در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هنوز هم برای کتابهای درسی تصویرگری میکنید؟
بله. البته از آموزش و پرورش بازنشسته شده ام. اما هفتهای یک روز به عنوان ناظر میروم.
کتابهای چه مقاطعی را تصویرگری میکنید؟
از ابتدایی تا آخر دبیرستان. البته بیشتر کارهای حکیم جواب کرده را انجام میدهم. میدانید کارهای حکیم جواب کرده یعنی چه؟ قدیمها مریضانی را که طبیبان جواب کرده بودند پیش طبیبان حاذق میبردند. الان هم با داشتن این همه رایانه آثاری را که نیاز به کار دستی داشته باشد به ما میسپارند. هم نظارت داریم و هم گاهی مبتلا میشویم.
برای ما چند نمونه از تصویرگریهایتان را که در کتابهای درسی فعلی منتشر شده، نام ببرید.
یکی تصویر غدیر خم که در کتاب فارسی چهارم ابتدایی منتشر شده به اضافه چهره و پرتره مشاهیر ادبی ایران پشت تمام جلد کتابهای دبیرستان رشته علوم انسانی. مثل تصاویری از بدیع الزمان فروزانفر، ملک الشعرای بهار، خیام، حافظ، مرحوم زرین کوب و دیگر کسانی که دستی در کارهای ادبی داشتند.
نسل ما شما را با تصویرهایی مانند اصحاب فیل یا اشک یتیم به خاطر میآورد. بعد از گذشت حدود 20-30 سال از آن زمان، هنوز هم با دیدن تصاویر کتابهای درسی آن زمان، روحمان به آن روزگاران پر میکشد و تمام خاطرات و بوهای آن روزها در ذهنمان تداعی میشود. چه خاصیتی در تصویرگری کتابهای آن روزها بود که این حالت را در ما پدید میآورد؟
این موضوع در تمام زمینهها صدق میکند. گذر زمان حس نوستالژی ایجاد میکند. این شامل نقاشی، موسیقی و حتی بوی اشیا هم میشود که خاطرات زندگی را تداعی میکند. برای خود من هم نقاشیهای استاد زمان زمانی یا استاد پرویز کلانتری همین حالت را دارد و همین حس نوستالژیک را ایجاد میکند.
شما فرمودید هنوز هم برای کتابهای درسی تصویرگری میکنید. چه تفاوتهایی بین کار امروز و آن سالها میبینید؟
سرعت عمل امروز خیلی زیاد شده. دیدگاه مدرن هم زیاد شده. این دیدگاه مدرن برای مراکز بالا شهر شهرهای بزرگ صدق میکند، اما روستاها نمیپسندند. الان 80 درصد کارها مدرن و حالت شتر گاو پلنگ شده. برخی به ما میگویند طرف متحجر است. باید گاهی با دید یک معلم یا دانشآموز روستایی هم به کارها نگاه کرد. این درست که نمیتوان با جریان مدرنیته مقابله کرد، اما باید تصویرگریها همه پسند باشد. خوشبختانه کارهای من این خاصیت را داشت که همه پسند باشد، اما به تحجر متهم میشویم. چند وقت پیش داشتم کتابهای درسی ایتالیا را نگاه میکردم. اصلا اثری از کارهای مدرن در آن نبود و تصویرها بیشتر رئال بود. اما ما از هول حلیم در دیگ افتادهایم.
به نظرتان شما به عنوان یکی از تصویرگران پیشکسوت، به حقتان رسیدهاید؟
خوشبختانه آدم قانعی هستم. به نظرم مرا بیش از حد توقعم نواختند. هر کاری کردم مزد مادی و معنوی آن را دریافت کردم. توقعی هم ندارم.
از تصویرگران هم دوره خودتان مثل آقای کلانتری و زمانی یا مثقالی خبری دارید؟ چقدر با آنها رابطه دوستان دارید؟
از استاد کلانتری شنیدم که استاد زمانی در آمریکا زندگی میکند و ظاهرا آنجا افسرده شده است. استاد کلانتری هم که ناخوش هستند و امیدوارم حالشان زودتر خوب شود. رابطه دوستانه با این استادان یک مقدار از خود کم بینی من سرچشمه میگیرد. اینها مقام بالایی دارند. اینها برای من حالت استاد دارند. زمانی که برای من و استاد کلانتری بزرگداشت مشترک گرفتند گفتم من کجا و استاد کلانتری کجا. حتی پوستر آن مراسم را هم قاب کردم و در اتاق به دیوار زدهام. من برای دستبوسی چند بار هم نزد استاد مثقالی رفتم. همین طور استاد مکتبی که کارهایش در کتابهای تاریخ و جغرافیای دهه 30 گل کرده بود.
سجاد روشنی/ گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: