در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید بهانه بیاوریم که سیاستهای گردشگری در ایران مناسب نیست و ایرادات فراوان دارد، اما بد نیست گاهی هم یقه خودمان را بگیریم و از خودمان بپرسیم چقدر تماشای این مکانها برایمان اولویت داشته است و چقدر در طول عمرمان هوس کردهایم سری به مکانهای بکر یا حتی شناخته شده ایران بزنیم. اصلا چقدر از سفرهایمان با هدف شناخت بیشتر ایران بوده است؟
اگر شما هم مثل خیلی از خوانندگان این هفته پاسختان به این سوال هیچ است، یا حتی تاکنون هیچوقت چنین تفکری به ذهنتان خطور نکرده، بهتر است همین الان به فکر برنامهریزی برای یک سفر متفاوت شوید. حالا میخواهد این سفر سفری به مناطق طبیعی و بکر ایران باشد یا یک سفر به مناطق تاریخی یا سواحل جنوب.
به همین توضیحات، امروز مزاحم تلفنی سراغ مردم قشم رفت. جزیرهای که ارزان بودن اجناس آن در سالهای اخیر باعث شده است، گردشگران ایرانی زیادی آن را بهعنوان مقصد سفرشان انتخاب کنند، اما این انتخاب کمتر به دلیل جاذبههای طبیعی و گردشگری این جزیره بوده است. هرچند تلاشهای اخیر باعث شده است، جاذبههای طبیعی آن بیشتر شناخته شده و مورد توجه قرار بگیرند. مزاحم تلفنی هم به سراغ مردم این جزیره که بزرگترین جزیره خلیج فارس و بزرگترین جزیره غیرمستقل دنیا به حساب میآید رفته است تا از زبان آنها مناطق بکر و دیدنی قشم را بشناسد.
قشم تقریبا 99 هزار نفر جمعیت دارد. جزیرهای که در خود منابع مهم نفت و گاز دارد و از مراکز صید مروارید و ماهی است. این جزیره هوایی گرم و خشک دارد آن هم با رطوبت بالا و به همین جهت در ماههای سرد سال مثل دی و بهمن مقصد بهتری برای سفر مسافران است. مزاحم تلفنی از مردم قشم پرسید: «آیا منطقهای گردشگری در این جزیره وجود دارد که پای گردشگران کمتری به آن باز شده باشد؟» سپس از آنها خواستیم توضیح بیشتری برایمان بدهند، از زیباییهای آن بگویند و اینکه چرا گردشگران کمتر به آنجا میروند؟ همچنین از تجربه آخرین سفرشان به آنجا پرسیدیم و اینکه چه پیشنهادی به گردشگران دارند تا سفر راحتتری به این مکان داشته باشند؟
خوشبختانه بیشتر همصحبتان امروز شناخت خوبی نسبت به زیباییهای طبیعی این شهر داشتند و با توضیحاتشان رغبت مزاحم تلفنی را برای گردشگری در این جزیره زیبا افزایش دادند.
232...35
در همان تماس اول شانس به مزاحم تلفنی رو میآورد و اولین همصحبتش استاد دانشگاه قشم میشود که اطلاعات خوبی هم درخصوص گردشگری در قشم دارد. میگوید باید از قبل به این موضوع فکر میکرده است: «سخت است بخواهم یک مکان یا منطقه گردشگری را نام ببرم، اما فکر میکنم مهمترین چیزی که باید در گردشگری قشم دیده شود، زندگی روستایی است. اینکه توریستها دو یا سه شب در یکی از روستاها اقامت کنند. از نظر من دونوع زندگی در قشم وجود دارد، یکی زندگی مردم قشم است که به دلیل رفت و آمدهای گردشگران دستخوش تغییرات زیادی شده و دیگری زندگی مردم روستاهاست که بکر و دست نخورده باقی مانده است. عادتهای صیادی، فرهنگ و سنتهای قشم، غذاهای روستایی و موارد دیگر که میتواند برای یک گردشگر واقعی خیلی جالب باشد. بخصوص اگر در فصل میگو با لنچها به دریا بروند.» میپرسم فصل میگو چه زمانی است؟ «از 15 مهر تا حدود یک ماه بعد» میگویم خودش چقدر به این زندگی روستایی علاقهمند است و چقدر به آنجا سر میزند؟ «من چون همین موضوع را تدریس میکنم، زیاد به روستاها میروم. همچنین وقتی همکلاسیهای دوران دانشگاهم از تهران به دیدنم میآیند، آنها را به روستا میبرم. در قشم بیش از 50 روستا وجود دارد.» اما انگار دل پری از گردشگری قشم دارد: «متاسفانه سیاستهای گردشگری قشم خوب نیست و معنای گردش در قشم، درگهان و بازار است. هیچوقت تلاش نشده است بعد تازهای به گردشگری در اینجا داده شود و بیشتر به فکر تجارت هستند. ما در واقع گردشگری واقعی نداریم و تنها برای خرید به این شهر میآیند.» مثال خوبی به ذهنش میرسد: «مدتی پیش دو جوان از اسلواکی را دیدم که در روستایی دورافتاده اسکان کرده بودند و میگفتند ما میخواهیم زندگی روستایی را رصد کنیم.» میپرسم پیشنهادی هم میتواند برای بهتر شدن شرایط ارائه بدهد: «کمپ گردشگری روستایی قرار داده شود و به هتلها هم توجه بیشتری شود. ما تنها یک هتل ساحلی داریم و باید سیاستهای بهتری برای دیده شدن زیباییهای قشم داشت.»
632...35
«خربست» اول سربست میشنوم: «غار خاربست و دره ستارگان. جنگل هرا هم که مشهور است.» نام دره ستارگان برایم جالب است میخواهم کمی درمورد آن توضیح بدهد: «35 کیلومتری قشم است و میگویند سالها پیش یک ستاره از آسمان به زمین افتاده. شما اگر به این دره از بالا نگاه کنید، آن را شبیه ستاره میبینید.» تعجب میکنم پس چرا کمتر کسی به دیدن این جای زیبا میرود؟ «چون جن دارد.» واقعا جن دارد؟ «مردمی که در نزدیکی آنجا زندگی میکنند میگویند جن دارد.» خودتان هم به آنجا رفتهاید؟ «حدودا 4 یا 5 سال پیش رفتهام.» و جن هم دیدید؟ «من روز رفتم. شبها جن دارد.» میخواهم کمی هم در مورد غار خاربست توضیح بدهد: «غار خاربست را پرتغالیها ساختهاند. خودشان برای پنهان شدن و در جنگ از آن استفاده میکردهاند، اما گردشگران زیادی نمیروند. خیلی زیباست، اما کسی نمیداند.» میگویم خودش آخرین بار کی آنجا بوده است؟ «من تازه دوماه است به ایران برگشتهام و 5 سال پیش که در خارج از کشور زندگی میکردم برای مدت کوتاهی به قشم آمدم و همه این مکانها را دیدم.» میپرسم چه پیشنهادی برای گردشگران دارد: «بهترین پیشنهاد اینکه حتما بروند و این مکانها را ببینند.» میگوید بازهم اگر درمورد مکانهای دیدنی اینجا سوالی داشتم میتوانم با او تماس بگیرم.
514...35
سومین مردی است که مخاطب مزاحم تلفنی میشود: «غار نمک. فوقالعاده زیباست.» پس چرا کمتر کسی به آنجا میرود؟ «خیلی شناخته شده نیست و راه جالبی ندارد. خاکی است و مسافرها ترجیح میدهند نروند. آخر فاصلهاش هم زیاد است.» میخواهم کمی از زیباییهایش را بیان کند: «چشمهای از نمک کنارش قرار دارد. خود غار هم دیوارهای نمکی دارد. کنارش دریاست و سنگهای خوشگلی دارد.» چیز تازهای یادش میآید: «تنگه چاهکو هم جایی است که کمتر دیده شده است.» میپرسم چه فرقی با دره ستارگان دارد؟ «دره ستارگان نزدیکتر است و کوههای آن کوچک است، اما چاهکو چند کوه در کنار هم است و سنگها شکل جالبی دارند. میگویند یک شهابسنگ به کوهها برخورد کرده است و شکلشان را تغییر داده است.» خودش 7 ماه پیش آنجا بوده است. میخواهم توصیهای به گردشگران قشم کند: « قشم کوچک است و براحتی میتوانند با نقشه همه جاهای آن را ببینند. در عرض دو روز کل راهها را یاد میگیرند و نیاز به هزینه زیاد نیست.»
659...35
«جایی ناشناخته در این جزیره وجود ندارد. حقیقتا گردشگران به همه جا شناخت پیدا کردهاند، اما به خاطر جاده و سختی راه فکر میکنم غار نمکی کمتر دیده شود.» از او میخواهم کمی از سختیهای دیدن این غار بگوید: «مسافت زیادی دارد. 80 کیلومتر با شهر فاصله دارد و باید برای دیدن زیباییهای آن کمی غارنوردی کرد و در غار پیشروی کرد. کمی تاریک است و باید وسایل مناسب همراهت باشد. برای همین کمتر گردشگری آنجا را دیده است.» خودتان آخرین بار کی رفتهاید؟ «سه سال پیش یک بار رفتم. آن هم فقط به خاطر اصرار مهمانمان بود.» میگویم پس حاضر نیست دوباره آن راببیند؟ «من به خاطر شرایط کاریم کمتر وقت میکنم به جاهای دیدنی بروم. البته اینها توجیه است. من فکر میکنم کمی تنبلی کردهام، بارها خواستهام تخمگذاری لاکپشتها را ببینم، اما موفق نشدهام. البته تنها زندگی کردن هم روی این موضوع تاثیر دارد.» میخواهم برای راحتی گردشگران اگر پیشنهادی به ذهنش میرسد بگوید: «با تور سفر کنند. یا اینکه مکانهای دیدنی را با تور بروند هم برنامهریزی تورها دقیقتر است و میتوانند در عرض یک روز چند جای دیدنی را ببینند و هم از مشکلات احتمالی جلوگیری میشود. قشم جای بسیار خوب و زیبایی است و آرامش زیادی دارد، اما امکانات آن کم است.»
608...35
معتقد است چنین جایی وجود ندارد: «گردشگران همه جا را دیدهاند چون با تور میآیند و تور همه جا را به آنها نشان میدهد.» میگویم یکی از مکانهایی که فکر میکند گردشگران کمتر به آنجا میروند را نام ببرد: «فکر میکنم جزیره هنگام و دره ستارگان.» میپرسم خودش به آنجا رفته است؟ «نه نرفتهام. گردشگران هم به خاطر دوری راه کم میروند. من اینجا برای کار کردن آمدهام و جاهای دیدنی را ندیدهام.»
606...35
تنها خانمی است که امروز با مزاحم تلفنی همصحبت شده است: «مسافرها معمولا برای دیدن جاهای دیدنی نمیآیند و بیشتر بازار میروند.» میخواهم خودش یکی از مکانهای بکر و زیبا را انتخاب کند: «جنگل هرا که بسیار زیباست. من 10 یا 15 سال پیش به آنجا رفتهام. طی روز برای مدتی درختها به زیر آب میرود و فقط سر درختها دیده میشود بعد که آب پایین برود میشود کنار درختها رفت و مثل ساحل میشود. جزایر ناز هم همینطور است.» میگویم چه پیشنهادی میتواند به گردشگران قشم بدهد: «با امکانات کافی به این جزیره بیایند. اگر ماشین ندارند هم با تور سفر کنند، چون واقعا قشم بکر و زیباست و جاهای دیدنی آن ارزش دیدن دارند.»
662...35
او هم غار نمکی را پیشنهاد میدهد، اما میگوید راه آن خیلی سخت است و هر ماشینی مناسب سفر به آنجا نیست. میخواهم جای دیگری مثل یک رستوران مناسب و خوشمزه را پیشنهاد بدهد: «رستوران خلیج فارس. 5 کیلومتر از قشم فاصله دارد و به همین دلیل مسافران به آنجا نمیروند چون در قشم رستوران زیاد است.»
آزاده هاشمی منفرد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: