پارک دل و دماغ ندارد

آنها که شکست مقابل تایلند را در جام ملت های آسیا یک حادثه می پنداشتند و بی خیال از کنارش گذشتند، امروز برای باخت به یک تیم عربی یعنی قطر که هیچ نام و نشانی در والیبال آسیا ندارد
کد خبر: ۸۲۷۳۸
، چه توجیهی دارند و با کدامین تئوری خود بافته ، آسمان را به ریسمان می بندند؛
از روزی که تیم ملی ایران به شانزدهمین دوره پیکارهای قهرمانی مردان جهان راه پیدا کرد و خیل مصدومان روحی و جسمانی اش فزونی یافت، در همین صفحه به لزوم تشکیل تیم امید اشاره کردیم و پیشنهاد دادیم که بهتر است با بازیکنان زیر 23 سال در بازیهای غرب آسیا حضور پیدا کنیم؛ بازیکنانی که در جام باشگاه های آسیا با لباس سایپا تیمهای پرقدرت چین ، هندوستان ، تایلند و پاکستان را شکست داده بودند، در جستجوی نام با انگیزه و اشتهای زیادی توپ می زدند و برای اثبات این که شایسته پیراهن تیم ملی هستند سر از پا نمی شناختند، اما آن تیم عمری چون شبنم داشت و هنگامه بازیهای غرب آسیا رسید، باز بحث قهرمانی و رویاهای طلایی گرم شد و تیمی که نه امید بود و نه ملی را روانه آن سوی آبها کردیم که در مقابل تیمهای کوچکی چون بحرین لرزید و برای نخستین بار به قطر باخت ، نتیجه ای که ما با تیم جوانانمان هم می توانستیم به آن دست پیدا کنیم.
این که چرا تیم ملی ایران پس از نقره بازیهای پوسان ، برنز تیان جین و آن بازیهای درخشان در مسابقه های انتخابی المپیک و پیکارهای جهانی دچار نزول شده ، نظرات متفاوتی ارائه می شود، اما واقعیات شفاف که عین روز روشن است ، نشان می دهد در گزینش بازیکنان به اعمال سلایق شخصی روی آورده ایم.
برخی بازیکنان جوان در حد و اندازه تیم ملی نیستند و نمی دانیم بر مبنای کدامین معیار محبوب و دلپسند واقع شده اند، بعضی تجربه داران که در لیگ عالی ظاهر شدند، بدون دلیل یا با توجیه کاری کنار گذاشته شده اند و در این بین پارک کی وون که در روزهای آغازین حضورش در ایران با صلابت و اقتدار تام گام بر می داشت دچار مصلحت اندیشی شده و دل و دماغ گذشته را ندارد.
او تیم ملی را با 3روز تمرین به دوحه برد، حال آن که قطریها از 3سال پیش با خوان دیاز کوبایی برای چنین مسابقه هایی برنامه ریزی کرده ، در ایتالیا اردو زده و 9بازیکن از قاره آفریقا از جمله سودان و سنگال را به خدمت گرفته بودند.
دیاز که یکی از مربیان سرشناس دنیای توپ و تور است همان گونه که در تیم جوان شده کوبا لیاقت خود را نشان داده بود، در بازیهای دوحه هم ثابت کرد که یک مربی توانا می تواند از جمعی بازیکنان متوسط و غیر نامی هم یک تیم خوب بسازد و مربی ما برعکس وی ، از چهره هایی که هر کدام آوازه ای فراتر از آسیا دارند، به یک تیم گمنام که هیچ افتخاری در قاره ندارد، می بازد.
بحث عمده کردن برد و باخت ها نیست ، اما در چارچوب مسابقه های ملی همه دنبال پیروزی اند، چون تمام کوشش های درون مرزی و برون مرزی برای این است که در آوردگاه های رسمی بر قله افتخار بایستیم.
متاسفانه با یکی دو شکستی که برابر تیمهای تایلند و قطر عاید والیبال ما شده ، کم کم ابهت و ترسی که رقبای منطقه ای و قاره ای از والیبال ایران داشته اند، فرو می ریزد و ما باید در این باره بیشتر بیندیشیم.
حالا همه رقبا ما را آنالیز کرده اند و بخوبی سیستم بازی ملی پوشان ما را می دانند، دفاعهای پیاپی محمد ترکاشوند مرد اول تیم ملی در دوحه و جاگیری در مسیر توپهای حملاتی ایرانیان در مصاف با تایلند و نبود تاکتیک های متغیر در مواجهه با چین و ژاپن در جام ملتهای آسیا همه و همه اثبات گر واقعیتی هستند که به آن پرداخته ایم.
این که در عالم بی خیالی سیر کرده و فکر کنیم که همه نشسته اند تا ما را تحسین کنند و به تیمهای ما ببازند، توهماتی بیش نیستند.
در جهان ورزش نوآوری و پرواز با بالهای علوم ورزشی ، اصولی انکارناپذیرند. امروز در مسابقه های جهانی و المپیک حتی در روزهایی که تیم یا گروهی بر بلندای قهرمانی می ایستد یا حتی از گردونه خارج می شود، باز هم تمرین ها و جستجوگری و آماده سازی ها با شدت و حدت ادامه می یابد و چرخهای حرکت به سوی تعالی حتی یک لحظه از توقف بازنمی مانند.
اما ما فرزندان آخرین هستیم و همه چیز را به دقیقه 90و مقاطع خاص واگذار می کنیم و این دقیقا یعنی درست عکس جریان آب شنا کردن.

غول هایی که انتظار ما را می کشند
یکی از مشکلات ورزش ما و از جمله والیبال عدم درک صحیح موقعیت کنونی دنیای پیرامونی ماست. به همین دلیل همه چیز را سهل می پنداریم و چون سرمان به سنگ و صخره می خورد، زمین و زمان را بهانه می کنیم.
به هر روی ، زمین خوردن و بلند شدن یک اصل در ورزش است. اگر می خواهیم دوباره با قامت برافراشته در والیبال قاره و منطقه حرکت کنیم باید به خود بیاییم.
دو ماه دیگر را ببینیم؛ زمانی که باید در شانزدهمین دوره پیکارهای جهانی مردان در ژاپن مقابل غولها قرار بگیریم و به جنگ ایتالیا، امریکا، چک و ونزوئلا برویم.
آنجا که قطر و بازیهای غرب آسیا نیست که چشم چند کشور به ما باشد، بلکه نگاه همه عالم به ایران است. بارها نوشته ایم و باز هم می نویسیم که امکانات بالقوه و نیروهای انسانی موجود در والیبال ایران فراتر از آسیاست.
ژاپن کجا دهها جوانان شکیلی چون منصور زادون ، محمد موسوی ، سعید معروف ، محمد محمدکاظم ، مهدی مهدوی و... دارد. کره ای ها کی از قد و قواره جوانان رشید ما برخوردار بودند، اما علمی و خستگی ناپذیر ره می پیمایند و ما به آنچه یافته ایم ، بسنده می کنیم و سقف آرزوهای ما کوتاه است.
ژاپن ، چین و کره برای لیگ جهانی هزینه می کنند، ما برای شرکت در یک تورنمنت بین المللی فریاد بی پولی سر می دهیم.
پول حلال مشکلات است ، اما همه چیز نیست. نیروی انسانی ، امکانات و برنامه ریزی 3ضلع مثلث پیش برنده هر پدیده اجتماعی ازجمله ورزش هستند. باید بنشینیم و مسوولانه بررسی کنیم که در کجا کمیتمان لنگ می زند.
حیف است فدراسیون یزدانی خرم با نگاه سنتی به راهی که آغاز کرده است ، ادامه بدهد.

جمشید حمیدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها