در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرچند که مرگ هر عزیزی تلخ و ناراحتکننده است، اما وقتی خبر درگذشت یک هنرمند را میشنویم افراد بسیاری اندوهگین میشوند، چراکه هنرمندان در جامعه قشری محبوب هستند و درگذشت آنها با تاثر و غم بیشتری توام میشود، هرچند همه ما در شریعت و باور دینیمان مرگ را بازگشت به سوی خداوند میدانیم و از آن بهعنوان حق یاد میکنیم، اما کوچ هر انسانی غم دارد، هنرمند هم چون خالق لحظههایی برای مردم است کوچش برای جامعه دردناکترمیشود.
پایان هفتهای که گذشت (روز پنجشنبه) باز هم خبر تلخ دیگری خانواده تئاتر را داغدار کرد. مصطفی عبدالهی، هنرمند کشورمان برای همیشه با ما خداحافظی کرد و همزمان با ایشان ثریا شیرزادی، دیگر هنرمند تئاتر هم درگذشت تا ما در یک روز دو خبر اندوهناک را بشنویم.
یکی از دلایلی که غم این خداحافظیها را بر پیکره تئاتر و اهالی تئاتر دشوارتر میکند، شتاب گرفتن این خداحافظیهاست. به نظر میرسد سرعت این روند یکمقدار پرشتابتر شده و تاکنون بسیاری از همکارانمان را از ما گرفته است.
بخش عمدهای از این اتفاق زاییده شرایط و زندگی اجتماعی ماست. شکل زندگی تغییر کرده و صنعتی و ماشینی شده است. مرگ و میرهای بسیاری ناشی از تغییرات زندگی است و برخی دیگر هم ناشی از تاثیرات ارتباطات اجتماعی و فضای رسانهای ماست.
اما آنچه موجب شده این اتفاقات تاثیر بیشتری بر ما بگذارد فضای مجازی است. تا 10 سال پیش وقتی هنرمندی فوت میکرد مردم تا مدتها بعد از این اتفاق باخبر نمیشدند اما اکنون فضای مجازی، رسانهای و مطبوعاتی بسرعت خبرها را به اطلاع همه میرساند و ماجرا بازتاب بیشتری پیدا میکند.
در هر صورت مرگ خودش اتفاق خاصی نیست که بگوییم سراغ هنرمند میآید و سراغ دیگری نمیرود. سراغ همه میرود، اما کمتر پیش میآید کسی بتواند با مرگش هم به ما درس بدهد. مصطفی عبدالهی یکی از همین معدود افراد بود. او 14 سال با سرطان مبارزه کرد. وقتی متوجه بیماریاش شد مدتی در قرنطینه بود و خیلیها فکر نمیکردند بیش از 6 ماه زنده بماند، اما او ماند، سالها بیشتر از آن 6 ماه را زنده ماند و در تمام این مدت در عرصه تئاتر فعال بود. او 14 سال مرگ را به چالش کشید و نشان داد انسان میتواند با هر چیزی مبارزه کند، نشان داد قدرت انسان با توکل به خدا فراتر از چیزی است که ما میشناسیم. او با مرگ و با کابوسی به نام سرطان جنگید و امیدوارانه به خلق هنر پرداخت و در تمام این سالها روی پای خودش ایستاد، لبخند زد، کار کرد و با مرگ جنگید و در پایان هم رفت... .
رفتن که حق است، اما از جایی رفتن هنرمندان دردناک میشود که آنها از حداقل امتیازهایی که مثلا یک کارمند دولتی دارد نیز محروم هستند. جا دارد مسئولان، دولت و مجلس به این موضوع توجه بیشتری کرده و به وضعیت درمانی و معیشتی هنرمندان توجه ویژهای نشان دهند. آنها تمام روزهای جوانیشان را برای مردم کار میکنند اما آتیهای ندارند، نه پساندازی، نه بیمهای و نه حقوقی. باید سیستمی ایجاد شود که دستکم رفتن این افراد توام با غم و درد، هزینههای درمان و مشکلات مالی نباشد و حتی پس از درگذشتشان نیز خانواده و بازماندگان با بدهی و ... دستبه گریبان نباشند.
شهرام کرمی / کارگردان تئاتر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: