آغاز تحولی عمیق در خاورمیانه

سیزده آبان در تاریخ انقلاب اسلامی برگی زرین و مقطعی حساس و مناسبتی پر از خاطره است ، بخصوص آن که 14 سال بعد از تبعید حضرت امام ره در همین روز (13 آبان 1357) فرزندان امام و صدها دانش آموز و دانشجو در مقابل دانشگاه تهران
کد خبر: ۷۹۳۴۸
و خیابان های اطراف با شعار درود بر خمینی و مرگ بر شاه پایه های حکومت را به لرزه در آوردند و با گلوله های ماموران شاه به خاک و خون غلتیدند.
13 آبان از خاطره انگیزترین روزهای انقلاب شکوهمند اسلامی است. شاید تاریخ معاصر ما کمتر روزی به این اهمیت و بزرگی به یاد داشته باشد. 13 آبان سال 1358در راستای تحقق آرمان های انقلاب اسلامی ایران ، یکی از نقاط عطف و گره گشاست.
در این روز با تسخیر سفارت امریکا توسط تعدادی از دانشجویان که بعدها به پیروان خط امام معروف شدند، دوران جدیدی برای انقلاب اسلامی آغاز شد. این حرکت در روند انقلاب اسلامی ایران از جهات بسیاری می تواند مورد مطالعه قرار بگیرد؛ اما مهمترین پیامد آن در دو بعد مناسبات سیاسی داخلی و تعیین استراتژی بعدی انقلاب در عرصه جهانی است.
واقعیت این است که هر انقلابی ناگزیر به تحمل برخی هزینه هاست و اتفاقا اساس اختلافات میان دولت موقت و رهبری و مردم ، بر سر تعریف اهداف انقلاب و هزینه های اجتناب ناپذیر آن بود.
سطح توقعات رهبری و مردم از انقلاب در عرصه های جهانی و مطالبات آنها از حرکت ضد استبدادی و ضداستکباری هیچ گاه تابع مصلحت گرایی ها و اما و اگرها نشد. از این رو حرکت ضداستبدادی امام و مردم نمی توانست با حذف شاه و نظام سلطنت از ایران و بدون لحاظ فاکتور اصلی یعنی امریکا به عنوان یکی از حامیان اصلی در تثبیت سیاسی او، مبارزه گسترده و عمیق مردم ایران را به سرنگونی او پایان دهد.
دولتهای امریکا پس از کودتای 28مرداد 1332و استیلای تمام عیار امریکا بر ایران درواقع دوران جدیدی را در کارنامه استعماری خود آغاز کردند.
این دوران که به سیاه ترین دوران اجتماعی و سیاسی تاریخ اجتماعی ایران موسوم است ، مملو از نفوذ امریکا در ایران بود؛ به طوری که ارزیابی عملکرد استبداد داخلی بدون لحاظ مناسبات بیرونی آن و وابستگی شاه به امریکا غیرممکن بود.
پیروزی انقلاب اسلامی در مقابله با استبداد داخلی یعنی شاه این امکان را فراهم کرد تا در ادامه به ابعاد گسترده تری از مبارزه علیه دشمنان اصلی تر یعنی حامیان بین المللی شاه بپردازد.
کما این که نگاه اصلی و محوری امام از بدو مبارزات سیاسی خود از سال 1342معطوف به دو دشمن داخلی ، یعنی شاه و امریکا به عنوان یک پدیده استعماری نوظهور در مناسبات بین المللی بود.
پس طبیعی بود که سقوط رژیم شاه نمی تواند به معنی پیروزی نهایی و قطعی اهداف امام و انقلاب تلقی شود از این رو متعاقب پیروزی ضد استبدادی و سقوط شاه و نظام سلطنت چشم اندازهای جدیدی در برابر انقلاب ایران گشوده شد. دولت موقت به دلایل متعدد از جمله گرایش های لیبرالیستی و اصلاح طلبانه هرگز قادر نبود خود را به عنوان نماینده یک نهاد انقلابی با روح کلی انقلاب هماهنگ کند.
مجموعه شرایط پس از سقوط شاه و عملکرد دولت موقت از یک طرف و شتاب رهبری و مردم برای برون رفت از مرحله مبارزه ضد استبدادی و تبدیل آن به یک مبارزه همه جانبه علیه دشمن اصلی و شماره یک مردم و انقلاب چنین اقتضا کرد که دانشجویان پیرو خط امام با درک عمیق از اهداف رهبری ، وارد میدان شوند.
این حرکت دانشجویان، شاید یکی از محوری ترین و تعیین کننده ترین حرکتهای تکمیلی بر انقلاب ضد استبدادی بود. اطلاق انقلاب دوم توسط امام به این حرکت راه را بر هرگونه سوئاستفاده رسمی و رودررویی نهاد دولت و اراده جمعی و رهبری مسدود کرد و نشان داد که دولت موقت قادر نیست در اوضاع کنونی به حمایت خود فارغ از قدرت رهبری و اداره جمعی ادامه دهد و ناچار به استعفا شد.
حرکت دانشجویان در اشغال سفارت امریکا، تلاشی برای پایان مداخله استکبار جهانی بویژه امریکا در ایران بود که دولت موقت یارای انجام آن را نداشت.
مردم ایران که پیشینه نه چندان خوبی از حضور سالیان دراز امریکا در ایران نداشتند و با پیشینه کودتای 28مرداد 32به این نتیجه رسیده بودند که توطئه ای در پی فرار شاه از ایران و پناه دادن وی در امریکا در راه است ، به تحرکی عظیم و سرنوشت ساز اقدام کردند.
تسخیر لانه جاسوسی امریکا از یک سو نقطه پایانی بر مداخله جویی های امریکا در ایران گذاشت، موج عظیمی از شور و شعور ضد امریکایی در منطقه به راه انداخت و شوکت شیطانی امریکا را در سطح بین المللی فرو ریخت و از طرف دیگر جریان سازشکاری را که بر دولت موقت پس از انقلاب استیلا یافته و بدون توجه به خواسته های امام ره و مردم، انقلاب را با خط انحراف از اهداف اصیل خود مواجه کرده بود، به آخر خط رساند.
درک درست و بواقع این موضوع می تواند راهگشای تحلیل مسائل این موضع باشد. ماجرای 13آبان را باید در ظرف تحولات آن ایام ، ارزیابی کرد.
این تحولات تحت تاثیر اعتراضات صریح و شدید به سیاست های امریکا در ایران شکل گرفته بود و به دنبال ادامه روند مبارزه با احیای این روابط، در کشور گسترش می یافت و مشی دولت موقت در انطباق با خواسته های عمومی قرار نداشت.
در فضای پرشور انقلابی سال 58نیاز به تشدید تقابل با امریکا که دولت وابسته شاه را مورد حمایت گسترده قرار داده بود، در همه رفتارها و سیاست های دولت موقت مورد انتظار بود، اما شیوه و مشی دولت موقت با این خواسته و با سیر تند تحولات انقلابی، انطباق نداشت.
لذا حرکت گروهی از دانشجویان برای تسخیر لانه جاسوسی امریکا تلاشی برای پایان دادن به ادامه مداخله این کشور در مسائل داخلی کشور بود که دولت موقت یارای انجام آن را نداشت.
این رفتار دانشجویان در چارچوب تحولات زمان شکل گیری آن کاملا قابل درک است و به عنوان یک حرکت انقلابی در یک فضای انقلابی کاملا با آن وضع تناسب و سازگاری داشت. در شکل گیری واقعه تسخیر لانه جاسوسی امریکا عوامل متعددی دخیل بودند که تقریبا همه این عوامل متاثر از عملکرد دولت امریکا در قبال انقلاب اسلامی ایران بود.
شاید به خیانت ها و دخالت های امریکا در همه ارکان مملکت در پیش از انقلاب نیاز نباشد ولی باوجود پیروزی انقلاب اسلامی دولت امریکا دست از مداخله گری در امور ایران برنداشت.
امریکا در این برهه از زمان همه امکانات و ارتباطات خود را به کار گرفت تا به نوعی انقلاب را به شکست بکشاند یا در مسیر آن انحراف ایجاد کند.
در این دوره حرکتهای توطئه آمیز در سرتاسر کشور علیه انقلاب شکل گرفت که به گونه ای آشکار دست امریکایی ها در وقوع آنها دیده می شد و عملا سفارت امریکا به صورت یک مرکز جاسوسی و یک ستاد فرماندهی برای سازماندهی حرکتهای تفرقه افکن و تجزیه طلبانه درآمده بود.
طی همین ماهها، تحرکات تجزیه طلبانه تحت عناوینی چون خلق عرب در خوزستان ، خلق کرد در کردستان ، خلق ترکمن در گنبد، خلق ترک در آذربایجان و... در اطراف و اکناف کشور، برای انقلاب مشکل ایجاد می کرد و هر روز آشوب و بلوای جدیدی به راه می افتاد و شواهد مسلمی برای دانشجویان مسلمان و بسیاری از عناصر دلسوز انقلاب وجود داشت که سرنخ همه این اتفاقات سفارت امریکاست.
همچنین یکی دیگر از مهمترین دلایل واقعه عظیم تسخیر لانه جاسوسی امریکا، تصمیم دولت امریکا به پذیرش شاه است. به گفته آنتونی بوی استاد حقوق بین الملل امریکا «بحران گروگان ها با توقیف دیپلمات های امریکایی شروع نشد، بلکه تصمیم کارتر به پذیرش شاه معزول باعث ایجاد این بحران شد.»
پذیرش شاه مخلوع ایران از جانب دولت کارتر در حقیقت به معنای تداوم دشمنی امریکا با ایران و حمایت از عناصر ضدانقلاب بود. کما این که مردم ایران یک سابقه تاریخی نگران کننده داشتند. در جریان کودتای 28مرداد سال 32، شاه در خارج از کشور به سر می برد و امریکا با وقوع یک کودتا زمینه را برای بازگشت دوباره او به سلطنت مهیا کرد.
وقتی امریکا شاه مخلوع را به خاک خود راه داد، خودبه خود ذهن بسیاری از مردم و دانشجویان به این سمت رفت که هماهنگی ها برای شکل دادن یک کودتای دیگر در حال آغاز شدن است.
اغتشاشات داخلی و توطئه های روزافزون علیه انقلاب هم، چنین احتمالی را بشدت تقویت می کرد. این نگرش در بین مردم که احتمال کودتایی شبیه به کودتای 28مرداد در راه است، از دلایل اقدام و جنبش دانشجویی شده بود و به تعبیری می توان گفت با این اقدام دانشجویان به کلی دست امریکا را از میهن اسلامی جدا کردند و شاید یکی از دلایلی که امام تعبیر انقلاب دوم را به کار برد، همین باشد.
شاکله اصلی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام را اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های تهران ، صنعتی شریف و پلی تکنیک (امیرکبیر) تشکیل می دادند.
دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف، پلی تکنیک و دانشکده فنی دانشگاه تهران تقریبا از اول انقلاب جلسات هماهنگی با هم داشتند و سعی می کردند در قبال مسائل انقلاب مواضع مشترکی اتخاذ کنند.
تصمیم برای تسخیر لانه جاسوسی هم در همین جلسات اتخاذ شد؛ البته ابتدا در یک جمع محدودتر و بعد هم به طور عمومی تر در انجمن های اسلامی هر 3دانشگاه بعد هم دانشجویان مسلمان دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق) به این 3دانشگاه اضافه شدند.
واقعه تسخیر لانه جاسوسی امریکا چه نتایج و پیامدهایی در پی داشت؛ مهمترین پیامد این اقدام ، ایجاد یک جریان شفاف و صریح علیه سیاست های استکباری امریکا بود. یک جریان سیاسی که دولت موقت را هم در دست داشت.
تلاش می کرد تا پس از پیروزی انقلاب ، گذشته خیانت بار امریکا را از ذهن مردم پاک و حتی توطئه هایش علیه انقلاب را توجیه کنند؛ اما تسخیر لانه ، این جریان را ناکام کرد و دشمن اصلی را به مردم بخوبی شناساند و جهتگیری ها را به سمت مقابله با توطئه های امریکا کشاند.
از طرف دیگر، با افشای اسناد لانه جاسوسی سیستم جاسوسی و ارتباطات امریکا در داخل کشور به طور کامل مختل شد و از همه مهمتر خود سفارت به عنوان یک جاسوس خانه رسمی و مطمئن از دست رفت.
در سطح بین المللی هم حادثه تسخیر لانه یک موج عظیم ضد استکباری امریکا در سراسر جهان ایجاد کرد، روح امیدی در جان مردم تحت سلطه دمید و جسارت و جراتی برای همه دنیا به وجود آورد که به آسانی در برابر امریکا بایستند و نه بگویند.
در عرصه داخلی هم جهت انقلاب را به سمت اصلی اش سوق داد، جلوی انحراف را گرفت و نیروهای انقلابی و متعهد را متحد کرد.

فرجام
رویداد 13آبان را باید براساس مقتضیات زمان خود، ارزیابی کرد. این تحولات تحت تاثیر اعتراضات صریح و شدید به سیاست های امریکا در ایران شکل گرفته بود و به دنبال ادامه روند مبارزه با احیای این روابط، در کشور گسترش می یافت و مشی دولت موقت در انطباق با خواسته های عمومی قرار نداشت.
از این رو انتقاد برخی به عملکرد دانشجویان پیرو خط امام منطقی به نظر نمی آید جدا از این که این واقعه براساس اصول دیپلماتیک نیز نبود.
اگر چه اشغال سفارتخانه کشوری به منزل تجاوز به حریم آن کشور است ؛ ولی این اقدام با توجه موقعیت زمان آن در سال 58 و سازماندهی برخی شورشهای از سوی امریکا که از سفارت این کشور طراحی و سازماندهی می شد غیرمنطقی جلوه نمی کند.
با توجه به ریشه مداخلات امریکا در سالیان پیش از انقلاب و تجربه کودتای 28مرداد بیم آن می رفت که با قبول شاه در آن زمان از سوی امریکا و شورشها مکرر در کشور، انقلاب از دست برود و به همین دلیل ، با خلع ید امریکا از ایران احتمال بروز چنین رویدادی منتفی شد.
این خود بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی پس از پیروزی انقلاب در بهمن 57بود. این اقدام دانشجویان چهره برخی گروه هایی را که مدعی صاحبان انقلاب بودند، بیشتر نمایان کرد و شاخصی صحیح از آینده سیاسی ایران به رهبری امام خمینی ارائه کرد که خود موجب ایجاد دولتی به دور از میانه روهای پیشین بود و هدف آن جلوگیری از پایمال شدن خون هزاران شهید انقلاب بود.
از این پس بود که روابط ایران و امریکا وارد مرحله جدیدی شد که همان قطع روابط بود و مقامات کشوری تدوین و پایه ریزی دولتی انقلابی و مردمی به دور از حمایت های امریکا را در دستور کار خود قرار دادند. که این خود انقلابی عظیم بود که امام امت آن را انقلابی دوم نام نهاد.

محمدعلی احمدنیا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها