نوه زنده‌یاد مرتضی احمدی:

با صندلی، دنبال پدربزرگ راه می‌رفتیم

بهرنگ بقایی، نوه زنده‌یاد مرتضی احمدی می‌گوید: همیشه برای من سوال بود که پدربزرگم از 24 ساعت در روز چقدر وقت اضافه می‌آورد که هم به ورزش و هم کارهای هنری از جمله رادیو، تئاتر، تلویزیون، سینما و دوبله می‌پرداخت. هم شغل دولتی خود را با سابقه 35 سال حفظ کرده، هم فوتبالش را پیگیری می‌کرد هم کتاب می‌نوشت و هم موسیقی کار می‌کرد. با این حال این فرد معاشرت و زندگی خانوادگی خود را هم حفظ می‌کرد. چنین هماهنگی در زندگی را به هیچ عنوان نمی‌توانم هضم کنم و کم می‌آورم.
کد خبر: ۸۰۳۲۰۵

به انگیزه برگزاری مراسم نکوداشت این هنرمند فقید در پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر و نیز پخش سریال خاطره‌انگیز آرایشگاه زیبا که احمدی در آن نقش ویژه‌ای ایفا کرد، گفت‌و‌گویی با نوه این هنرمند انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

رابطه شما با پدربزرگتان چگونه بود؟

هرچقدر بخواهم درباره وجه هنری پدربزرگ صحبت کنم، کم گفته‌ام. با توجه به روحیه اجتماعی و علاقه‌مندی ایشان به مردم، اقشار مختلف و گسترده او را دوست داشتند. پدربزرگ در زمینه‌های مختلف فعالیت داشت اما با توجه به تمام فعالیت‌های گسترده ایشان، زندگی خانوادگی‌شان از قوت بالا برخوردار بود. نه اینکه این را من که سی و چند سال با او زندگی کرده‌ام بگویم بلکه مادرم که چیزی نزدیک به 57 سال در کنار او بوده هم می‌گوید. حتی یک‌بار هم در طول این مدت نشنیدم جمله‌ای مبنی بر این‌که پدربزرگ نبود، نرسید، ای کاش بود، به ما بگوید.

مادربزرگتان که سال‌ها پیش فوت کرده بودند.

بله. مادربزرگم خیلی زود به دیار باقی شتافت و مادرم از 13 سالگی توسط پدربزرگم بزرگ شد.

او وقتی برایمان صحبت می‌کند حتی یک خاطره سخت هم از ایشان در ذهن ندارند و همیشه به عنوان پدر وظیفه‌ پدری خود را انجام داده و ما خاطرات شیرینی از او در ذهن داریم.

و جالب این‌که زنده‌یاد مرتضی احمدی فعالیت‌های گوناگونی هم در این مدت داشتند. از شغل رسمی که در راه‌آهن داشتند تا فعالیت‌های هنری ایشان که آن هم در بخش‌های مختلف گسترده و وسیع بود.

اتفاقا همیشه برای من همین سوال بود که پدربزرگم از 24 ساعت در روز چقدر وقت اضافه می‌آورد که هم به ورزش و هم کارهای هنری از جمله رادیو، تئاتر، تلویزیون،‌ سینما و دوبله می‌پرداخت. هم شغل دولتی خود را با سابقه 35 سال حفظ کرده، هم فوتبالش را پیگیری می‌کرد، هم کتاب می‌نوشت و هم موسیقی کار می‌کرد. با این حال این فرد معاشرت خود را داشت و زندگی خانوادگی خود را هم حفظ می‌کرد. چنین هماهنگی در زندگی را به هیچ عنوان نمی‌توانم هضم کنم و کم می‌آورم.

امسال در جشنواره‌ای قرار است مراسم بزرگداشت مرتضی احمدی برگزار شود.

خوشحالم که تا پدربزرگ زنده بود اهالی هنر قدردانش بودند و پیش از فوت ایشان در پاسداشت ارزش‌های کاری و هنری وی برایش مراسم برگزار می‌کردند. پدربزرگ با برگزاری این‌گونه مراسم حال خوبی پیدا و همیشه سعی می‌کرد در این مراسم حضور داشته باشد و حتی یک‌بار که حالش بد بود به او اصرار کردیم در مراسم شرکت نکند اما او نپذیرفت و گفت: زشت است، مردم فکر می‌کنند من تحویلشان نمی‌گیرم.

در آن مراسم شرکت کردند؟

بله. با حال مریضی که داشتند در مراسم حاضر شدند. ما در آن مراسم صندلی به دست پشت سر ایشان راه می‌رفتیم ولی ایشان حاضر نبودند روی صندلی بنشیند. خیلی خوشحالم بزرگداشت ایشان در جشنواره برگزار می‌شود. قطعا بدانیم اگر خودش بین ما نیست ولی روحش در این مراسم حضور دارد و شاد می‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها