می کند و بالاخره بند چهارم بیانیه اختصاص به دیدگاه امریکا دارد که در قالب ایران به صورت رسمی در NPT دیدگاه یک کشور مطرح می شود و درخواست می شود که اجرای توافق پادمانی در دستور کار جلسه آتی شورای حکام قرار بگیرد و مدیرکل آژانس یک گزارش کتبی دیگر به آن نشست ارائه کند.
نتایج حاصل در اجلاس 24نوامبر شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی از دیدگاه صاحب نظران به شیوه های متفاوتی تجزیه و تحلیل شده است. عده ای نتیجه حاصل شده را شکست امریکا و اروپا در ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت تفسیر می کنند و آن را پیروزی مهمی برای جمهوری اسلامی ایران می دانند.
این عده استدلال می کنند که جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی در مواضع و گسترش دامنه فعالیت های دیپلماتیک خود و همکاری با آژانس موفق شد اروپا را وادار به عقب نشینی کند و نتیجه اجلاس را که در آن غرب آماده شده تا پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت بفرستد، تغییر دهد.
در مقابل تفسیر فوق ، عده دیگری معتقدند که امریکا و اروپا در این اجلاس به شیوه زیرکانه ای جبهه خود را گسترش داده اند و با حمایت از طرح روسیه درخصوص غنی سازی اورانیوم برای ایران در خاک خود و پیش بینی نتیجه حاصل از این پیشنهاد، روسیه را به جبهه خود اضافه کرده اند.
این عده معتقدند که ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت بدون موافقت روسیه محکوم به شکست است ؛ زیرا شورای امنیت سازمان ملل بدون موافقت روسیه نمی تواند هیچ تصمیم موثری علیه ایران اتخاذ کند و در مقابل ، ایران این امکان را به دست می آورد که به برنامه هسته ای خود شتاب بخشد و در نحوه تعامل خود با آژانس تجدیدنظر کند که این اقدامات کاملا به زیان اروپا و امریکا تمام خواهد شد.
این عده معتقدند پنجره ای که در بیانیه رئیس شورای حکام به آن اشاره شده است ، فرصتی برای ایران نیست ، بلکه فرصتی برای غرب محسوب می شود تا بتواند روسیه را به جبهه خود اضافه کند.
به نظر می رسد در مقابل این 2دیدگاه که براساس نظریه بازی مجموع صفر (برد باخت ) بیان شده اند، ضروری است تفسیر دیگری براساس نظریه بازی مجموع غیرصفر (برد برد) ارائه شود؛ زیرا اساسا در تفسیر مقاطع حساس روند موضوع هسته ای ایران باید به 2نکته اساسی توجه کرد: الف موضوع بررسی پرونده هسته ای ایران در آژانس بین المللی هسته ای روندی است که از 2سال پیش شروع شده و منطق حکم می کند که این روند ادامه دار باشد.
بنابراین ، بررسی مقطعی از این روند و قضاوت بر برنده یا بازنده بودن خود یا حریف در آن مقطع ، رویکردی منطقی به شمار می آید و ضروری است تا نهایت کار و نتیجه حاصله صبر کرد. ب پرونده هسته ای ایران نمی تواند نتیجه «برد باخت» داشته باشد.
نتیجه این پرونده یا «برد برد» است یا «باخت باخت » این یک راهبرد مهم برای پرونده هسته ای است و باید بخوبی از جانب همه طرفها درک شود. معنی صریح این راهبرد آن است که جمهوری اسلامی ایران هم می داند که برد ایران در باخت حریف نیست ؛ چراکه باخت حریف نتیجه را ناپایدار می کند، در حالی که کشور به دنبال نتیجه پایدار است.

زهرا کاشانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها