مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
رستم قصه ما یک سهرابی داشت که برای پدر با همه شیرینی و شباهت، آن سهرابی نبود که میخواست. حتی همان سهراب هم حالا ندارد و مجبور است زخم زبانها را تحمل کند. این بالاتر از همه نداشتنهای رستم قصه ماست. رستم ما رخشش را داده و یک گاری گرفته که دارد سر خیابان گاری سبزی میفروشد. رستم قصه ما سلاحی ندارد که با آن به جنگ زندگی برود، خودش است و رخشش و دنیایی که با دستان خالی باید به جنگش برود. دستانی که در رویای جنگیدن با خاک برای رویاندن گیاهی تازه، روز را تا شب خیره به مشتریان، گشنیز و جعفری را وزن میکنند... او با اسمش زندگی میکند و برای همین زندگی برایش هفتخوانی است، هفتخوانی که میخواهد با یک سهراب تقسیماش کند، سهرابی که راهش را ادامه دهد و شاید روزی رخشش را به او بسپارد، اما ای کاش با سهرابی که دارد مهربانتر بود و میدانست که آنچه دارد هم خودش گنجی است و کاش اینگونه درباره پسرش صحبت نمیکرد. که حالا اینگونه در نبودنش حسرت بخورد.
افشین خماند
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.