سرگردان در هراس روزهای بیکاری

اینجا پل چوبی است. کارگرها نشسته اند روی نیمکت های فلزی سبز رنگ. خیره شده اند به خیابان های اطراف ، به آدمهایی که می آیند و می روند. آنها اما مهمان همیشگی بهارستان هستند. با احتیاط باید وارد دنیای آنها شوید.
کد خبر: ۸۱۷۴۱

آنها غریبه ها را دوست ندارند، همان قدر که غریبه ها آنها را. دنیایشان اما بزرگ نیست ، کمی رویا، کمی آرزو، رویای کار و آرزوی 120هزارتومان آخرماه.
برای جماعت کارگر فرقی نمی کند که زیر سقف کدام آسمان ، روزهای خاکستری شان را شب کنند و شبهای بی ستاره شان را تا صبح به امید آمدن فردا پلک بزنند.
آنها می دانند که چرخ زندگی شان باید بچرخد و چرخش این چرخ ،گاهی در کوچه پس کوچه های آشنای شهر و دیارشان است. همان جا که پا گرفتند و بزرگ شدند و گاهی در هوای مه گرفته غربت. شهری با آدمهایی غریبه ، خیابان هایی دود گرفته.
زیر پل تابلویی است که روی آن نوشته شده محل استقرار کارگران ساختمانی. عبارت «و مهندسان» را احتمالا کارگران اضافه کرده اند؛ کمی تفریح برای روزهای کسالت آور کار در غربت از غربت که حرف بزنید، حرفهای کاوه بی بهانه روی کاغذ می نشیند.
بین نگاه خیره همکارانی که ترجیح می دهند با غریبه ها حرف نزنند:«اسمم کاوه است. 22ساله ام. یک سالی می شود آمده ام تهران ، ولی اینجا را دوست ندارم. مردمش محبت و عاطفه ندارند. وضع کارم اصلا خوب نیست.الان 3روز است که بیکار اینجا نشسته ام. اگر توی کرمانشاه کار بود،حتما برمی گشتم ، اینجا آدمها خیلی از هم دور هستند.»
کرایه ، غذا، لباس و...کار. هیاهوی این کلمات در ذهن کاوه یعنی ناامیدی :«روزگارما کارگرها خوب نیست. خوب تر هم نمی شود.»
از کاوه و کرمانشاه می گذریم و می رسیم به هیاهوی پل چوبی و کار. فواد، جوان 18ساله ای است که 4ماه پیش از کردستان آمده تهران تا کارگری کند و پولدار شود.
پس از 4ماه حالا فواد مانده و آرزوهایی که عقیم مانده اند:«چهار تا خواهر و برادریم. پدرم 3سال پیش مرد. یکی از این بنزهای 1921ناغافل زد بهش. مادرم هم کار می کند، اما خرج 4تا بچه را نمی تواند بدهد. به خاطر همین آمدم تهران کار کنم. دوست داشتم درس بخوانم ، اما نشد. نتوانستم.»

کارگرها و پرسشی بی پاسخ
فواد بهتر از بقیه همشهری هایش فارسی حرف می زند.یکی از کارگرها که مسن تر است ، چیزی به کردی می گوید و فواد پاسخ می دهد:«سر چاو!»«سرچاو یعنی چه فواد؛!»
«یعنی روی چشم ! آقا اسماعیل گفت ، از افغانی ها هم بگویم.»اسم افغان ها که می آید، گلایه های کارگران زیر پل چوبی شروع می شود:«حقوق کمتر می گیرند. به روزی چهار پنج هزارتومان هم راضی می شوند. بیمه هم که نمی خواهند. آنقدر هم زیاد هستند که نوبت به کارگر ایرانی نمی رسد.»
فواد می گوید: «صبحهای زود که یک نفر با نیسان برای بردن کارگر می آید، آنها اصلا جلو نمی آیند. وقتی که مثلا ده دوازده تا کارگر ایرانی با صاحب کار سر 8هزارتومان به توافق رسیدند، افغانی ها می آیند و می گویند که با چهار پنج هزارتومان هم کار می کنند.»
الله کرم که می گوید 40ساله است، اما قیافه اش اصلا شبیه 40ساله های تهرانی نیست، دنباله حرفهای فواد را می گیرد:«این افغانی ها پس کی می روند؛ هرجا برای کار می رویم ، زودتر از ما حاضرند.»
کاش کسی پیدا می شد و به این سوال جواب می داد. عجیب نیست ، اما این سوال بی جواب ، مدتهاست به دغدغه خیلی از کارگرهای ساختمانی ایستاده زیر پل چوبی تبدیل شده است.
دغدغه ای که در ذهن فواد مساوی است با یک علامت سوال بزرگ : «مگر قرار نبود برگردند؛!» نمی گوید که دلش برای کردستان تنگ شده ،اما همه چیز را که نباید با حرف فهمید. مثلا وقتی فواد از آسمان پرستاره کردستان تعریف می کند، شما می توانید نتیجه دیگری بگیرید.
کوچه های تهران برای تهرانی ها پرهستند از خاطره ، اما حتما لازم نیست زاده همین کوچه خیابان ها بود تا از آسفالت کف خیابان هم خاطره داشت. جماعت کارگر بیشتر از هرکس دیگری با ساختمان های بلند قد کشیده داخل خیابان های نام آشنای تهران خاطره دارند؛ بعضی خاطره ها زود فراموش می شوند، بعضی ها اما می مانند و می توان به آنها افتخار کرد: مثل خاطره ساختن برج گلدیس صادقیه!
برج گلدیس حتی اگر برای شما یک ساختمان بی قواره در یکی از میدان های شلوغ شهر باشد،برای الله کرم ،یعنی شناسنامه کار: «من کارگری زیاد کردم ، از سفت کاری تا گچ بری و شفته کاری بلدم. دیوار چیدن هم بلدم. قیرگونی هم می کنم. کارگر خیلی ساختمان ها بودم. کارم هم درست است. همه من را می شناسند. همین برج گلدیس را هم ما ساختیم!
15سال ، شاید هم بیشتر است که کارگری می کنم ، اما هنوز زن و 3تا بچه ام لرستان هستند.»تعجب نکنید، اما زیر پل چوبی، الله کرم با این همه تخصص بیکار نشسته است در انتظار کسی که او را با خودش ببرد،حتی برای کاهگل ساختن !برای کارگران ساختمانی ، باران نزول رحمت از آسمان نیست ؛ وقتی یک روز به روزهای بیکاری شان اضافه می شود: «زمستان و پاییز کار ساختمان کساد می شود، از هفته دوروزش را هم سر کار نیستیم. بعضی ها برمی گردند شهرشان ، بعضی ها هم می مانند و می روند سراغ کارهای دیگر، مثل باربری.»

بیمه، رویای بی سرانجام
اما نداشتن بیمه ، یکی از مشکلات کارگران ساختمانی است. بیشتر آنها به اجبار و به دلیل مشکلات اقتصادی ناشی از بیکاری به کارگری روی آورده و در معرض انواع آسیبها قرار گرفته اند. آسیبی که در هراس روزهای بیکاری گم می شود.
رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان تهران، در این باره می گوید: کارگران و استادکاران ساختمانی اطمینانی از دریافت دستمزد خود از کارفرمایشان نداشته و هیچ گونه ضمانتی نیز در این خصوص وجود ندارد.
علی سیدی ادامه می دهد: در بسیاری موارد مشاهده شده که استادکاران و کارگران ساختمانی برای گرفتن حق خودشان مجبور به درگیری فیزیکی شده اند که در نهایت یا کارگر از حق خود می گذرد یا حداقل از بخشی از حقوق خود صرف نظر می کند.
رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی تهران، با انتقاد از نبودن حمایت های قانونی می افزاید: علاوه بر این بیمه درمانی و بازنشستگی کارگران و استادکاران ساختمانی نیز وضعیت خوبی ندارد.
نداشتن مسکن مناسب و توان مالی برای اجاره مسکن نیز از مهمترین مشکلات کارگران ساختمانی است که بیشتر درآمد کارگران را می بلعد.در این میان مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی نیز در گزارشی با عنوان «بیمه های اجتماعی کارگران ساختمانی» اعلام کرده است قرار دادن کارگران ساختمانی تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی از الزامات و ضروریات است.
در این گزارش که به همت دفاتر اجتماعی ، حقوقی و برنامه و بودجه مرکز پژوهش ها و به درخواست کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی تهیه شده، آمده است: کارگران شاغل در امور ساختمانی از جمله اقشاری هستند که به علت عرضه بیش از حد نیروی انسانی در گذراندن زندگی و کسب درآمد با مشکل روبه رو هستند و فصلی و روزانه بودن شغل آنها تداوم اشتغال آنها را تهدید می کند.
بر این اساس ، کارگران ساختمانی به دلیل بیکاری های مقطعی در معرض عوارض و خطرات ناشی از آسیبهای اجتماعی نظیر حوادث و بیماری ها قرارداشته و عمدتا به هنگام سالمندی پس انداز کافی برای زندگی خود و خانواده در اختیار ندارند.
این گزارش با اشاره به قانون بیمه اجباری کارگران ساختمانی مصوب سال 1352و نرخ حق بیمه و نحوه محاسبه و پرداخت آن از سوی متقاضیان پروانه ساختمانی ، به ذکر معایب و نارسایی های قانون فعلی می پردازد: بیمه این گروه بر اساس قانون قبلی ناقص بوده و افراد مذکور مشمول بیمه های عام تامین اجتماعی (بازنشستگی ، از کارافتادگی، فوت، بیکاری و...) نیستند.
مرکز پژوهش های مجلس ، یکی از ویژگی های لایحه پیشنهادی وزارت رفاه و تامین اجتماعی را منظورکردن این قشر زحمتکش جامعه (کارگران ساختمانی) در سیستم هویتی جمعیت کشور عنوان کرده است.
طبق لایحه مذکور، کارگران ساختمانی می توانند با نام نویسی در نظام تامین اجتماعی مشمول حمایت ها قرار گیرند و با پیش بینی های این قانون در نظام آموزش فنی و حرفه ای کشور نیز وارد شوند و تحت آموزش و آزمون قرار گیرند.
این گزارش همچنین بخشهایی از لایحه پیشنهادی را دارای اشکال می داند و در تشریح معایب آن می افزاید:با تصویب این قانون فقط افرادی می توانند از مزایای آن استفاده کنند که عمدتا در مراکز استان ها مشغول کار باشند.
همچنین این لایحه صرفا کارگرانی را مشمول این قانون دانسته است که دارای کارت مهارت فنی معتبر از سازمان آموزش فنی و حرفه ای هستند.
طاهر موهبتی ، معاون پشتیبانی ، حقوقی و امور مجلس وزارت رفاه و تامین اجتماعی نیز در این باره می گوید: حق بیمه سهم بیمه شده کارگران به موجب این لایحه،معادل 7درصد دستمزد ماهانه ای است که از سوی سازمان تامین اجتماعی برای کارگران ماهر و نیمه ماهر ساختمانی تعیین می شود.
همچنین در صورت تصویب این لایحه دولت مکلف است معادل 3درصد دستمزد ماخذ کسر حق بیمه را به عنوان سهم مشارکت خود به سازمان تامین اجتماعی پرداخت کند.
معاون پشتیبانی،حقوقی و امور مجلس وزارت رفاه تاکید می کند: بر این اساس، مشمولان این لایحه در صورت تصویب نهایی و داشتن حداقل سابقه مقرر در قانون تامین اجتماعی ،با داشتن 60سال تمام سن و 35سال کامل سابقه پرداخت حق بیمه می توانند درخواست بازنشستگی کنند.
درصورت تصویب این لایحه تعداد کارگران ساختمانی و افراد خانواده تحت تکفل آنها که تحت پوشش بیمه های اجتماعی قرار می گیرند، بیش از 5میلیون نفر می شود.
برای آشنا شدن به مشکلات جماعت کارگر در پایتخت حتی می توان پای حرفهای یک کارشناس اقتصاد نشست : بر اساس ماده 4قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان ، اشتغال اشخاص حقیقی و حقوقی در بخشهای ساختمان و شهرسازی مستلزم داشتن صلاحیت حرفه ای است.
با این حال ، وزارت کار و امور اجتماعی که طبق همین ماده ملزم به آموزش و تعیین صلاحیت کارگران فنی شده است ،اقدام موثری را برای آنها انجام نمی دهد.
صادق وحدتی ادامه می دهد: در قانون کار ایران ، هم برای کارگزاران و هم برای کارگران حقوقی در نظر گرفته شده است. اما در عمل اجرای قوانین مربوط به حفظ حقوق کارگران بسختی صورت می گیرد.
چراکه قانون قدیمی عرضه و تقاضا تعیین کننده دستمزد کارگران به حساب می آید و به دلیل رشد بیکاری در سطح جامعه ،دستمزد کارگران به کمترین حد ممکن می رسد.در چنین شرایطی وقتی که کارگر برای پیدا کردن نان روزانه خود درمانده است ، دیگر فرصت آن را ندارد که در تشکلهای صنفی کارگری حضور داشته باشد و از حقوق خود دفاع کند.
عبدالرضا مصری ، نماینده کرمانشاه و رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس نیز معتقد است: درخصوص مسائل و مشکلات کارگران با 2مشکل اصلی یکی مشکلات سیاست های داخلی و دوم تاثیر اقتصاد جهانی در اقتصاد کشور مواجه هستیم که ماحصل آن فشار و محدودیت برای کارگران است.
نظامهای تامین اجتماعی باید در قبال این مساله پاسخگو باشند و حداقل نیازهای کارگران را از طریق تامین اجتماعی تامین کنند؛ اما متاسفانه تامین اجتماعی ما هم به دلایل مختلف از جمله دولتی بودن آنچنان قدرت مانور برای پر کردن این خلا ندارند.
فواد، الله کرم ، کاوه و آقا اسماعیل روزنامه نمی خوانند از لایحه پیشنهادی وزارت رفاه خبر ندارند با قانون بیمه و کارفرما هم آشنا نیستند! آنها بی اعتراض ، زیر پل چوبی ایستاده اند، با دستهای پینه بسته ای که فقط زبان بیل و کلنگ و آجر را می فهمد.

مینا مولایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها