اگر تنها بودم تا روز مرگ گیر نمی‌افتادم

حسین. س متهم ردیف اول که متهم به ارتکاب 12 فقره قتل و مشارکت در دو قتل است، می‌گوید: ابتدا فعالیتمان با سرقت آغاز شد. مسلحانه به کارگاه‌ها و مرغداری‌ها می‌رفتیم و پس از قتل نگهبان، پول‌های نقد موجود در این محل‌ها را سرقت می‌کردیم. برایمان مهم نبود در جریان سرقت چه اتفاقی می‌افتد و آیا کسی کشته می‌شود یا نه، گاهی هم سر زمین های کشاورزی رفته و موتورهای چاه آب را سرقت می‌کردیم. گاهی اگر تراکتور در آنجا بود به جای سرقت موتور آب تراکتور را سرقت می‌کردیم و با خود می‌آوردیم.
کد خبر: ۸۲۹۵۴۱

چرا از قاچاق موادمخدر به سمت سرقت آمدی؟

شغل اصلی من قاچاق موادمخدر است. هر زمانی که باشد راه موادمخدر را انتخاب می‎کنم و حتی اگر دوباره به عقب برگردم، خط موادمخدر را پیش می‎گیرم. موادمخدر را به دلیل سود زیاد انتخاب کردم و از اول هم کارم موادمخدر بود و فقط هم تریاک جابه‌جا می‎کردم بجز یک مورد مورفین که فقط به یکی از کشورهای همسایه جابه‌جا کردم و در دیگر موارد همه فعالیت‎های موادمخدرم در حوزه تریاک بوده است. از سال 1374 وارد خط موادمخدر شدم و از سال 1378 قتل‎ها و سرقت‎هایم آغاز شد. بیشتر انگیزه قتل‎های من خانوادگی و موادمخدر بوده ‌ و در موضوع مواد، به‌دلیل این‌که پول من را بالا می‎کشیدند من آنها را می‎کشتم.

راننده خودرو پراید را چگونه به قتل رساندی؟

‌ فروردین امسال در کنار جاده گرگان متوجه حضور زن و مرد جوانی شدیم. ‌ با اسلحه به سمت آنها رفتیم که متوجه موضوع سرقت شدند به او گفتم کنار بایستد چرا که هدفم سرقت خودرو است اما او مقاومت کرده ‌ و به من حمله‌ور شد.من یک تیر شلیک کردم و بعد فهمیدم او مرده است. هدف من این نبود که هرکه را دیدم با سلاح بزنم. می‌خواستم آنها بترسند تا سرقت راحت‌تر انجام شود.

گاهی برای اختلاف بر سر مواد مخدر و گاهی تسویه حساب قتل انجام داده‌ای چرا برای سرقت موتورسیکلت هم آدم می‌کشتی؟

بیشتر موتورها را از کشاورزان سرقت می‌کردم آنها بیل یا تیشه همراه داشتند و برای دفاع به سمت من حمله‌ور می‌شدند. من اسلحه را برای ترساندن در آورده بودم اما وقتی حمله می‌کردند من برای دفاع مجبور می‌شدم شلیک کنم.

خانواده‌ات نمی‌گفتند از کجا پول می‌آوردی؟

چند سال قبل 12 فروردین در یک سرقت مسلحانه پس از قتل طعمه ده میلیون تومان پول بردم . گفتم اگر پول را مستقیم به خانه ببرم همسرم شک می‌کند به همین خاطر پول را در میان گندم‌ها چال کردم و تا حالا هیچ حرفی از کارهایم به اونگفته ام. دوست نداشتم همسرم رازم را بفهمد. اگر به زنم می‌گفتم او تمام فامیل را پر می‌کرد و من خیلی زود لو می‌رفتم.

فکر می‌کردی دستگیر شوی؟

فکر نمی‌کردم به این زودی دستگیر شوم. فکر می‌کردم چند سال دیگر تازه از ناحیه همدستانم لو رفته و شناسایی شوم. اگر تنها بودم تا روز مرگم گیر نمی‌افتادم.

آخرین سرقتت کجا بود؟

آخرین بار‌ داخل یک کافه در دلند گلستان دو نفر را کشتم.

هدف بعدی در کارتان چه بود؟

قصد داشتیم بانک یا طلا فروشی بزنیم. برای این کار نقشه کشیده بودیم که سریالی این کار را انجام بدهیم اما نشد و دستگیر شدیم.

اسلحه را کجا مخفی کردی؟

اسلحه کلت را زیر خاک‌ داخل دبه‌ای پر از روغن مخفی کرده بودم.

در این سرقت‌ها چقدر به دست آوردی؟

‌خانه‎ای دارم که آن را ‌ همسرم با کارگری به‌دست آورده و حتی ماشین را هم همسرم با کارگری به‌دست آورده است. من بعد از هر قتل یا سرقت چیزی برنمی‌داشتم. خانواده‎ام از سرقت بسیار متنفر بودند اما از قاچاق موادمخدر خبر داشتند و مشکلی هم وجود نداشت؛ به همین دلیل هیچ وقت نمی‎گفتم که فلان جنس سرقتی است چون از مال مردم بدشان می‎آید.

جواب خانواده مقتولان را می‌توانی بدهی؟

نه. بجز این‌که سرم پایین باشدکار دیگری نمی‌توانم بکنم. زمانی که شکات می‌آیند حاضرم زمین دهن باز کند و مرا ببلعد تا آنها را نبینم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها