در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نه فقط برنامه کودک و کارتون، بلکه میتوانستم ساعتها به هرچیزی که از این جعبه جادویی پخش میشود خیره شوم و پلک هم نزنم. بعدها متاسفانه یا خوشبختانه، با شروع دوران سخت دبیرستان و کلاسهای کنکور و شبهای تستزنی، پیوند ناگسستنی بین من و تلویزیون کمکم سست شد و کار به جایی رسید که تقریبا از هیچ برنامه و فیلم و سریالی خبر نداشتم و بعد از ورود به دانشگاه هم زیاد در بحثهای مربوط به این قضیه وارد نمیشدم چرا که بیشتر بحثهای داغ، درباره برنامههای آنور آبی بود و وجود ماهواره نیز در خانه ما بنا به عقاید سرسخت پدرم، ممنوع بود و من طبعا اطلاعی از این برنامهها نداشتم. حالا هم پس از 3 سال زندگی مستقل در آمریکا، به هزار و یک دلیل تلویزیون در خانهام جایی ندارد و من از این اتفاق چندان ناخشنود نیستم!
اگر سری به کتابهای مربوط به علوم ارتباطات زده باشید، حتما به این نکته برخورد خواهید کرد که تلویزیون، یکی از مهمترین عناصر دنیای مدرن (تا قبل از فراگیر شدن اینترنت) بوده و هنوز هم هست و حتی یکی از ویژگیهای بارز آمریکاییها در مقایسه با دیگر ملل دنیا، میزان زیاد تماشای تلویزیون در خانههای آنهاست. طبق آمار دیلی نیوز، در سال ۲۰۱۴، هر آمریکایی به طور متوسط 5 ساعت در روز تلویزیون تماشا میکند. تلویزیونی که بیشتر برنامههای آن را به عقیده من شوهای زنده با موضوعات زردی مثل مدل جدید لباس فلان خواننده یا بازیگر، سوپ اپراها (سریالهای عامهپسند)، اخبارها و گزارشهای صددرصد جهتدار و ... پر کرده است و در حین پخش این برنامهها نیز، هر 5 یا 10 دقیقه یک بار به مدت طولانی، پیام بازرگانی پخش شده و بیننده را بشدت مستفیض میکنند. شاید باورنکردنی باشد ولی در آمریکا، حتی پیدا کردن رستوران یا کافهای که تلویزیون نداشته باشد نیز کاری بسیار دشوار است بیشتر مشتریان ترجیح میدهند حین غذا خوردن، برنامه محبوبشان را ببینند و لحظهای از آن را نیز از دست ندهند. بارها از نزدیک دیدم که خانوادهای در رستوران در حال غذا خوردن هستند ولی حتی یک کلام با هم حرف نمیزنند و چشمشان به تلویزیون خیره مانده است و جالب اینجاست که اگر با آنها صحبت کنیم، در همان دقایق اول متوجه تاثیر شدید این رسانه بر افکار و عقاید آنها میشویم و بسیاری از آنها به تلویزیون بهسان منبعی مطمئن برای دریافت اطلاعات نگاه میکنند. من اما ترجیح میدهم از این جعبه جادو دور بمانم. ترجیح میدهم کارهای بیشتری در زندگی انجام دهم، کتاب بخوانم، قدم بزنم، با همسر و دوستانم وقت بگذرانم و به جای اعتماد صرف به یک شبکه تلویزیونی آمریکایی، روزانه از چند سایت خبری با گرایشهای مختلف سیاسی بازدید کنم. زیرا میبینم، عشق به این دنیای بیانتهای جادویی در آمریکا، جز تعصب کورکورانه حاصلی ندارد.
حنا بهمنبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: