زنانی که داستان متولد می‌کنند

نگاهی به تاریخ ادبیات ایران نشان می‌دهد آن توفیقی را که زنان شاعر پس از قرن‌ها موفق شدند به دست بیاورند، زنان داستان‌نویس در کمتر از چند دهه تصاحب کردند. البته دلیل آن هم مشخص است: عمر داستان‌نویسی در ایران کلا به زور صد سال می‌شود.
کد خبر: ۷۹۹۵۵۸

با این حال نباید فراموش کنیم سده‌های بسیاری از شعر فارسی گذشت و با وجود بزرگانی مانند فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا و خیام، نخستین بار که نامی آشنا از یک بانوی شاعر سر زبان‌ها افتاد، پروین اعتصامی. اما در داستان‌نویسی اگر ما محمدعلی جمالزاده را نخستین نویسنده ادبیات فارسی محسوب کنیم، کمتر از 50 سال بعد، نویسندگان زن وارد عرصه شدند. با این حال اگرچه از دهه‌های 30 و 40 به بعد با حضور نویسندگانی مانند سیمین دانشور نخستین آثار نویسندگان زن مطرح می‏شود، اما این آثار در مقابل آثار مردان داستان‌نویس آن طور که بایسته و شایسته بود، مورد اقبال عمومی و توجه روشنفکران قرار نمی‌گیرد.

بعد از پیروزی انقلاب و حتی به جرات می‌توان گفت تا دهه 70 شمسی، آنچه در تصور اغلب مردم از نویسندگان زن سراغ داشتیم، داستان‌های عوامانه، عاشقانه‌های زرد یا به تعبیری داستان‌های پاورقی بود. با هر عنوان یا لقبی که فارغ از ارزش‌گذاری به این داستان‌ها شود، نویسندگان زن را بیشتر با این داستان‌ها می‌شناختیم. در این عصر، فهیمه رحیمی و نسرین ثامنی یکه‌تازی می‌کردند.

اما بعد از این دوران بود که کم کم زنان داستان‌نویس، قابلیت‌های خود را رو کردند و یکی پس از دیگری وارد عرصه شدند. دیگر وقتی صحبت از ادبیات داستانی می‌شد، مردم تنها فهیمه رحیمی یا نسرین ثامنی را نمی‌شناختند. در آن فضا نویسندگانی چون سیمین دانشور تثبیت شده بودند. اما کم‌کم بانوان جدیدی هم وارد شده بودند.

یکی از این چهره‌ها منیژه آرمین است. اولین اثر او «سفر به اروند» (1367) است که رمانی جنگی است و داستان آوارگی یک خانواده خرمشهری را بازگو می‏کند. «راز لحظه‏ها» (1372)، «آن روز که عمه خورشید مرد» (1374)، «کیمیاگران نقش» (1377)، «بوی خاک» و «ای کاش گل سرخ نبود» (1381) و همین طور «شب و قلندر» (1381) از دیگر داستان‌های این نویسنده هستند.

یکی دیگر از موفق‌ترین نویسندگان این نسل، شیوا ارسطویی است. اولین اثر او داستان بلند «او را که دیدم زیبا شدم» (1372) است. او در رمان «نسخه اوّل» (1377) نسلی را نمایندگی می‏کند که گذشته خود را نگاه می‏کند و از آن می‏گذرد.

از چهره‌های دیگر بانوان نویسنده می‌توان به شهرنوش پارسی‏پور اشاره کرد که در سال 1324 به دنیا آمد. «طوبا و معنای شب» دومین رمان این نویسنده است که در سال 1367 به چاپ رسید و منجر به شهرت او شد.

اما یکی دیگر از این نویسندگان، فریبا کلهر است. اهمیت این نویسنده به این است که او را به عنوان «بانوی هزار قصه» می‌شناسند و تنها نویسنده‌ای از میان بانوان است که موفق شده جایزه کتاب سال را از آن خود کند. او یک رکورد دیگر هم دارد: این جایزه را در 28 سالگی دریافت کرده است.

اما بلوغ داستان‌نویسی بانوان در ادبیات فارسی را می‌توان در زویا پیرزاد دید. او در سال 1330 در آبادان به دنیا آمد. کتاب «مثل همه عصرها» (1370) اولین مجموعه داستان این نویسنده است. پیرزاد سپس «در طعم گس خرمالو» (1376) و «یک روز مانده به عید پاک» (1377) را انتشار داد. اولین رمان پیرزاد که یکی از مهم‌ترین رمان‌های تاریخ ادبیات ایران هم محسوب می‌شود «چراغ‏ها را من خاموش می‏کنم» (1380) است. «عادت می‏کنیم» دومین رمان پیرزاد (1383) است که این کتاب هم شهرت زیادی دارد.

از دیگر نویسندگان زن که در سال‌های بعد از انقلاب درخشیدند راضیه تجار است که سال 1326 در تهران به دنیا آمد. اولین مجموعه داستان او «نرگس‏ها» (1368) است. تجار، نویسنده پرکاری است که از تجربه‏های فراموش‏شده می‏نویسد و گاه تجربه‏های زندگی خودش را در قالبی احساسی به نمایش می‏گذارد.

سپیده شاملو متولد 1347 هم یکی دیگر از نویسندگانی است که توانست آبرویی برای نویسندگان زن جمع کند. اولین اثر او رمان «انگار گفته بودی لیلی» (1379) بود. «دستکش قرمز» (1381) دومین اثر و اولین مجموعه داستان سپیده شاملو است.

فریبا وفی‏ هم از دیگر نویسندگانی است که در سال‌های اخیر درخشیده است. وفی سال 1341 در تبریز به دنیا آمد. نخستین مجموعه داستان او با نام «در عمق صحنه» سال 1375 به چاپ رسید. مجموعه دوم او «حتی وقتی می‏خندیم» در سال 1378 منتشر شد. «پرنده من» نخستین رمان این نویسنده است که در سال 1381 چاپ شد، سپس «ترلان» که سال 1383 منتشر شد.

از دیگر چهره‌های موفق میان نویسندگان زن، بلقیس سلیمانی‌، زاده ۱۳۴۲ در کرمان است. کتاب‌های «بازی آخر بانو»، «بازی عروس و داماد» و «خاله بازی» از آثار اوست که همگی بیش از پنج بار تجدید چاپ شده‌اند.

به این فهرست می‌توان نویسندگان بسیاری را اضافه کرد. اما آنچه نمود ویژه دارد رشد چشمگیر نویسندگان زن است که امروز آثارشان فارغ از جنسیت با آثار نویسندگان مرد برابری می‌کند. از نظر اصول داستان‌نویسی، امروز زنان نویسنده آثاری می‌آفرینند که دارای کیفیت‌های لازم است و از نظر کمی هم آثار آنها کم نیست. در مصداق این حرف، همین بس که امروز به هر کدام از کلاس‌های داستان‌نویسی که بروید، با تعداد زیادی از نوقلمان زن مواجه می‌شوید که برای دست به قلم شدن، پرشور به نظر می‌رسند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها