آشتی زوج جوان در دادگاه خانواده

حدود دو ماه می‌شد که همسر برادرش از خانه قهر کرده و رفته بود. برای همین پریوش هم از سر دلسوزی برادرزاده معلولش را به خانه‌اش آورد تا او تنها نباشد. در این مدت هرچه بزرگان فامیل سعی کردند آنها را آشتی بدهند نشد و همین موضوع جنجالی در زندگی این زن به پا کرد. تا جایی که شوهر این زن دلسوز، هفته گذشته به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق داد.
کد خبر: ۷۸۱۷۸۱

منشی شعبه 268 دادگاه خانواده تهران نام زن و شوهر را صدا می‌زند. ابراهیم و پریوش وارد شعبه می‌شوند و در برابر قاضی می‌نشینند. قاضی نگاهی به پرونده آنها می‌اندازد، آنچه مسلم است مرد درخواست طلاق داده و حالا قاضی علت را از او می‌پرسد.

ابراهیم ماجرا را این‌طور تعریف می‌کند: همسرم شده کاسه داغ تر از آش. نه تنها به من بلکه به فرزندانمان هم اهمیتی نمی‌دهد. همه زندگیش شده برادرزاده معلولش. مدتی است که برادرزنم با همسرش دچار اختلاف شده تا جایی که زن جوان خانه و زندگی را رها کرده و به خانه پدرش رفته است. آنها یک پسر معلول دارند که مادرش او را با همان وضعیت رها کرده و اصلا انگار نه انگار که فرزندش مریض است و نیاز به رسیدگی دارد.از سوی دیگر برادرزنم مغازه‌دار است و از صبح تا 10 شب باید سرکارش باشد. خانواده همسرم هم شهرستان هستند، برای همین پسر معلول در خانه تنها بود. همسرم نیز دلش سوخت و او را به خانه ما آورد. اوایل من اعتراضی نکردم برعکس خیلی هم از این موضوع استقبال کردم اما تصور داشتم پدر و مادر این طفل معصوم خیلی زود با هم آشتی می‌کنند و مادرش به زندگی بر می‌گردد. آقای قاضی الان دو ماه است مادر این بچه به خانه برنگشته و اصلا فرزندش برایش اهمیتی ندارد. همه فامیل به او التماس کردند که به خانه برگردد اما بی‌فایده بود. الان مدتی است که زندگی ما هم مختل شده و فرزندانم از این وضع گله دارند. همسرم از صبح تا شب وقتش را پای این بچه گذاشته و به زندگی خودش اهمیتی نمی‌دهد.

حرف‌های مرد که تمام می‌شود، پریوش به آرامی می‌گوید: می‌دانم همسر و فرزندانم حق دارند، اما چه کنم، من هم این وسط گیر افتاده‌ام، این فرزند معلول نمی‌تواند در خانه تنها باشد و نیاز به رسیدگی دارد. می‌دانم مادرش کمی بی منطق شده است اما من باید چه کنم.

مرد می‌گوید: من با مادرش تماس می‌گیرم و فرزندش را تحویل او می‌دهم. اگر قبول نکرد هفته‌ای سه روز پیش ما باشد و بقیه روزها را به خانه خاله‌اش برود.

در نهایت پریوش راضی شد و در دادگاه از همسرش عذرخواهی کرد. مرد نیز لبخند زده و از دادخواستش صرفنظر کرد. آنها پس از آشتی، دادگاه خانواده را ترک کردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها