پاییز سال 90 مردی عصبانی وارد شعبه شد و از زنش به اتهام خیانت شکایت کرد. این مرد مدعی شد همسرش با پسر جوانی ارتباط دارد و او توانسته آن دو را در حوالی پاساژ علاالدین مشاهده کند. دستور دادم همسر او احضار شود و پسر جوان را هم دستگیر کردیم.
کد خبر: ۸۲۷۳۲۴

زن جوان وقتی فهمید همسرش به اتهام خیانت از او و پسر جوان شکایت کرده است بشدت دچار شوک شد. هنوز هم باورش نمی‌شد. تحقیقات را از زن جوان شروع کردم او در مورد ادعای همسرش گفت: آقای قاضی این مرد بسیار خسیس است و حتی یک هزار تومانی خرجی نمی‌دهد و من مجبورم از خانواده‌ام پول بگیرم. این‌قدر خسیس است که هیچ خوردنی به جز نان و مقداری برنج و گوشت در خانه‌مان نیست. نمی‌دانم با این مرد خسیس چه کنم. آن روز تصمیم گرفتم گوشی تلفن همراهم را بفروشم تا با مقداری از پول آن، کادوی تولد خواهرزاده‌ام را بخرم و مقداری را هم خرج خانه کنم. می‌دانستم این مرد خسیس پولی برای خرید کادو نمی‌دهد. من آن روز به پاساژ رفتم که گوشی را بفروشم که مرد مغازه‌دار گفت 200 هزار تومان می‌خرد در آن موقع پسر جوان که در مغازه بود مدعی شد گوشی را 250 هزار تومان می‌خرد من هم بیرون مغازه آمدم و پس از گفت‌وگو با او گوشی را فروختم حالا همسرم فکر بد می‌کند. من هیچ وقت به همسرم خیانت نکردم و این ادعای او برای بدنام کردن من است. او می‌خواهد با این بی‌آبرویی کاری کند که دیگر برای خسیس بودنش به او غر نزم. اگر می‌خواستم به همسرم خیانت کنم در این چند سال رفتار بدش را تحمل نمی‌کردم.

ادعاهای زن جوان از سوی پسر جوان هم تائید شد. برایم جالب بود که یک مرد چگونه می‌تواند به همسرش خرجی ندهد و جالب‌تر این‌که اینقدر به او شک کند. کم‌کم داشتم به صحت حرف‌های زن جوان پی می‌بردم .

دستور دادم که تیمی از ماموران پلیس امنیت تحقیقات را در این باره انجام دهند و حتی به خانه‌اش رفته و یخچال را بررسی کنند ببینند همسر او راست می‌گوید. دو روز بعد ماموران به خانه مرد جوان رفتند که او دستپاچه شد و اعلام کرد شکایتی از همسرش ندارد اما ماموران که مشکوک شده به سمت آشپزخانه رفتند که با باز کردن یخچال چیزی به جز آب، رب گوجه‌فرنگی و مقداری نان پیدا نشد.

ماموران قصد داشتند خانه را بگردند که مرد جوان از خانه فرار کرد. این حرکت مرد باعث شک بیشتر ماموران شد به همین دلیل به جستجوی خانه ادامه دادند تا این‌که در سطل زباله یک اسلحه کلت و گاز اشک‌آور پیدا کردند. به همین خاطر دستگیری مرد فراری در دستور کار قرار گرفت. بررسی‌های پلیسی نشان داد، او یک زورگیر حرفه‌ای است که در پوشش مامور اخاذی می‌کرده و هرچه پول به دست می‌آورده خرج خوشگذرانی کرده و در خانه خارج نمی‌کرد.

تحقیقات پلیس سرانجام نتیجه داد و سارق زورگیر در دام پلیس گرفتار شد. او می‌خواست با بدنام کردن همسرش، او را در برابر کارهای مجرمانه‌اش ساکت کند اما با این کار راز سرقت‌هایش فاش شد.

براساس خاطره‌ای از بازپرس سابق دادسرای شهید محلاتی

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها