ساعاتی پس از اعلام نتایج مرحله اول انتخابات در 27
خرداد گذشته ، اولین جرقه های تغییر آرایش سیاسی زده شد زیرا فعالان سیاسی ای که در این مقطع از انتخابات جامانده بودند
کد خبر: ۸۰۴۳۸
و بخشی هم که رقابت فشرده ای با رقیب تا برگزاری مرحله دوم انتخابات آغاز کرده بودند ، زمینه ایجاد تغییر در آرایش سیاسی را فراهم آوردند فرآیندی که در 4 مرحله صورت گرفت.
مرحله نخست
اعلام کناره گیری مهدی کروبی ، یکی از 4 نامزد انتخابات ریاست جمهوری ، از مجمع روحانیون مبارز و دبیرکلی آن و نیز اعلام این که او بر آن است حزب تازه ای برپا کند ، همچنین سکوت معنادار دیگر نامزدهای جامانده در مرحله اول انتخابات و پیوستن برخی از آنها به یکی از 2 رقیب مرحله دوم و بالاخره صف آرایی همه سیاسیون - تقریبا بدون استثناء - در حمایت صریح از هاشمی رفسنجانی ، زمینه ایجاد تغییر آرایش سیاسی را فراهم آورده بود اما زمینه های یادشده ، تنها در حد جرقه باقی ماند تا 3 تیرماه فرابرسد و نتیجه انتخابات معلوم شود. از این پس تغییر آرایش در هر دو اردوگاه سیاسی همواره پررنگ تر شد. یک وجه این تغییرات را می توان به اولین اظهارنظر دکتر احمدی نژاد به عنوان پیروز انتخابات ، اطلاق کرد. او 4 تیر ماه در جمع صدها خبرنگار داخلی و خارجی ، دستاورد 3 تیر را شکسته شدن مرزبندی های سیاسی و به رسمیت شناختن این مرزبندی ها توسط مردم توصیف و ارزیابی کرد. باید دانست وجود تفاوت در دگردیسی های سیاسی نسبت به هر یک از 2
اردوگاه سیاسی کشور ، به دلیل شرایط خاص حاکم بر فضای سیاسی ایران ، اجتناب ناپذیر بود زیرا در میان اصولگرایان حس چشیدن طعم پیروزی ، زمان وقوع دگردیسی را به تعویق می انداخت و همچنین به دلیل بروز برزخ انتخاب تیم دولت در یک ظرف زمانی نزدیک به 3 ماه ، که همزمان هر یک از طرفهای درون اردوگاه اصولگرایان را در معرض ورود یا عدم ورود به باغ خرم مناصب قرار می داد ، به وجود آمدن هر گونه صف آرایی درونی تازه تا اطلاع ثانوی هرگز به مصلحت سیاسیون حاضر در این اردوگاه نبود هرچند از درون محافل این اردوگاه خبر می رسید که تغییر در رویکردها پس از نهایی شدن فهرست کابینه منتفی نیست . اما در میان اصلاح طلبان مجال بروز تغییرات از همان 3 تیر به بعد وجود داشت . حزب کروبی که هم اکنون با نام اعتماد ملی پابه عرصه سیاسی کشور گذاشته است آن اوایل سر زبانها بود اما رفته رفته ظهور احزاب تازه فراگیرتر شد به طوری که در مرحله نخست ، گروهها بیش از آن که به اصل آسیب شناسی عملکرد خود در انتخابات توجه کنند، بسرعت پروژه های تغییر تابلوی خود یا همان تاسیس حزبی تازه را به اجرا می گذاشتند. چهره های سیاسی آن روزها از ظهور «حزب اعتدال» که طرفداران هاشمی رفسنجانی را شامل می شد ، خبر دادند. این حوزه هواداری ، هفته پیش از 3 تیرماه سطح بسیار وسیعی از احزاب و تشکلهای سیاسی را دربرگرفته بود. تشکیل تشکل دمکراسی خواهی ، ابتکار دکتر معین ، یکی دیگر از نامزدها بود که مطرح شد. این نامزد در 2 روز اول پس از مرحله اول انتخابات حتی گفته بود که در مرحله دوم به عنوان رای دهنده شرکت نخواهند کرد. همزمان ، دیگر نامزد جامانده از انتخابات ، یعنی قالیباف هم تشکیل تشکلی زیر عنوان «اصولگرایان اصلاح طلب» را زمزمه کرد اما سروصدای این تشکل زودتر از 2 حزب دیگر خاموش شد. با وجود این ، در یکی دو هفته پس از اعلام نتایج انتخابات در مرحله دوم ، بازار ظهور احزاب و تشکلها داغ تر از حتی روزهای پیش از انتخابات شده بود تا آنجا که انتظار می رفت چند ماه پس از آن ، یعنی روزهایی که اکنون در آن به سر می بریم ، این تشکلها عملا فعال شده و کار حزبی آنها در صدر اخبار سیاسی قرار گرفته است . عمر این مرحله از فرآیند تغییر آرایش سیاسی ، رفته رفته با گرمتر شدن اخبار مربوط به فهرست وزرای پیشنهادی رئیس جمهور به مجلس ، به پایان خود نزدیک می شد.
مرحله دوم
با داغ شدن خبرهای مربوط به فهرست کابینه احمدی نژاد ، مرحله تازه ای شکل می گرفت که می توان تحولات این مرحله را نیز بر مبنای ایجاد تغییرات در صف بندی های سیاسی قلمداد کرد. در این مرحله ، مجلس به کانون تحولات بدل شده بود. بیشتر اخبار سیاسی که ابعاد و مختصات فضای سیاسی کشور را شکل می داد ، از درون مجلس بیرون می آمد. این اخبار هنگامی متراکم تر شد که شمایی از فهرست نهایی رئیس جمهور مشخص شده بود و چنان پیش رفت که در آخرین روزها بجز دو سه ردیف از فهرست ، همه اسامی افراد کابینه در محافل قابل نشانه گذاری بودند. کنشها و واکنش ها در این زمینه ، حاکی از بروز تغییرات در فضای سیاسی کشور بود. اما این تغییرات در اردوگاه اصولگرایان - که مجلس و دولت را همزمان در اختیار گرفته بودند - در این مرحله هرگز شفاف نشد. در دومین مرحله از فرآیند تغییرات آرایش سیاسی ، اصلاح طلبان اگرچه همچنان درگیر تغییرات درونی خود بودند ، با وجود این تلاش کردند تحت تاثیر فراهم آمدن زمینه بروز تغییرات در اردوگاه رقیب ، جانب احتیاط را در آشکار کردن تغییرات درونی خود رعایت کنند. اما برخی تحولات در درون این اردوگاه اجتناب ناپذیر بود. در همین مرحله ، خروج کروبی جدی تر می شد. او حتی پیدا کردن اسم حزب تازه اش را به فراخوان گذاشت و در برابر اصرار همفکرانش در مجمع روحانیون مبارز درخصوص عدم کناره گیری از دبیرکلی این تشکل ، زیر بار نرفت و این یعنی آشکار شدن بخشی از فرآیند تغییر آرایش سیاسی در کشور. اما این ، همه ماجرا نبود. در همان اوایل کار تغییر و تحول در مجمع روحانیون مبارز ، سیدمحمد خاتمی به عنوان جانشین کروبی مطرح شد. خاتمی که نمی پذیرفت ، بعدها از علی اکبر محتشمی و مجید انصاری هم نام برده می شد. در مقطعی به طور جدی نام موسوی خوئینی ها ، سیاستمدار کهنه کار این تشکل هم مطرح شد اما مجمع روحانیون مبارز پس از این بگومگوها تنها توانست سیدمحمد خاتمی را به عنوان رئیس شورای مرکزی خود بشناسد و در نهایت حتی به نداشتن دبیرکل هم تن داد. در لابه لای همین مباحث ، این گمانه قوت گرفت که حیات فعال مجمع ممکن است تنها در مقطع انتخابات آشکار شود و این در حالی بود که این مجمع حدود یکی دو سال پیش ، پس از 2 دهه فعالیت در آستانه انتخابات به قواره یک حزب فراگیر درآمده بود. در مرحله دوم از فرآیند تغییر آرایش سیاسی ، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و کم و بیش گروههای دیگر حاضر در جبهه دوم خرداد ، به آسیب شناسی رفتار خود در انتخابات می پرداختند. محمدرضا خاتمی ، محسن آرمین و دیگران ، محدود کردن فعالیت خود در حوزه نخبگان و بی توجهی به خواسته های عمومی و معیشتی مردم را به عنوان نقص فعالیت انتخاباتی خود بصراحت مطرح کردند. اما در این میان و به رغم تحولات پرشتاب پیدا و پنهان درونی در اردوگاه سیاسی که اخبار مربوط به ترکیب وزرای پیشنهادی رئیس جمهور به مجلس ، بر همه اخبار سیاسی غلبه داشت ، از جانب تقریبا همه اصلاح طلبان ، با سکوت همراه شد. این مشی و رفتار چندی بعد مبنای منش نمایندگان اصلاح طلبان در مجلس هفتم هم قرار گرفت . سرانجام فهرست نهایی وزرا رسما اعلام و به این ترتیب فرآیند تغییرات سیاسی وارد مرحله سوم شد.
مرحله سوم
در این مرحله همان گونه که پیش از این آمد ، اصلاح طلبان چه در مجلس و چه بیرون آن در سکوتی عمیق فرو رفتند. این سکوت به طور مستقیم ، به عنوان پارامتر فضای سیاسی کشور محسوب نمی شود. اما این پدیده را می توان یک استراتژی سیاسی برشمرد ، استراتژی ای که دست کم به طور موقت ، همه اصلاح طلبان را زیر یک چتر فرامی خواند که خود زمینه ساز ایجاد تغییرات در آرایش سیاسی کشور قلمداد می شود این بار در اقدامی کاملا هماهنگ هیچیک از سیاسیون اقلیت مجلس هفتم در مخالفت یا موافقت با هیچ وزیری در تریبون مجلس حضور نیافتند و این در حالی بود که بازار موافقت ها و مخالفت ها با وزرای پیشنهادی داغ تر از همه ادوار پیشین دولتها و مجالس قبل بود. موضع صرفا انفعالی اقلیت مجلس ، به طور مستقیم به داغ ترین نطقهای مخالفان - که شامل چهره های نسبتا ارشد اصولگرایان در مجلس هفتم بود - ربط داشت . به عبارت دیگر هر آنچه به طور غیررسمی و حتی در حد زمزمه ، در محافل اردوگاه رقیب دولت و مجلس درباره ترکیب کابینه پیش از آغاز مذاکرات مطرح بود و فراتر از این ، هر آنچه پیش بینی می شد رقبا از بزنگاه ها علیه دولت مطرح کنند ، همه و همه توسط همفکران رئیس جمهور در قوه مقننه و از تریبون مجلس علیه کابینه پیشنهادی او مطرح شد. رفتار اصولگرایان هرگز و برخلاف گمانه هایی که در آن زمان مطرح می شد ، نمایشی نبود و نتیجه رای گیری که با جا ماندن 4 وزیر پیشنهادی رئیس جمهور همراه شد ، آن گمانه ها را رد کرد. این رفتار جدی بارزترین گواه ایجاد تغییر در آرایش سیاسی اصلاح طلبان محسوب می شود.
مرحله چهارم
پس از اعلام نتایج آراء نمایندگان مجلس درباره کابینه پیشنهادی دکتر احمدی نژاد ، مجال مناسبی برای توزیع مناصب حساس دستگاه اجرایی فراهم آمد ، انتخاب های رئیس جمهور و وزرایش بجز مواردی عمدتا مبتنی بر به رسمیت نشناختن جناح بندی های سیاسی ارزیابی نشد و بلکه زمینه ساز مرزبندی های تازه ای نیز شد. اولین بازخورد این پدیده در درون شورای شهر تهران ، همان خاستگاهی که منتسب به احمدی نژاد و گروه آبادگران است ، بروز کرد. این شورا نتوانست چهره ای را جایگزین احمدی نژاد کند که یک بار دیگر شهردار تهران همان مشی سیاسی را داشته باشد که احمدی نژاد داشت . شورای شهر تهران به قالیباف رسید. حداکثر یک ماه پس از آن که قالیباف شهردار شد ، تعارض های خود را با مجموعه قبلی شهرداری بروز داد. این پدیده آشکارا از تغییرات در آرایش سیاسی اصولگرایان حکایت می کرد. در سوی دیگر ماجرا ، علی لاریجانی قرار دارد که اینک عنصر ارشد تیم احمدی نژاد در تشکیل دولت به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و اصلی ترین مسوول پرونده هسته ای مطرح است ، در آغاز چهارمین مرحله از تغییر آرایش سیاسی کشور ، به عنوان جانشین علی اکبر ناطق نوری در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب مطرح شد. شورای هماهنگی نیروهای انقلاب در تحولات پیش از انتخابات اخیر هرگز نتوانست به نامزدی واحد در عرصه رقابت با اصلاح طلبان برسد اما در شرایط جدید انتخاباتی ، این شورا تا روز آخر بر معرفی او تاکید داشت و در عین حال او اکنون عضو موثر و تعیین کننده تیم احمدی نژاد است و جای خالی ریش سفید این شورا را در اختیار می گیرد. همین شرایط زمینه بروز تغییرات تازه تری را در آرایش سیاسی کشور فراهم می آورد. به نظر می رسد که در هر 2 اردوگاه سیاسی بر سر یک موضوع همچنان تردید وجود دارد. واقعیت آن است که گروههای حاضر در اردوگاه اصلاح طلبان بلافاصله پس از آن که آنها به مجلس ششم راه یافتند ، کوشیدند رفته رفته تجربه حضور زیر یک چتر را تمام کنند اما در همان ایام در اردوگاه اصولگرایان جبهه ای تازه تشکیل می شد. اساسا خاصیت تشکیل جبهه در عرصه رقابت های سیاسی ایجاب می کند که یک جبهه پس از کسب حداکثر یک پیروزی بزرگ در برابر رقیب ، در ساختار خود بازنگری کند اما واقعیت آن است یک پدیده تلاشی یک جبهه سیاسی در کشور ما معمولا اصولمند نیست . در شرایط کنونی نیز هر 2 اردوگاه سیاسی در دچار تردیدند. آنها انتخابات ریاست جمهوی را بدون تشکیل جبهه پشت سر گذاشته اند. تحولات این انتخابات چه پیش و چه پس از برگزاری ، چنان متفاوت از پیش بینی ها بود که زمینه های جدی برای ایجاد تغییر در آرایش سیاسی را فراهم آورده است و همچنین به همین دلیل رویدادهایی همچون تغییر تابلو ، تشکیل جبهه یا متلاشی کردن جبهه را با تردید همراه کرده است . 2 اتفاق ، بسیاری از معادلات انتخابات اخیر را به ایجاد تغییر در آرایش سیاسی کشور سوق داد. آن 2 اتفاق خودداری مهندس میرحسین موسوی از ورود به صحنه انتخابات به عنوان نامزد و خودداری هاشمی رفسنجانی از عدم ورود به صحنه انتخابات بود. اما این رخدادها به هر حال سبب شد که روند رو به تکامل تحزب در کشور که پیش از این کندتر از همیشه شده بود ، حرکتی نو آغاز کند. امید است این حرکت که در انتخابات سال آینده شورای شهر تا حدی بروز خواهد کرد ، در جهت خیر و صلاح جامعه اسلامی باشد.