چرا از قاچاق موادمخدر به سمت سرقت آمدی؟
شغل اصلی من قاچاق موادمخدر است. هر زمانی که باشد راه موادمخدر را انتخاب میکنم و حتی اگر دوباره به عقب برگردم، خط موادمخدر را پیش میگیرم. موادمخدر را به دلیل سود زیاد انتخاب کردم و از اول هم کارم موادمخدر بود و فقط هم تریاک جابهجا میکردم بجز یک مورد مورفین که فقط به یکی از کشورهای همسایه جابهجا کردم و در دیگر موارد همه فعالیتهای موادمخدرم در حوزه تریاک بوده است. از سال 1374 وارد خط موادمخدر شدم و از سال 1378 قتلها و سرقتهایم آغاز شد. بیشتر انگیزه قتلهای من خانوادگی و موادمخدر بوده و در موضوع مواد، بهدلیل اینکه پول من را بالا میکشیدند من آنها را میکشتم.
راننده خودرو پراید را چگونه به قتل رساندی؟
فروردین امسال در کنار جاده گرگان متوجه حضور زن و مرد جوانی شدیم. با اسلحه به سمت آنها رفتیم که متوجه موضوع سرقت شدند به او گفتم کنار بایستد چرا که هدفم سرقت خودرو است اما او مقاومت کرده و به من حملهور شد.من یک تیر شلیک کردم و بعد فهمیدم او مرده است. هدف من این نبود که هرکه را دیدم با سلاح بزنم. میخواستم آنها بترسند تا سرقت راحتتر انجام شود.
گاهی برای اختلاف بر سر مواد مخدر و گاهی تسویه حساب قتل انجام دادهای چرا برای سرقت موتورسیکلت هم آدم میکشتی؟
بیشتر موتورها را از کشاورزان سرقت میکردم آنها بیل یا تیشه همراه داشتند و برای دفاع به سمت من حملهور میشدند. من اسلحه را برای ترساندن در آورده بودم اما وقتی حمله میکردند من برای دفاع مجبور میشدم شلیک کنم.
خانوادهات نمیگفتند از کجا پول میآوردی؟
چند سال قبل 12 فروردین در یک سرقت مسلحانه پس از قتل طعمه ده میلیون تومان پول بردم . گفتم اگر پول را مستقیم به خانه ببرم همسرم شک میکند به همین خاطر پول را در میان گندمها چال کردم و تا حالا هیچ حرفی از کارهایم به اونگفته ام. دوست نداشتم همسرم رازم را بفهمد. اگر به زنم میگفتم او تمام فامیل را پر میکرد و من خیلی زود لو میرفتم.
فکر میکردی دستگیر شوی؟
فکر نمیکردم به این زودی دستگیر شوم. فکر میکردم چند سال دیگر تازه از ناحیه همدستانم لو رفته و شناسایی شوم. اگر تنها بودم تا روز مرگم گیر نمیافتادم.
آخرین سرقتت کجا بود؟
آخرین بار داخل یک کافه در دلند گلستان دو نفر را کشتم.
هدف بعدی در کارتان چه بود؟
قصد داشتیم بانک یا طلا فروشی بزنیم. برای این کار نقشه کشیده بودیم که سریالی این کار را انجام بدهیم اما نشد و دستگیر شدیم.
اسلحه را کجا مخفی کردی؟
اسلحه کلت را زیر خاک داخل دبهای پر از روغن مخفی کرده بودم.
در این سرقتها چقدر به دست آوردی؟
خانهای دارم که آن را همسرم با کارگری بهدست آورده و حتی ماشین را هم همسرم با کارگری بهدست آورده است. من بعد از هر قتل یا سرقت چیزی برنمیداشتم. خانوادهام از سرقت بسیار متنفر بودند اما از قاچاق موادمخدر خبر داشتند و مشکلی هم وجود نداشت؛ به همین دلیل هیچ وقت نمیگفتم که فلان جنس سرقتی است چون از مال مردم بدشان میآید.
جواب خانواده مقتولان را میتوانی بدهی؟
نه. بجز اینکه سرم پایین باشدکار دیگری نمیتوانم بکنم. زمانی که شکات میآیند حاضرم زمین دهن باز کند و مرا ببلعد تا آنها را نبینم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم