گزارش

لذت نوروز در نقطه صفر مرزی

قصه آیین نوروز روستا متفاوت و اصیل‌تر از آن چیزی است که در شهر وجود دارد و برپا می‌شود؛ آن هم روستاهای مرزی ایران زیبا. نوروز تنها همان روز تحویل سال و روزهای پسین آن نیست؛ مقدماتی دارد و کلی هیجان. تمام آن چیزی که یک خانواده روستایی برگزار می‌کند ریشه در فرهنگ و تاریخی کهن دارد. مانند نوروز در اورامانات ایران.
کد خبر: ۷۸۱۹۰۰

کردها در قدیم هیچ‌گاه رسم نداشته‌اند که در چهارشنبه‌سوری آتش برپا کنند، آنها مراسم برافروختن آتش را با شدت و حدت تمام در شب نوروز اجرا می‌کردند. روشن‌ترین جنبه نوروز برای کردها، جنبه ملی و حماسی آن یعنی قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک ستمگر است، اما در دهه‌های اخیر علاوه بر شب نوروز آتش شب چهارشنبه‌سوری را نیز به نیکی می‌افروزند.

جوانان شاد روستا هفته‌ها مانده به شب نوروز، هیزم را از کوه می‌آوردند و آن را بر پشت‌بام خانه‌های سنگی جمع می‌کردند، البته این را هم بگویم که در این روستای سنگی و پلکانی، پشت‌بام هر خانه حیاط خانه همسایه دیگر است. در شب پیش از تحویل سال یا همان شب نوروز آتش می‌افروختند تا آخرین شب تاریک زمستان را روشن کنند. علاوه بر هیزم آنچه را که از رخت و لباس کهنه نیز در خانه بود می‌سوزاندند تا بار دیگر همراه طبیعت تازه شوند و سبز.

امروز اما در روستاها آیین شب نوروز کلی تغییر کرده است. ریش سفیدان گاهی آهی می‌کشند از سر حسرت و روزگاران خود را به یاد می‌آورند. یک سالمند سابق اهل روستا می‌گوید: تمام شادی و دلخوشی ما همان لباس نو بود که پدر از شهر می‌آورد. کشمش، گردو، شیرینی و... لذت بی‌مانند داشت.

نمی‌شود در اورامان و روستاهای کردستان، آیین‌های خانوادگی و اجتماعی را در ایام نوروز از هم جدا کرد؛ چرا که همه این مراسم‌ با حضور تماهی اهالی برگزار می‌شود. در اورامانات مرزی، دو مراسم از دیر باز میان‌ کردها رواج‌ داشت‌ و هر سال‌ به‌ مناسبت‌ فرا رسیدن‌ نوروز با تشریفات‌ ویژه اجرا می‌شد یکی «میرمیرین» یا امیر بهادری ‌است‌ که رنگ و رونق این مراسم گرچه کم شده، اما هنوز می‌توان به تماشای آن نشست و غم از دل زدود. در این‌ مراسم‌ ضمن‌ تفریح‌ و سرگرمی، انتقاد از برخی‌ حکام‌ زورگوی محلی‌ رایج‌ بود و تمثیل‌های‌ فکاهی‌ از فرمانروای‌ مستبد به‌ صورت‌ کمدی‌ و نشاط‌‌انگیز به‌ کار می‌‌رفت‌. مراسم دیگر «کوسه‌گردی» نام دارد، این مراسم یا نمایش به نوعی مقدمه نوروز است. در این نمایش که با بازی دو نفر اجرا می‌شود همه کلی می‌خندند. یکی را کوسه و دیگری را زن کوسه می‌نامند. کوسه ریش و سبیل فراوان داشت و لباس‌های خنده‌دار می‌پوشید. بامزه‌تر از همه جناب کوسه، کلاه بلند و شاخ بر سر و زنگوله‌ای به‌دور گردن خود داشت. زن کوسه بازیگر دیگری بود که او را همراهی می‌کرد. این بانوی ارجمند (زن پوش) نیز زنانه لباس می‌پوشید و آرایش خنده‌دار داشت. این دو کوی به کوی روستا می‌گشتند و تبسم را برای اهالی به ارمغان می‌بردند.

سامان عابری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها