صدای زنگ خطر می آید

بازی های غرب آسیا به پایان رسید و کاروان ورزشی ایران با نمایشی متوسط، در آزمونی جدی پیش از بازی های آسیایی 2006 قطر قرار گرفت.
کد خبر: ۸۳۲۲۳
مسوولان ورزش کشور با تاکید بر اعزام ورزشکاران و تیم های دارای بخت مدال ، از قبل نشان دادند که ایران باید حضوری پرقدرت در بازی های غرب آسیا داشته باشد، اما قرار گرفتن در مکانی پایین تر از کویت ، قطر و سوریه ثابت کرد که به هدف خود نرسیدیم و هنوز در بسیاری از رشته های ورزشی ضعف های آشکار داریم.
برخی از مدال های کسب شده ما نیز ارزش و اعتبار یک مدال تمام عیار و معتبر را ندارد. بازی های غرب آسیا زنگ خطر را برای ورزش قهرمانی ما پیش از بازی های آسیایی به صدا درآورده است.
اگر دیر بجنبیم و تدارک خوبی برای دوحه 2006انجام ندهیم ، کارنامه خوبی در بازی های آسیایی نخواهیم داشت. البته نباید از نظر دور داشت که در بازی های غرب آسیا رشته های مدال آور ما مثل کشتی ، کاراته و تکواندو برگزار نشد.
وقتی ترکیب تیم فوتبال اعزامی ایران به بازیهای غرب آسیا مشخص شد، اهل نظر دریافتند که ما برای کسب مدال طلای فوتبال به قطر می رویم. تیم امید ایران که مدال طلای بازیهای آسیایی 2002بوسان را در اختیار دارد، مدعی اصلی قهرمانی در بازیهای غرب آسیا بود.
تیم امید این بار چند بازیکن بزرگسال را به همراه داشت و به گونه ای منتخب باشگاه ها بود. بازی در مقابل تیمهای جوانان کویت و قطر نمی توانست محک جدی برای این تیم باشد.
وقتی برابر سوریه که تقریبا هم سن و سال آنها بودند، قرار گرفتند، تازه ضعفهای تیم آشکار شد و سرانجام برابر سوریها در ضربه های پنالتی مغلوب شدیم و در حسرت بازی نهایی ماندیم. آیا مربی برزیلی می تواند تیم امیدی را بسازد که از عنوان قهرمانی بوسان 2002دفاع کند. او راه دشواری را پیش رو دارد.

شنا و شیرجه ایران موفق در دوحه
در بازیهای غرب آسیا کاروان ورزشی ایران ورزشکاران زیادی در ورزشهای پایه شرکت داده بود. شناگران و شیرجه روهای ایرانی فرصتی خوب به دست آوردند تا طلاهای زیادی را کسب کنند.
البته سطح شنا و شیرجه بازیها پایین بود و نشان داد در این رشته ها غرب آسیا در مقایسه با شرق قاره خیلی عقب است. در بازیهای آسیایی دوحه کشورهای چین ، قزاقستان ، ژاپن و کره جنوبی وضعیت بهتری خواهند داشت.
در بازیهای غرب آسیا ایران در ورزشهای آبی 8مدال طلا کسب کرد. در این ورزشها ما بهترین حضور خود را داشتیم. اما ژیمناستیک ایران در بازیهای غرب آسیا خیلی ضعیف ظاهر شد و حتی یک ژیمناستیک ایرانی موفق به کسب مدال طلا نشد.
با توجه به سطح بالای ژیمناستیک شرق آسیا، از همین حالا روشن است که نه در بازیهای دوحه 2006بلکه در بازیهای آسیایی 2010نیز در ژیمناستیک راه به جایی نخواهیم برد. ژیمناستیک را خیلی ها مادر ورزشهای پایه می دانند و در کشورهای زیادی ورزش اصلی در دبستان ها است.
بنابراین برای نهادینه شدن و رونق آن ، کار باید از آموزش پرورش شروع شود. در غیر این صورت چشم انداز آینده روشن نخواهد بود.

نمایش متوسط دوومیدانی در قطر
در بازیهای غرب آسیا تیم ملی دوومیدانی ایران پر تعداد بود و تقریبا از تمام توان خود بهره گرفت. اما از نظر رکوردی وضع مطلوبی نداشت. پیروزی احسان حدادی در پرتاب دیسک قابل پیش بینی بود.
عباس صمیمی هم مانند مسابقه های یک سال اخیر خود ناموفق بود و حتی چند متر کمتر از 60متر دیسک را پرتاب کرد. حدادی بهترین دوومیدانی کار کشورمان در دوحه بود و از همین حالا از بختهای اصلی مدال طلا در بازیهای آسیایی 2006قطر خواهد بود.
کسب یک مدال طلا در پرش ارتفاع بانوان خیلی ها را متعجب کرد. اما همین مدال نشان داد که دوومیدانی بانوان در ایران حرکت خوبی را آغاز کرده است.
علی فیضی قهرمان دهگانه کشورمان ، در دوحه مزد سالها تلاش و انتظار خود را گرفت و یک مدال طلا کسب کرد. او خوش اقبال بود که در بازیهای غرب آسیا، ورزشکاران درجه اول و مطرحی در دهگانه حضور نداشتند.
اما بعضی از مدالهای دوومیدانی ایران در بازیهای غرب آسیا، بسیار ساده به دست آمد و نمی توان به آنها ارزش رقابتی داد. در دوی 10 هزار متر فقط سه شرکت کننده حضور داشتند که دو نفر قطری و یک نفر ایرانی بودند. از قبل مشخص بود که امید محرابی به مدال برنز می رسد.
دو دونده قطری وقتی به خط پایان رسیدند، محرابی خیلی از آنها عقب بود و بعد از حدود 3دقیقه از خط پایان گذشت. نمایش ضعیف دوهای استقامتی ایران در دوحه، نشان داد که ما در این دوها خیلی عقب افتاده ایم و از همین حالا روشن است که در بازیهای آسیایی 2006راه به جایی نخواهیم برد. اما اتفاق قابل تامل دیگر ناکامی روح الله عسگری در دوی 110متر با مانع بود.
او مدال نقره را به دست آورد. اما این ماده فقط 2شرکت کننده داشت! حدنصاب عسگری با رکورد ملی او فاصله بسیار داشت. البته بازیهای غرب آسیا در آذر ماه برگزار شده و اساسا پاییز، فصل استراحت و ریکاروری ورزشکاران دوومیدانی است.
با توجه به این موضوع ، چرا فدراسیون دوومیدانی اقدام به اعزام ملی پوشان به قطر کرد؛ قطریها، بحرینی ها و عربستانی ها، بهترین چهره های دوومیدانی خود را در بازیها شرکت نداده بودند. در دوحه نه سیف شاهین مسابقه داد و نه رشید رمزی.
آنها ترجیح دادند برنامه های آماده سازی خود برای دوحه 2006و مسابقه های جهانی 2007را دنبال کنند و خوب می دانستند شرکت کردن در بازیهای غرب آسیا، نه تنها به نفع آنها نیست ، بلکه ممکن است به ضررشان تمام شود.
حالا تیم ملی دوومیدانی در بازگشت از قطر، مسابقه های داخل سالن قهرمانی آسیا را در پیش دارد که قرار است اسفند ماه برگزار شود. آنجا مشخص خواهد شد که دوومیدانی ایران حالا در چه سطحی قرار دارد.
البته برای ارزیابی دقیق و واقعی دوومیدانی و به طور کلی ورزشهای پایه باید تا زمان بازیهای آسیایی صبر کنیم. در آن زمان که قدرتهای ورزشی تمام آسیا حضور خواهند داشت ، مشخص خواهد شد چه در چنته داریم و در این ورزشها به چه جایگاهی رسیده ایم.

حضور خوب در تیراندازی و شمشیربازی
در تیراندازی ورزشکاران کشورمان حضوری موفق داشتند و 4مدال طلا و چند مدال نقره و برنز به دست آوردند. البته بیشترین موفقیت ما را در این رشته بانوان کسب کردند. آنها 3مدال طلا به گردن آویختند و به این ترتیب موفق ترین ورزشکاران ایران در بخش بانوان بودند.
با توجه به برنامه های خوب و گسترده ای که برای تیراندازی تدوین شده و اقبال خوبی که از این رشته شده انتظار می رود شاهد پویایی بیشتری در آینده باشیم. البته این که به بازیهای آسیایی قطر خوشبین باشیم، شاید کمی دور از واقعیت باشد چون در تیراندازی کشورهای شرق آسیا قدرت و تبحر زیادی دارند.
تیراندازان کره ای و چینی هم در قسمت بانوان و هم در بخش مردان ، در سطح اول جهانی هستند. اما انتظار می رود رقابت تیراندازان ایران با زبدگان شرق آسیا در بازیهای آسیایی ، تجربه ای گرانقدر برای تیراندازان ما باشد و سطح کیفی کار آنها را ارتقائ دهد.
در شمشیربازی هم ورزشکاران کشور حضور پویایی داشتند. کسب 2مدال طلا در رشته های اپه و سابر حکایت از توفیق شمشیربازان ایران داشت. اگرچه در مقایسه با سالهای دور شمشیربازی ایران طراوت و شتاب مطلوبی ندارد.
ما زمانی در بازیهای آسیایی و رقابتهای قهرمانی آسیا با قدرت حتی مدال طلا به دست می آوردیم. برای رسیدن به جایگاه مطلوبی در شمشیربازی باید از دانش روز و مربیان کارآمد بهره گرفت. در رشته وزنه برداری ، حضور ما با تمام قدرت نبود. البته کار فدراسیون در اعزام وزنه برداران قابل توجیه بود.
سطح بازیهای غرب آسیا آنقدر بالا نبود که ملی پوشان شاخصی مثل رضازاده به رقابتها بروند. بهتر آن است این وزنه بردار تنها در بازیهای آسیایی و رقابتهای قهرمانی جهان حضور یابد.
با توجه به این که هدف ایوانف و فدراسیون وزنه برداری بازیهای المپیک 2008پکن است. برای قضاوت سطح وزنه برداری ایران و نسل تازه ای از وزنه برداران باید تا سال 2008صبر کنیم.
از نسلی که در المپیک 2008خواهد درخشید، تنها حسین رضازاده در پکن حضور پرقدرت خواهد داشت. به هر حال بازیهای غرب آسیا برای وزنه برداری ایران آنچنان اهمیت نداشت که در آن تاثیر داشته باشد. تیم وزنه برداری ایران در بازیهای غرب آسیا 2مدال طلا و 3مدال نقره کسب کرد.

والیبال مثل فوتبال
در بازیهای غرب آسیا تیم ملی والیبال ایران حضور داشت. با توجه به پیشرفت های سالهای اخیر والیبال کشورمان و موفقیت هایی که تیم ملی در سطح آسیا کسب کرده و مجوز حضور در مسابقه های جهانی را به دست آورده ، انتظار می رفت تیم ملی والیبال در قطر به مدال طلا برسد.
اساسا اعزام تیم اصلی ایران به بازیهای غرب آسیا با همین هدف بود، وضعی که در فوتبال هم صادق بود. تیم ملی والیبال در مقابل تیم ضعیف بحرین یک گیم را واگذار کرد تا نشان دهد از آمادگی آرمانی دور است و وقتی مقابل قطر مغلوب شد، تازه این سوال پیش آمد که چرا لیگ برتر والیبال را تعطیل کردند تا تیم ملی به قطر برود. در واقع بازنده های اصلی لیگهای برتر والیبال و فوتبال بودند.
به خاطر بازیهایی که آنچنان اهمیت نداشت و مدالهای طلایی که در حسرت کسب آنها ماندیم، برنامه های تیمهای لیگ فوتبال و والیبال به هم ریخت و قطعا روی آمادگی بازیکنان و خارج شدن آنها از شرایط رقابتی موثر بود.
اما بازیهای غرب آسیا برای فوتبال و والیبال ما این حسن را داشت که بدانیم کشورهای دیگر هوشیار شده اند و با تمام توان تلاش می کنند تا پیشرفت کنند و به موفقیت هایی برسند.
حالا خوب می دانیم که در بازیهای آسیایی 2006قطر تیم ملی والیبال راه دشواری را پیش رو دارد و برای دفاع از مدالی که در بوسان کسب کرد، باید به توان و قدرتی تازه برسد. آنجا قطر آماده تر خواهد بود و از همه امکانات میزبانی بهره خواهد گرفت. چین ، ژاپن و کره جنوبی هم پرقدرت تر از قبل می آیند.
در دوحه 2006روشن خواهد شد که مدال والیبال ایران در بوسان 2002اتفاقی یا بهتر بگوییم حاصل یک درخشش مقطعی بوده یا این که واقعا والیبال ایران با سطح اول آسیا هم سطح شده است.
در جمع ورزش های تیمی هندبال کارنامه ای به مراتب بهتر از والیبال و فوتبال داشت. پیش از اعزام تیم کسی از آن انتظار مدال طلا نداشت و وقتی هندبالیست های ایران با مدال نقره برگشتند، این مدال با ارزش بود و حتی در دوحه کارشناسان از درخشش هندبال ایران شگفت زده شدند. چون غرب آسیا در هندبال یک قطب در قاره کهن به شمار می آید.

ای کاش جوانان به قطر می رفتند
وقتی برنامه ریزی درست در کار نباشد، وقتی هدف جمع آوری مدال آن هم از نوع بازیهای غرب آسیا می باشد، نتیجه آن می شود که دیدیم.
پس از آن هم مسوولان رشته های مختلف ورزشی یا تقصیر را روی گردن میزبان و یا داوران می اندازند و یا این که اگر انصاف در میان باشد، خود مسوولیت را می پذیرند و بعد از چند روز آبها از آسیاب می افتد و آنگاه روز از نو روزی از نو.
اگر هم شکستهای فاحشی رقم خورده باشد، نهایتا یک کمیته تحقیق علتهای شکست تشکیل می شود و بعد از مدتی باز همه چیز به فراموشی سپرده می شود. مشکل کار ورزش ما این است که در بسیاری از موارد از قبل فکر نمی شود.
اول می آییم کاری را انجام می دهیم و بعد فکر می کنیم از این رو می بینیم که رئیس فدراسیون والیبال می گوید: «از روی اشتباه به آمادگی بازیکنان اعتماد کردیم » و بعد ادامه می دهد «اعتراف می کنم قطریها از ما بهتر بودند.»
پیش از بازیهای غرب آسیا فضای عمومی کاروان اعزامی چنین به نظر می رسید که ورزشکاران کشورمان با قصد عنوان اولی به دوحه می رفتند. البته مشخص بود در غیاب ورزشهایی چون کشتی ، تکواندو، جودو و کاراته ، کارمان دشوار خواهد بود.
ما که از بنیان گذاران بازیهای غرب آسیا هستیم چگونه نتوانستیم ورزشهای مدال آور خود را در بازیها بگنجانیم. اما اگر فرض را براین می گذاشتیم که این ورزشها هم در دوحه به مسابقه گذاشته می شدند و در جدول رده بندی مدالهای طلا اول می شدیم و حتی طلای فوتبال و والیبال را می بردیم ، آیا به موفقیت بزرگی رسیده بودیم.
کشورهای دیگر بویژه قطر و کویت در بسیاری از رشته ها بویژه فوتبال جوانان خود را شرکت دادند. در واقع آنها بهره خوبی از بازیها بردند و برای آینده سرمایه گذاری کردند. تیم امید تقویت شده، اگر به مدال طلا هم می رسید، این مدال ارزش چندانی نداشت.
چون بیشتر بازیهای خود را با پیروزی برتیمهای جوانان به دست آورده بودیم. اگر نگاهی آینده گرایانه به استعدادهای ورزشی بود، می توانستیم در همه رشته ها جوانان را به دوحه بفرستیم تا آنها خوب تجربه کسب کنند.
می توانستیم سالهای آینده ، مثلا المپیک 2008و حتی بازیهای آسیایی 2010را هدف قرار دهیم و از همین حالا برنامه ای 3و 5ساله را برای تیمها و ورزشکاران جوان تدارک ببینیم. در آن صورت دلمان نمی سوخت که در قطر وقت خود را تلف کردیم و توشه ای برای آینده نیندوختیم.
امیدواریم بازیهای غرب آسیا ما را از حالت معمول حاکم بر برنامه های اعزام تیمهای ورزشی به خارج بیرون بیاورد و در کارها اهداف درازمدت را دنبال کنیم.

جهانگیر چراتی
charati@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها