- مرگ بر این استرس بیخودی!(این مطلب را نفهمیدیم کی گفت و چرا گفت؛ اما هرکه بود، حداقل در شعار از مرگ نمیترسید!)
تا الان، هنرمندان تهرانی دلشان خوش بود که بعضا اگر در زمان حیات با مشکل مسکن مواجهاند؛ اما خوشبختانه در زمان ممات، با مشکل خاصی مواجه نمیباشند و بلافاصله پس از بررسی و تائید صلاحیتهای لازم، در محلی با مسما به نام «قطعه هنرمندان»، مدفون میشوند که ملت بعد از رفتن آنها هم بتوانند در محلی مشخص با آنها عکس بگیرند. به هرحال، گردش روزگار برعکس است. اما الان خبر رسیده، چه نشستید که قطعه هنرمندان، به سلامتی پر شد!
اصل خبر وارده: «وزارت ارشاد اعلام کرد قطعه هنرمندان پر شده است و تا در اختیار گرفتن یک قطعه جدید، فعلا راهکار موجود، دفن هنرمندان در قبرهای دو طبقه و سه طبقه است.»ــ به نقل از جراید
پشت صحنه خبر: از قرار مسموع، اواخر اسفندماه گذشته، سازمان بهشت زهرا، قطعه هنرمندان را اندازه میگیرد و متوجه میشود که پر شده. پس بدون فوت وقت به معاونت هنری ارشاد خبرعاجل میدهد. به موازات نشست لوزان، نشست مشترکی در بهشت زهرا تشکیل میشود و مسئولان این سازمان، قطعه خوش آب و هوای دیگری را به ارشاد پیشنهاد میدهند. قطعهای در همان حوالی که به «VIP» معروف است.
منتها در ازای واگذاری قطعه مذکور، پولی از ارشاد طلب میکند در راه خدا که ارشاد میگوید نداریم به خدا. اگر میداشتیم که به خود هنرمندان میدادیم یا بیمه هنرمندان را کامل میکردیم.
خلاصه شخص وزیر ارشاد مجبور میشود که به شخص شهردار تهران نامه بنویسد و درخواست کمک کند.
منتها تا به تفاهمات لازم برسند، باید تکلیف هنرمندان تازه درگذشته معلوم شود که کجا باید دفن شوند؛ که ارشاد پیشنهاد داده فعلا در همان قطعه هنرمندان موجود، در قبرهای دو یا سه طبقه دفن شوند. فاتحه!
راهکارهای موجود: هرچند که خود برادران هنرمند ارشادی، جلوتر از ما، اولین راهکار طبقاتی را دادهاند، اما لازم است که ما نیز در این ماجرا ورود کنیم. فلذا چند راهکار هم ما از آستینمان درمیآوریم:
1- عقب انداختن مرگ: هنرمندان و اهل فکر و فرهنگ، اگر مقدور است که فعلا نمیرند یا با ارشاد هماهنگ کنند؛ حتما این لطف را در حق ارشاد و سازمان بهشت زهرا داشته باشند و عجالتا رفتن خود را عقب بیندازند. (اشاره میکنند که نمیشود. و دلیل محکم و متقن میآورند که دهن آدم بسته میشود. میگویند: فاذا جاء اجلهم لایستقدمون ساعة و لایستأخرون. شدیدا هم درست میگویند. فقط میتوانند معالجات خود را بهتر و جدیتر دنبال کنند؛ نه وقتی که به سرطان رسید!)
2- مجتمع مدفونی: هنرمندان عزیز و قانع، همچنان که در زمان زندگی فشرده خود، عموما در مجتمعهای مسکونی به سر میبردند؛ هنگام وفات نیز راضی شوند که در یک مجتمع مدفونی و در کنار دیگر هنرمندان رفته از دست، به خاک سپرده شوند. باشد که دور هم، آمرزیده شوند. اختلافات جناحی و سیاسی را هم کنار بگذارند که مردم سرگردان بمانند که فاتحه کدام یک را بخوانند.
3- رعایت طرح تفکیک: اگر عجالتا قرار است اموات هنرمند در قبرهای دوسه طبقه دفن شوند؛ پس دقت شود که رعایت طرح تفکیک بشود. خانمهای هنرمند در یک قبر چند طبقه و آقایان هنرمند هم در یک قبر چند طبقه. در غیر این صورت، فاتحه خوانان زن و مرد نیز در بالا قاطی و مختلط میشوند و این خوب نیست.
4- فروش انبوه بلیت: شهرداری اگر با قیمت کمتری، قطعه وی.آی.پی را به ارشاد بدهد که جایگزین قطعه پرشده موجود کند؛ جای دوری نمیرود. شهرداری میتواند به سازمان بهشت زهرا اعلام کند که با فروش بلیت برای بازدید مردم از قطعه هنرمندان و عکس انداختن با قبور آنها، کسب درآمد نماید تا جبران فروش ارزان قطعه مورد نظر بشود. به هرحال، شهرداری و سازمان متوفیات هم خرج دارند. چقدر میشود ارشادشان کرد؟...
رضا رفیع
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد