تحلیل

فروپاشی ناسیونالیسم عربی

ناسیونالیسم عبارت از آگاهی به عضویت یا وابستگی به ملت و به عبارت دیگر، آگاهی ملی است و این آگاهی غالبا پدیدآورنده شور و علاقه افراد به عناصر تشکیل‌‌دهنده ملت یعنی نژاد، زبان، عادات و آداب، ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی و به طور کلی فرهنگ است و گاه موجب تجلیل از آنها و اعتقاد به برتری این مظاهر بر مظاهر ملی دیگر ملت‌‌ها می‌شود و از آنجا که هر ملتی دارای سرزمین خاص خود است، وفاداری به خاک و فداکاری برای آن و نیز تجلیل ملی از ارکان ناسیونالیسم به شمار می‌آیند.
کد خبر: ۸۰۶۳۷۹

برخی نویسندگان ناسیونالیست عرب، اسلام را دین قومیت عرب و عرب را رکن اساسی بقای اسلام می‌دانند و به همین ترتیب دوره بنی‌‌امیه را در تاریخ قومیت عرب دارای مقامی برجسته می‌دانند. دیدگاهی که بسیاری دیگر آن را قبول ندارند و معتقدند اسلام یک دین فرانژادی بوده و دوران بنی‌امیه نیز دورانی تاریک در تاریخ اسلام تلقی می‌شود.

چندین عامل در ظهور ناسیونالیسم ازجمله آگاهی و احساس همبستگی و تلاش جمعی در شرایطی خاص دخالت دارند. ناسیونالیسم عربی به معنای معاصر کلمه نیز هنگامی ظهور کرد که جهان عرب مورد نفوذ فرهنگی و تجاوز نظامی غرب واقع شد. یعنی حمله ناپلئون به مصر که منجر به ظهور حس همبستگی سیاسی اعراب شد، به طوری که از صحرای لیبی گروهی از قبایل به یاری مردم مصر شتافتند. علاوه بر این، این حمله ضعف امپراتوری عثمانی را برای اعراب آشکار کرد و آنها متوجه شدند که ضعف امپراتوری موجب افزایش خطرات ناشی از نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اروپا در سرزمین‌های عربی می‌شود. بنابراین روشنفکران عرب به تدریج به این باور رسیدند که تنها راه نجات سرزمین‌های عربی از سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی غرب همبستگی امت واحده عرب و رسیدن به استقلال سیاسی است.

مصری‌ها که تلاش می‌کردند وحدت عربی را در چارچوب یک امپراتوری جدید در مناطق عرب‌نشین و عرب‌‌زبان عثمانی در نیمه نخست قرن 19 تحقق بخشند در کشاکش رقابت‌های استعماری انگلستان و فرانسه و با پذیرش پیمان لندن در سال 1840 میلادی از سوی محمد‌علی پاشا ناکام ماندند. هرچند تلاش و تکاپوی مصریان در این برهه را نمی‌‌توان صرفا در راستای جنبش ناسیونالیسم عربی تفسیر و تحلیل کرد، اما رخنه اندیشه‌‌های سیاسی لیبرالیستی غربی در لبنان و سوریه و در نتیجه ظهور متفکران عرب در این دو منطقه، زمینه ظهور ناسیونالیسم عربی را فراهم کرد.

‌اکنون بخش‌های زیادی از جهان عرب غرق در مصیبت، آشوب و فروپاشی است. اگر بخواهیم نگاهی همراه با دقت و تامل داشته باشیم، هیچ چیز تصادفی به نظر نمی‌رسد بلکه همه این اتفاقات راهبردهایی از پیش طراحی شده و برای تجزیه کشورهای نو استعمارزده، مرزهای ملی، مرزهای قومی و هویت ملی هماهنگ شده است. جنگ و اشغالگری تحت هدایت آمریکا سال 2003، فرهنگ ژئوپلتیک عربی را تضعیف و ناتوان کرد. بغداد به عنوان قلب تمدن‌های باستان امروز دستخوش حملات داعش و کشتار زنان و کودکان بی‌گناه عراقی است. سوریه نیز در معرض تخریب کامل یکی از تمدن‌های بشری قرار گرفته است. همه علیه یکدیگر مشغول جنگ هستند، بی‌آن که بدانند سرنوشت‌شان چگونه و به کجای زمان و تاریخ ختم می‌شود.

در همین رابطه اندیشکده آمریکایی «امریکن تینکر» در گزارشی می‌نویسد بخش عمده‌ای از جهان عرب امروز درگیر ناآرامی‌ها بوده و این درگیری‌ها، هر روز شکل جدیدی به خود می‌گیرد زیرا هیچ کشور مدرنی در جهان به استثنای مصر وجود ندارد که در تلاش برای ترسیم چارچوبی به منظور حفظ ناسیونالیسم باشد. هویت مشترک جمعیت‌های عربی در زمان تشکیل این دولت‌ها اساسا بر مبنای ویژگی‌های فرهنگی ازجمله زبان، مذهب و سنت بود و هویت‌های قبیله‌ای براساس نوع خویشاوندی در مرحله بعد تقسیم‌بندی می‌شد، اما امروزه کشورهای عربی دچار گسست فراوانی شده‌اند؛ چراکه جمعیت آنها هویت ملی مشترک را نمی‌شناسد. این موضوع در عراق و سوریه بسیار آشکار و هویداست. سربازان عراقی برای عراق نمی‌جنگند، زیرا آنها اعتقادی به ایده عراق ندارند. این وضعیت در ارتش سوریه به مراتب بهتر است، اما اگر حمایت حزب‌الله لبنان و ایران نبود، وضعیت پیچیده‌تر می‌شد.

به نوشته این اندیشکده آمریکایی، داعش در درگیری‌های عراق و سوریه موفق عمل کرده و حتی در بخش‌هایی محبوبیت خاصی را از آن خود کرده، زیرا توانسته این پیام مهم را درباره جهان عرب به گوش جهانیان برساند. داعش ادعا می‌کند یک خلافت اسلامی را تاسیس کرده که ماهیت آن عربی بوده و در نوع خود معتبر و قابل اعتماد است. مخالفان اصلی داعش که نبرد سختی را با این گروه دارند، تنها کردها هستند که عرب نبوده و بخشی از یک جنبش ملی به شمار می‌روند.

امریکن تینکر در پایان نتیجه می‌گیرد که معمای خاورمیانه، گرفتاری این منطقه به آشوب، جنگ و بی‌ثباتی است، چراکه جامعه عرب متحد نبوده و برای جلوگیری از نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اروپا در سرزمین‌های عربی تلاش نمی‌کند. از سوی دیگر، ایجاد یک دولت عربی جدید با هدف برقراری ثبات و صلح در خاورمیانه و آفریقای شمالی می‌تواند تهدیدی برای منافع اسرائیل باشد. بنابراین تا اطلاع ثانوی این وضعیت به همین شکلی که هست باید باقی بماند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها