اروپا و آشوب های فرانسوی

خیزش حاشیه نشینان فرانسه توجه محافل سیاسی و رسانه ای فرانسه و اروپا را به قشری جلب کرد که تاکنون سعی می شد نادیده انگاشته شوند.
کد خبر: ۸۰۳۹۶
آشوبهای خیابانی حاشیه نشینان فرانسه آژیر خطر را نه برای فرانسویان که برای تمامی اروپا در بی توجهی و رفتار تبعیض آمیز به میلیون ها مهاجر به صدا درآورد.
رومانو پرودی ، رهبر ائتلاف چپ مخالف دولت ایتالیا پس از آغاز ناآرامی های فرانسه گفت: انفجار خشونت های شهری در ایتالیا امکان پذیر است.
تنها زمان آن نامشخص است. رئیس سابق کمیسیون اروپا افزود: ما فرق زیادی با پاریس نداریم و حومه شهرهای ما یک تراژدی انسانی هستند و اگر اقدام فوری نکنیم ، شاید ما نیز شاهد صحنه های مشابهی در کشورمان باشیم.
اما فرانسه دارای زمینه ها و مشکلات خاصی است که زودتر از دیگر کشورهای اروپایی با شورش حاشیه نشینان مواجه شده است. عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و امنیتی را در علل بروز ناآرامی های اخیر فرانسه می توان برشمرد.
با تداوم و گسترده شدن آشوبهای خیابانی فرانسه در رسانه ها و محافل دانشگاهی اروپا روی یک نکته اتفاق نظر وجود دارد که این شورشها ریشه در فقر، بیکاری و تبعیض نژادی در میان جامعه مهاجران دارد. پدیده مهاجرت آمیخته با تاریخ اروپاست.
تا زمان جنگ جهانی اول کشورهای اروپایی یکی از مهمترین کشورهای مهاجرت فرست به سرزمین های جدید در امریکا و استرالیا بودند. اما پس از جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم ، کشورهای اروپایی بخصوص فرانسه و انگلیس میزبان صدها هزار مهاجر از مستعمرات سابق خود در آفریقا و آسیا شدند.
دیگر کشورهای اروپایی مثل آلمان نیز با بستن قراردادهای دوجانبه با کشورهایی مثل ترکیه به جذب نیروی کاری پرداختند. کشورهای اسپانیا و ایتالیا پس از گذشت 3دهه از جنگ جهانی دوم و با شکوفایی اقتصادی این کشورها از کشوری مهاجر فرست به کشوری مهاجرپذیر تبدیل شدند.
هلند، بلژیک و اتریش به همین ترتیب پذیرای صدها هزار مهاجر از آفریقا و آسیا شدند. اقتصاد ویران پس از 2جنگ جهانی اروپا را بشدت نیازمند نیروی کار ارزان برای بازسازی کرده بود. به همین دلیل ، برخی کشورها مثل انگلیس حتی مشوق هایی برای جذب مهاجران از جمله لغو روادید با مستعمرات سابقشان در نظر گرفتند.
سیاست جذب مهاجر دولتهای اروپایی تا شوک نفتی سال 1973تداوم داشت. در این دوره دولتهای اروپایی سعی بر مقابله با هر گونه تبعیض نژادی داشتند. مهاجران نیز با تنش نژادی و رفتارهای تبعیض آمیز کمتری روبه رو بودند.
در این دوره شکاف اقتصادی و اجتماعی عمیقی در جوامع اروپایی وجود نداشت. نژاد و مذهب متفاوت مهاجران موضوع مساله سازی برای کشورهای اروپایی نبود.
نادر دندون ، از نویسندگان خارجی تبار فرانسه وضعیت مهاجران را در این دوره این گونه توصیف می کند: «ما همه فقیر بودیم ؛ اما در کنار سیاهپوستان و عربها، مردمان اروپای شرقی و خود فرانسوی ها نیز بودند.»
آقای دندون در توصیف یکی از محله های پاریس در شرایط فعلی می گوید: «در عکسهای دوران مدرسه من ، بیشتر از نصف بچه ها سفیدپوست بودند، در عکسهای امروز یکی یا دو تا بیشتر نیستند.»
شوک نفتی سال 1973باعث تغییر نگاه به مهاجران در کشورهای اروپایی شد. افزایش قیمت نفت ، کاهش رشد اقتصادی و ورشکستگی شرکتها و به دنبال آن بیکاری گسترده را موجب شد. یکباره مهاجران کسانی که نقش مثبتی در رشد و رونق اقتصادی اروپای پس از جنگ داشتند به کسانی تبدیل شدند که فرصتهای شغلی را از شهروندان اروپایی گرفته اند.
برای فرانسه که بیشترین مهاجران را پس از جنگ جهانی دوم پذیرفت ، این تغییر نگاه به مهاجران آشکارتر بود. جبهه ملی خارجی ستیز ماری لوپن در همین دوره شکل گرفت.
در میزان گسترش نژادپرستی و تبعیض نژادی در جامعه فرانسه کافی است به آرای ژان ماری لوپن در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه از سال 1974به بعد توجه کنیم.
ژان ماری لوپن ، رهبر جبهه ملی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1974، 74صدم آرائ را کسب کرد. لوپن در انتخابات ریاست جمهوری سال 2002با کسب 17درصد آرا بعد از ژاک شیراک قرار گرفت و به دور دوم راه یافت.
در بقیه کشورهای اروپای غربی همین تحول با شدت و ضعف روی داد. سیاست های دولتهای غربی در مقابله با مهاجرت و محدود کردن فعالیت مهاجران بر دامنه تبعیض نژادی در اروپا افزود.
به طوری که با مهاجرت در چند سال گذشته به شعار تبلیغاتی مشترک احزاب راست افراطی و میانه تبدیل شده است ، حزب محافظه کار انگلیس در سیاست ضد مهاجرتی خود تا جایی پیش رفته است که برای باز گذاشتن دست دولت در اتخاذ سیاست های شدید ضد مهاجرت خواستار خروج از کنوانسیون 1951پناهندگان شده است.
در واقع از شوک نفتی سال 1973مهاجران با برخی فشارهای سیاسی و تبعیض نژادی روبه رو شدند و این روند تا جایی ادامه یافته است که تبعیض نژادی به سیاست پایدار دولتهای غربی در قبال مهاجران تبدیل شد. البته این تبعیض نژادی به صورت آشکار نبوده است.
دولتهای اروپایی با سیاستهای سختگیرانه علیه مهاجران بستر را برای گسترش فعالیت گرایش های راست افراطی خارجی ستیز فراهم می کند.
این شیوه برخورد با مهاجران آنها را از بسیاری از فرصتهای شغلی و تحصیلی محروم کرد. فقر، بیکاری و تبعیض ، گریبانگیر تمام مهاجران شد و شکاف عمیقی میان جامعه مهاجران و بقیه اتباع اروپایی به وجود آمد که این شکاف موجب شکل گیری کلونی های مهاجران در داخل جوامع اروپایی شد.
در حاشیه شهرهای بزرگ اروپایی محله هایی با حداقل امکانات زندگی و محروم از بسیاری از امکانات یک کشور فراصنعتی شکل گرفت.
فرزندان و نوه های مهاجران نیز مجبور به سکونت در محله هایی بوده و هستند که پدران و پدربزرگ هایشان از سالها پیش در این محلات اسکان داده شده اند. ناآرامی های فرانسه که با اعتراض به مرگ دو نوجوان در منطقه کلیش سوبوآ در حومه پاریس آغاز شد، تحت چنین فضایی باید مورد بررسی قرار گیرد.
به آتش کشیدن ماشین ها در یک ساعات خاص از شب هم اکنون به الگویی برای اعتراض مهاجران تبدیل شده است. این الگو در حال تسری به دیگر کشورهای اروپایی است.
نیکولاس سارکوزی وزیر کشور فرانسه در ابتدای ناآرامی ها اظهار کرد که این ناآرامی ها کار گروههای کوچک و کاملا سازمان یافته است ؛ اما گسترش آشوبهای خیابانی 300شهر فرانسه خلاف ادعاهای وزیر کشور فرانسه را نشان می دهد. تداوم و گسترش نارضایتی های مهاجران به سرتاسر فرانسه این نکته را آشکار می کند که آنها تمام راهها برای تامین خواسته های خود و اعتراض به سیاست های تبعیض آمیز را بسته می بینند.
همان طور که رومانو پرودی ، رهبر ائتلاف چپ مخالف دولت ایتالیا گفته است تکرار ناآرامی های فرانسه با توجه به وضعیت اسفبار مهاجران در دیگر کشورهای مهاجرپذیر اروپایی امکان پذیر است ، تنها زمان آن نامشخص است.
جامعه مهاجران فرانسه بزرگترین جامعه مهاجران در اروپاست. اکنون آنها جلودار اعتراض به سیاست های سختگیرانه دولتهای اروپایی و بی توجهی به وضعیت بد اقتصادی و اجتماعی خود شده اند.

مرتضی مکی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها