«موج خشونت در ورزشگاه ها اپیدمی شده است. انگار برای هر مسابقه ورزشی عده ای به ورزشگاه می روند تا فحاشی کنند، بطری آب به زمین بیندازند و در پایان مسابقه هم شیشه اتوبوس ها را بشکنند
کد خبر: ۷۹۹۹۹
و بعد با خیالی آسوده به خانه هایشان برگردند. چند هفته پیش ورزشگاه آزادی شاهد فحاشی بیش از 30هزار نفر به رئیس کمیته داوران برای اشتباه داور بازی استقلال و فجر سپاسی بود.
2هفته پیش تماشاگران یزدی پس از شکست تیمشان به ذوب آهن ، بازیکنان قندی را با بطری آب زدند و با آتش زدن لاستیک و شکستن شیشه خودروها، یزد را به آشوب کشیدند. در شروع همین هفته هم پس از دربی استقلال و پیروزی ، موج توهین به بازیکنان پیروزی از دقایق پایانی بازی آغاز شد و پس از آن کف خیابان های منتهی به ورزشگاه آزادی از شیشه های خرد شده اتوبوس ها فرش شد.
البته این حرکات خشونت بار تنها در استادیوم های فوتبال دیده نمی شود. همین یک هفته قبل بود که تماشاگران والیبال در ورزشگاه برق تهران با چوب و میله های آهنی به سوی هم حمله کردند و چند مجروح به جا گذاشتند. در چند ساله گذشته هم بارها شاهد چنین اتفاقات تلخی در سالنهای مختلف والیبال ، بسکتبال ، کشتی ، فوتسال و فوتبال بوده ایم.
اما ریشه این واکنش های قهرآمیز کجاست؛ چرا تماشاگران چنین عکس العمل هایی از خود بروز می دهند؛ تماشاگرانی که همواره می گوییم بهترین های دنیا هستند، چرا برای یک اشتباه داور، این گونه پرخاش می کنند؛
مسعود ده نمکی ، روزنامه نگار و مستندساز که در حال تهیه فیلمی از تماشاگران فوتبال است ، می گوید: «ورزشگاه ها تبدیل به محلی برای تخلیه فشارهای روانی جوانان شده است و آنها وقتی به استادیوم می روند، فکر می کنند می توانند دور از چشم جامعه تمام فشارهای روحی ناشی از مشکلاتی از قبیل بیکاری ، فقر، مشکلات اقتصادی و... را با فریادهایشان بیرون بریزند و تخلیه شوند.»
بسیاری از جامعه شناسان این ضدرفتارهای تماشاگران را ریشه در اختناق های لایه های درونی جامعه می دانند که در ورزشگاه سر باز می کند. کمبودهایی مثل فقر و بیکاری برای جامعه جوان ایران در کنار کمبود فضاهای فرهنگی باعث می شود تا در معدود روزنه هایی مثل اماکن ورزشی که افراد می توانند فارغ از جایگاه اجتماعی شان و به دور از چشم دیگران فریاد بزنند بخشی از این انرژی درونی را بیرون بریزند و گاه این تخلیه انرژی به نیروی مخربی تبدیل می شود که موج فحاشی و تخریب را به وجود می آورد.
دکتر فیاض زاهد، جامعه شناس و استاد دانشگاه معتقد است این اتفاقات از دل یک جامعه بیمار بروز می کند؛ «وقتی افراد جامعه احساس کنند احترام به قانون نمی تواند آنها را به حقشان برساند، برای پیگیری مطالباتشان به خشونت روی می آورند.
متاسفانه در جامعه ایران که هنوز بافت ایلاتی اش را حفظ کرده ، خیلی ها فکر می کنند با استفاده از زور بهتر به خواسته هایشان می رسند و آنهایی که زور بیشتری دارند، امیدواری بیشتری برای گرفتن «حق» در خود حس می کنند.
وقتی در جامعه امکان جابه جایی طبقات براساس لیاقت ها نباشد، سازمان اجتماعی از بین می رود و هنجارها به هم می ریزد و جایگاه ارزش و هنجار مشخص نیست و هر کس می خواهد خودش باشد، ریاکاری تبدیل به ارزش می شود و ارتباطهای داخلی جامعه بحران زا می شود و آمار جرم و جنایت و پرخاشگری بالا می رود.
در چنین اجتماعی است که جایگاه یک فوتبالیست از یک فیلسوف و استاد دانشگاه بالاتر می رود. اینها همه نشانه های یک جامعه بیمار است که منجر به واکنش های پرخاشگرانه می شود.»
در چنین جامعه ای عده ای از افراد جامعه به دنبال فرصتی می گردند تا با قانون گریزی و هنجارشکنی انرژی درونی شان را تخلیه کنند.
این افراد که هولیگان نام می گیرند، کسانی هستند که به قصد لذت دست به تخریب می زنند؛ ولی نتیجه ای نمی گیرند. دکتر زاهد می گوید: «این افراد با شکستن شیشه و فحاشی می خواهند از جامعه انتقام بگیرند. از نظر آنها کسانی که به قانون احترام می گذارند، افرادی ضد ارزش و سست عنصر هستند.
حالت افراطی تر زمانی اتفاق می افتد که هولیگان ها، لمپن و پوپولیست باشند. آن گاه است که روی پرده می نویسند خدایا ما از تو برای خلقت فلان ستاره متشکریم! ستاره های پوشالی بت هایشان می شوند، به جای این که فیلسوف ها برایشان فضیلت داشته باشند».
یکی دیگر از دلایل اساسی رواج خشونت در ورزشگاه ها، ریشه در ضعف فرهنگ و کم توجهی به نیازهای فرهنگی جامعه است. کمبود اماکن و فضاهای فرهنگی برای جمعیت جوان کشوری مثل ایران باعث می شود جوانان از هر فرصتی برای تخلیه هیجانی استفاده کنند.
این دیدگاه دکتر محمد مهدی رحمتی ، استاد دانشگاه گیلان و جامعه شناس ورزش است که دکترایش درباره موج خشونت در استادیوم ها بوده است ؛ «بعد از انقلاب و سالهای طولانی جنگ شرایط خاصی را در کشور داشتیم که امکان سرمایه گذاری در بخش فرهنگ را غیرممکن کرده بود.
پس از این سالها هم هیچ وقت توجه ویژه ای به فرهنگ نداشتیم و فقط حرف زدیم و شعار دادیم ؛ شعارهایی که هیچ کدام عملی نشد.
توجه به پر کردن اوقات فراغت برای کشوری که به یکباره از یک رشد 3/0 درصدی سالانه به رشد صددرصدی رسیده بود، نکته ای بود که کاملا به فراموشی سپرده شد.
در تمام این سالها کدام سینما، کدام فرهنگسرا یا کدام ورزشگاه به داشته های قبلی کشور برای این همه جمعیت جوان ساخته شد؛ اگر نگوییم امکانات ما برای پر کردن اوقات فراغت جوانان صفر است ، باید بپذیریم که خیلی کم است.
این کمبود باعث می شود وقتی جمعیت در جایی مثل ورزشگاه قرار می گیرد که کنترل کمی دارد و اگر کسی فریاد بزند کاری ضد هنجار انجام نداده ، از این موقعیت استفاده و البته گاه سواستفاده کند.
این که کسی در ورزشگاه پرخاشگری می کند، ریشه در مشکلات فرهنگی دارد که با برخورد پلیس هم نمی توان آن را حل کرد.»
2سال پیش مرکز جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران در تحقیقی بر روی عوامل ایجاد برخوردهای پرخاشگرانه تماشاگران در ورزشگاه ها به این نتیجه رسید که در بسیاری از موارد دخالت نیروهای امنیتی عامل محرکی در واکنش های قهرآمیز تماشاگران بوده است.
دکتر رحمتی با تاکید بر این عامل می گوید: «این جوابی است که در بسیاری از تحقیق های مشابه که در کشورهای مختلف دنیا انجام شده به دست آمده است. مثالی در جامعه شناسی می گوید وجود آتشفشان های فراوان در کنار هم عامل بحران است و این که تعداد نیروهای امنیتی در ورزشگاه ها زیاد باشد، ناامنی را به همراه می آورد؛ چون باعث وحشت تماشاگر می شود و احتمال پرخاشگری او را بیشتر می کند.
البته در سالهای اخیر تحول عظیمی در طرز فکر نیروهای پلیس به وجود آمده که مهمترین آنها استفاده از پلیس های لباس شخصی است. این نیروها تماشاگر را تحریک نمی کنند و کنترل آنها را هم راحت تر می کنند.
در اماکنی مثل ورزشگاه که فضای زیادی دارد، امکان کنترل جمعیت با نیروهای پلیس یونیفورم دار خیلی دشوار است.»
راهکارها
حال که مشکل پرخاشگری در ورزشگاه ها ریشه در مشکلات اجتماعی دارد، با چه راهکاری می توان به سمتی گام برداشت که این برخوردهای تماشاگران به کمترین حد ممکن برسد؛
دکتر رحمتی بر این عقیده است که بهترین راهکار تشکیل کانون های هواداران و تقویت کارکردهای فرهنگی باشگاه ها همراه با سهیم کردن تماشاگران در فعالیت های باشگاه هاست.
«فوتبال ، ورزشی وارداتی است که هنوز برای مردم طبیعی نشده است. در جامعه ایران پدیده های اجتماعی دیگری را مثل مراسم سوگواری محرم داریم که پدیده ای است درون زا شده و چون قداست دارد و برای مردم تلطیف شده تا به حال هیچ گاه مشکلی حاد را به وجود نیاورده است. در حالی که این مراسم جمعیتی 70میلیونی را گردهم می آورد.
حال این که برای یک بازی فوتبال که جمعیت کمتری در کنار هم می نشینند، این مشکلات به بار می آید. تمام این حوادث تلخ ریشه در ناآشنایی تماشاگران ما با وظایف و هنجارهایی است که باید به عهده داشته باشند. تماشاگر در ورزشگاه به جای آن که نیرویی برای حمایت تیمش باشد، انواع الفاظ رکیک و ناپسند را می آموزد و بر زبان می آورد.
درست متفاوت با کشورهای پیشرفته دنیا که باشگاه ها با داشتن کانون های هواداران ، انرژی خفته در سکوها را برای کمک به پیشرفت تیم هدایت می کنند».
تماشاگران انگلیسی در دهه های گذشته به خشن ترین هواداران فوتبال در دنیا شهرت داشته اند. در 15سال گذشته و پس از فاجعه خونین ورزشگاه هیسل بلژیک با تغییر نگرش در رفتار با هواداران تحول عظیمی در رفتارهای آنها ایجاد شده است ؛ به طوری که حالا با این که فاصله کمی میان تماشاگران تا زمین بازی است ، هیچ اتفاق عجیبی در مسابقات این کشور نمی افتد.
دکتر رحمتی می گوید: «آموزش مهمترین عامل در کنترل رفتار تماشاگران انگلیسی است. نمونه دیگری از آموزش به هواداران را می توانستیم در بازی تیم ملی امید ایران و کره در تهران ببینیم که چگونه 50تماشاگر کره ای 50هزار هوادار ایرانی را با تشویق هایشان تحت تاثیر قرار داده اند».
دکتر زاهد هم با تاکید بر مساله آموزش می گوید: «تماشاگران در کشوری مثل کره که جامعه ای با تضادهای کمتر دارد، وقتی تیم ملی کشورشان در بازی با ترکیه عقب می افتد، تا پایان بازی تیمشان را تشویق می کنند؛ ولی در ایران وقتی تا دقیقه 70می توانیم به ایرلند گل بزنیم ، جمعیت شروع به فحاشی می کنند تا حذف تیم ملی از جام جهانی سرعت بیشتری بگیرد.»
سرمایه گذاری روی مسائل فرهنگی بهترین راه مبارزه با پرخاشگری در اماکن ورزشی است. دکتر رحمتی می گوید: «مگر چقدر خرج دارد که یک مشاور فرهنگی برای باشگاه ها بیاوریم.
تا زمانی که پی نبریم نیاز به برنامه فرهنگی داریم هزینه این برخوردها ادامه دارد. صد میلیون خسارت شیشه های شکسته را می دهیم ، اما حاضر نیستیم 10میلیون هزینه کنیم تا فرهنگ سازی کنیم. با فرهنگ سازی مشکلات صفر نمی شود، اما به کمترین حد ممکن می رسد.»
دکتر فیاض زاهد هم عقیده دارد کار فرهنگی بهترین راه مهار این بحران است: «ساخت تیزرهایی مثل آنچه در راهنمایی و رانندگی به کار گرفته شد و به تمسخر گرفته شدن شخصیت های ضداجتماعی در برنامه های تلویزیونی ، یکی از بهترین راههای تغییر رفتارهای تماشاگران است».
با سرمایه گذاری در بخش فرهنگ می توان بسیاری از اتفاقات ناگواری را که در استادیوم ها روی می دهد، کنترل کرد.
هزینه ای که شاید در کوتاه مدت چندان به چشم نیاید اما به مرور اثرگذار می شود و صرفه جویی زیادی را در خسارت های روحی و مادی حاصل از آشوب های ورزشی به همراه دارد. البته این راهکار، راهکاری میان مدت است و در بلندمدت نیاز به ساخت اماکن تفریحی و بحث اوقات فراغت است.