گفت‌وگو با محمدرضا سرشار، نویسنده

محاسن و معایب نمایشگاه کتاب

وقتی صحبت از محمدرضا سرشار می‌شود دیگر نیاز چندانی به نوشتن اشاره و ورودی نیست، قصه نویس توانا و پیشکسوت و همچنین قصه‌گوی صمیمی ظهر جمعه که هنوز طنین صدایش در گوش مردم مانده است. با او درباره کارهای تازه و همچنین برپایی نمایشگاه کتاب تهران گپ و گفتی کوتاه داشتیم.
کد خبر: ۷۹۱۶۲۴

امسال با چه کتاب‌هایی در نمایشگاه کتاب حضور دارید؟

هیچ خبری ندارم. نه از اخباری که ناشران درباره چاپ کتاب‌های من منتشر کرده‌اند، خبر دارم و نه تماسی از جانب ناشران با من گرفته شده که کتابم چاپ شود.

به هر حال خودتان که می‌دانید چه کتاب‌هایی قرار است از شما منتشر شود؟

بعضی کارها هستند که دو سه سال است می‌خواهد منتشر شود؛ اما امیدی به چاپشان نیست.

چرا؟

به دلیل مشکلات مالی، تنبلی و بی برنامگی. علت‌ها مختلف است.

حالا اینها چه کتاب‌هایی هستند؟

باور کنید آن‌قدر چاپ نشده، خودم هم یادم رفته است. در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دو کتاب جدید و یک کتاب با ویراست جدید دارم. چند کتاب تجدید چاپ هم دارم که سوره مهر قرار است آنها را برای اولین بار منتشر کند. کارهای دیگری هم هست.

وقتی شما که چهره شناخته شده‌ای هستید، برای چاپ کتاب این قدر باید انتظار بکشید، پس جوان‌ترها چه بگویند؟

بله. متاسفانه برای آنها اوضاع بدتر است.

فکر می‌کنید چرا اوضاع کتاب و نشر این‌طور شده است؟

برخی از ناشران به‌دلیل این‌که کتاب گران تمام می‌شود، کارهای بعدی را دیر چاپ می‌کنند. البته گران نسبت به قبل، وگرنه کتاب در مقایسه با دیگر کالاها گران نیست. مردم وقتی به کتاب می‌رسند، می‌گویند گران، ولی گرانی خوراک یا تفریحات دیگر به چشمشان نمی‌آید. مشکل عمده ناشران، فروش نرفتن کتاب‌هاست، نه مشکلات مالی. به همین علت فروش کتاب کم شده است.

در این شرایط باید چه کرد؟

باید جامعه به مطالعه گرایش پیدا کند که نمی‌کند. این همه خواهش و التماس می‌‌‌کنند، رهنمود می‌دهند، ولی فایده‌ای ندارد. کاهش مطالعه تنها به کشور ما هم محدود نمی‌شود. در همه جای دنیا سرانه مطالعه کم شده است. علتش هم وسایل ارتباط جمعی مانند اینترنت، شبکه‌های ماهواره‌ای، بازی‌های رایانه‌ای و اینهاست. مردم کمتر وقت می‌گذارند برای کتاب خواندن. دنبال بهانه هم می‌گردند و همیشه بهانه هست. الان بهانه شده گرانی. اگر گران است بروند کتابخانه. الان بیش از 2700 کتابخانه عمومی داریم. البته اینها بجز کتابخانه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کتابخانه‌های مدارس، کتابخانه‌های دانشگاه‌ها و کتابخانه‌های مساجد و شهرداری هاست. شرایط عضویت هم بسیار آسان است. مثل گذشته هم نیست که کتاب‌ها قدیمی باشند. اتفاقا کتاب‌ها به روز هستند. فضاهای خوبی هم دارند. در زمستان گرم و در تابستان خنک هستند. اما کتابخانه‌ها جایی شده برای درس خواندن. متاسفانه کتابخانه ملی هم شده جایی برای کسانی که می‌خواهند کنکور بدهند. اوضاع همین طور هم بدتر می‌شود.

حالا فکر می‌کنید در چنین شرایطی برپایی نمایشگاه کتاب می‌تواند چه نقشی ایفا کند؟

نمایشگاه یک محاسنی دارد و یک معایبی که به نظر من محاسنش خیلی بیشتر است. یک عده می‌گویند برپایی نمایشگاه باعث کاهش فروش کتابفروشی‌های سراسر کشور در طول سال می‌شود. چون خانواده‌ها در ایام نمایشگاه مبلغی را برای کتاب در نظر می‌گیرند و دیگر در طول سال کتاب نمی‌خرند. من این نظر را قبول ندارم. هنوز جایی آمار رسمی و مشخصی در این باره منتشر نکرده که نمایشگاه باعث این موضوع می‌شود. هر چند برپایی نمایشگاه ممکن است در این زمینه بی تاثیر نباشد. من می‌گویم رقم فروش کتاب در نمایشگاه چند میلیارد است، اگر نمایشگاه برگزار نشود آیا مردم در طول سال می‌روند همان چند میلیارد را کتاب بخرند؟ پس نمایشگاه خودش انگیزه‌ای است برای کسانی که در طول سال کتاب نمی‌خرند بروند و در نمایشگاه کتاب بخرند. ما نباید نقد را با نسیه عوض کنیم. از طرفی با توجه به اظهارات کسانی که از ایران به نمایشگاه‌های خارجی می‌روند و بنا به حرف‌های مهمانان خارجی حاضر در ایران، نمایشگاه کتاب ما در دنیا بی‌نظیر است. هیچ جای دنیا دولت‌ها این‌قدر برای کتاب یارانه نمی‌پردازند. در نمایشگاه اغلب کشورها ورودی می‌گیرند. به نظرم نمایشگاه یک جشن فرهنگی است. من در دوره‌هایی که دولت‌ها بیشتر خطوط قرمز نظام را در عرصه مسائل فرهنگی رعایت می‌کنند، خوشحال ترم. یک نکته دیگر هم این‌که کتاب، گل و گیاه و وسایل تزئینی نیست که آدم از دیدنش لذت ببرد. پس مخاطبی که به نمایشگاه کتاب می‌رود دنبال محتواست و عقلش به چشمش نیست و از یک حداقل فرهیختگی برخوردار است. این امیدوارکننده است که مردم از نقاط مختلف کشور به نمایشگاه می‌آیند، بار سنگین کتاب را تحمل می‌کنند، در ترافیک می‌مانند، در صف پست می‌ایستند و... کسی که اینها را تحمل می‌کند یعنی انگیزه دارد. پس باید خوشحال باشیم و به‌دنبال تضعیف نمایشگاه نباشیم. با این حال تردید نیست وضع کتابفروشی در کشور بد است. جز استثنائاتی مثل مقابل دانشگاه تهران، بقیه کتابفروشی‌ها، حتی کتابفروشی‌هایی که در شهر بزرگی مثل تهران هستند، اموراتشان نمی‌گذرد و ناچارند در کنار کتاب، لوازم‌ تحریر، کالاهای خرازی و دستگاه کپی بگذارند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها