در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک لوکیشن خوب میتواند دست کارگردان را برای بسط بهتر داستانش بیشتر و بیشتر باز بگذارد، به او جهت بدهد و اصلا خیلی از خطوط اصلی ماجرا را پررنگ کند. یک لوکیشن خوب میتواند تا اندازه یک شخصیت خوب عرض اندام کند. معنی حرفم البته این نیست که لوکیشن در آثار غیرجنگی جایگاهی ندارد، اما به دلایل بسیار، لوکیشن در آثار جنگی تعریفی ویژه دارد. در انتهای فیلم «نجات سرباز رایان» آنجا که سربازان خسته و زخمی به خرابههای شهری ویران میرسند و آینده محتوم خویش را منتظر میشوند یا در فیلم «غلاف تمام فلزی» وقتی سربازان در خرابههای غبار گرفته شهر به تکتیرانداز نوجوانی که بسیاری از آنها را به قتل میرساند دست مییابند یا در فیلم «پاییزا» وقتی سرباز سیاهپوست به دنبال پسربچه راه میافتد و در بیغولهای در جنوب شهر با حقیقت زندگی او آشنا میشود یا در «رم شهر بیدفاع» وقتی نیروهای نازی دربه در به دنبال جورجیو مانفردی از رهبران جبهه مقاومت میگردند و به همین بهانه با زوایای تازهای از یک شهر ویران شده مواجه میشویم یا در فیلم تحسین شده «نبرد الجزایر» که بیگانگان در هر کوی و برزن به دنبال مبارزان میگردند، همه و همه در یک نقطه مشترک هستند و آن، ویژگی خاص لوکیشنهاست که قهرمانها و کارهایشان را اینچنین در ذهن ما ثبت کردهاند. در جنگ هشت ساله ما هم لوکیشنهای بسیاری با تعریف سینمایی و جذاب وجود دارد که یقینا یکی از بهترینهای آن خرمشهر خواهد بود. خواندن خاطرات رزمندگانی که هنگام محاصره و رهایی این شهر حضور داشتهاند دوباره این مهم را ثابت میکند که میتوان مضمونهایی جهانی از واقعه محاصره و آزادی خرمشهر به تصویر کشید و آن را بازتاب داد. کاری که به دلایل مختلف تاکنون نکردهایم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: