پاداش خوش خدمتی آژانس

آژانس بین المللی انرژی اتمی و محمد البرادعی مدیرکل این نهاد بین المللی مشترکا به عنوان برندگان امسال جایزه صلح نوبل برگزیده شدند.
کد خبر: ۷۷۷۱۳
این نهاد نظارت هسته ای سازمان ملل و مدیرکل آن جایزه صلح نوبل در سال 2005را از آن خود کردند. این جایزه ، به علت تلاش آژانس بین المللی انرژی اتمی و البرادعی در جلوگیری از استفاده از انرژی هسته ای برای مصارف نظامی و ایجاد اطمینان نسبت به این امر که انرژی هسته ای برای مصارف صلح آمیز به امن ترین راه ممکن مورد استفاده قرار گیرد، به هر دو طرف تعلق گرفت.
تاکنون سه بار جایزه صلح نوبل در موضوع هسته ای اعطا شده که مورد سوم آن در پنجاهمین سالگرد آن در سال 1995به جوزف روتبالف و گروه پوگواش به علت فعالیت های ضدهسته ای و در سال 1985این جایزه به فیزیکدانان بین المللی برای جلوگیری از جنگ هسته ای اهدا شده است و اولین بار نیز در سال 1975 به آندره ساخاروف دانشمند ضدهسته ای که فعالیت های زیادی انجام داده بود، اهدا شد.
در سال 2005، 199نفر برای این جایزه نامزد شده بودند که یک جایزه یک میلیون و سیصد هزار دلاری و همچنین یک مدال طلا و یک دیپلم می گیرند.


چرا جایزه صلح نوبل به البرادعی و آژانس اعطا شد؛ محمد البرادعی که یک وکیل مصری است از زمانی که به مدیرکلی آژانس بین المللی انرژی اتمی منصوب شد، موضوعاتی چون بحران هسته ای کره شمالی ، برنامه هسته ای عراق و ایران مطرح گشت.
جایزه صلح نوبل امسال در زمانی به آژانس بین المللی انرژی اتمی و محمد البرادعی تسلیم شده است که این آژانس در ماههای اخیر در کنفرانسی برای احیای مجدد پیمان منع تکثیر سلاح هسته ای (ان پی تی) و همچنین در ماه گذشته در اجلاس سران سازمان ملل متحد در این مورد، ناکام مانده بود.
البرادعی در دوران مدیر کلی 8ساله خود، هیچ گونه موفقیتی نداشته و عدم ورود رژیم صهیونیستی ، هند و پاکستان به موافقتنامه های NPT، خروج کره شمالی از NPTدر سال 2002و عدم پایبندی لیبی و توافق جداگانه این کشور با امریکا، عدم موفقیت پیشنهادهای دبیر کل در جلسه بازنگری NPT و همچنین اشغال عراق با وجود مخالفت البرادعی از جمله ناکامی های اوست.
حال چگونه و برای چه تلاشی این جایزه به این آژانس تعلق گرفته است جای بررسی و مداقه دارد. بنابر اظهار کمیته انتخاب جایزه نوبل ، علت اهدای این جایزه به البرادعی خلع سلاح کره شمالی و ایران است.
کمیته نوبل که مقر آن در اسلو پایتخت نروژ است، البرادعی و آژانس بین المللی انرژی اتمی را به دلیل تلاش ها در جلوگیری از گسترش تهدیدهای هسته ای و ایجاد اطمینان نسبت به بهره گیری صلح آمیز از انرژی هسته ای، برنده جایزه صلح نوبل اعلام کرد در حالی که در دوران تصدی البرادعی در مدیر کلی آژانس بین المللی هسته ای پیشرفت قابل ملاحظه ای در ارتقای این آژانس انجام نشده است.
به نظر می رسد مهمترین دلیل آن بررسی پرونده ایران در شورای حکام و رایزنی های البرادعی با امریکا و رژیم صهیونیستی در این باره باشد.
این نکته را نمی توان انکار کرد که نقش اساسی قدرتهای بزرگ در شورای حکام و آژانس تاثیر بسزایی در اعطای جایزه به اصطلاح صلح نوبل که ارکان این جایزه و تشکیلات آن را خود غربی ها پایه گذاری کرده اند داشته است.
ارکان تشکیلاتی که با اعطای جایزه به افراد خاص افکار جهانی را به تلاش برای محور قرار دادن این گونه ارزشها وا می دارد به ظاهر همه از اعطای این جایزه خشنود می شوند و غافل از آن که این تشکیلات دست پرورده و ارزش گذاری شده خود غربیها است که عدول از آن را بسیار خطرناک و هنجارشکنی می دانند و به ظاهر همه کسانی که این جایزه را می گیرند سرمست از این انتخاب تبلیغی خاص را برای این فرهنگ سازی و افتخاری برای خود در عمل کردن به توصیه های این تشکیلات می دانند.
آیا به راستی اهمیت تلاش ها برای جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای و تقویت صلح در جهان و نیز تاکید بر نقش آژانس دلیلی قانع کننده برای انتخاب البرادعی برای اعطای جایزه صلح نوبل است که درواقع با تناقض اساسی روبه رو است.
بازگذاشتن دست اسرائیل در تسلیحات اتمی و سفر به این کشور اشغالگر و چراغ سبز نشان دادن به این رژیم دستمایه چنین جایزه هایی برای آژانس است.
البرادعی می گوید: کمیته نوبل بر کار ما ارج نهاده و این نشان می دهد که دنیا در حال حاضر به توسعه امنیت نیازمند است.
این تناقضی آشکار است چرا که عمل کردن به دستورات و هنجارهای خود غربیها ملاکی برای ارزیابی عملکرد ارگانهای جهانی است و توسعه امنیت که در دوران مدیر کلی البرادعی جهان چه بسا ناامن تر شده است و با این ادعای البرادعی تناقض دارد.
جای سوال است چگونه البرادعی وکیل 62ساله مصری که از سال 1997و بعد از دوران ریاست 4ساله زیگوارد اکلوند و پس از آن هانس بلیکس ، توانست چتر اقتدار خود را بر سمت مدیرکلی آژانس بین المللی انرژی اتمی بگستراند و با وجود تمامی فشارهای امریکا، انگلیس و اسرائیل علیه او، برای سومین بار متوالی به عنوان تنها نامزد احراز پست مدیرکل آژانس انتخاب شود؛
البرادعی امنیت ، تروریسم و قاچاق هسته ای را مهمترین دغدغه های خود می داند. از دید البرادعی هر کشوری که به فناوری هسته ای دست یابد و تولید سوخت هسته ای به دست آورد حتما بمب هسته ای تولید می کند که این گونه نگرش زاییده تفکر قدرتهای بزرگ و نفوذ بی حد آنها بر آژانس است.
حال با این گونه نفوذ و سیطره و بازیچه قرار دادن ارکان این شورا و آژانس جایزه صلح نوبل به خاطر خوش خدمتی های مدیرکل سوال برانگیز خواهد بود. رژیم صهیونیستی سلاحهای کشتار جمعی در اختیار دارد و نمی توان بر این رژیم اعمال فشار کرد، در حالی که تنها ضامن برقراری امنیت در خاورمیانه ، نابود شدن زرادخانه سلاحهای هسته ای رژیم صهیونیستی است.
چرا که براساس تخمین های موجود، رژیم صهیونیستی حدود 200کلاهک هسته ای دارد.
برنامه هسته ای اسرائیل از بیش از 4دهه پیش آغاز شده و موضعگیری این کشور در حفظ سلاحهای هسته ای ، توازن امنیتی کشورهای عربی را بر هم زده است و این در حال است که تمامی کشورهای عربی ، به طور داوطلبانه به توافقنامه منع تکثیر سلاحهای هسته ای پیوسته اند.
حال جناب مدیرکل و آژانس تا چه حد توانسته اند رژیم صهیونیستی را وادار به امضای توافقنامه منع تکثیر سلاحهای هسته ای کند؛
آژانس بین المللی با توجه به اعزام بازرسان سازمان ملل و آژانس به عراق و با وجود نبود سلاحهای کشتار جمعی آیا توانست عملکردی قابل قبول در مساله عراق داشته باشد که جایزه صلح نوبل به آن برای تلاش برای توسعه امنیت در جهان که روز به روز ناامن تر می شود اعطا شود؛
در این میان ، جای چند سوال اساسی باقی است ؛ آیا حضور مجدد البرادعی ، با تجارب دیپلماتیک قابل توجه ، منافع ایران را تامین می کند؛
بازیهای اخیر امریکا با دوست دیپلماتش برای دریافت چه امتیازاتی از آژانس است؛ آیا حضور البرادعی به عنوان نماینده ای از کشورهای در حال توسعه ، وزن این کشورها (و بخصوص کشورهای اسلامی را) در معادلات بین المللی افزایش خواهد داد؛
نمی توان انکار کرد که ، اعطای جایزه صلح نوبل به محمد البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی هسته ای ، اقدامی به منظور تاثیرگذاری بر وی در زمینه پرونده هسته ای ایران است.
دادن جایزه صلح نوبل به البرادعی در شرایط فعلی می تواند حامل پیامهایی باشد مبنی بر این که وی را تشویق کنند تا در زمینه پرونده هسته ای ایران بیشتر نگاههای سیاسی را بر نگاههای کارشناسانه و حقوقی ترجیح بدهد.
تاکنون البرادعی بین نگاه کارشناسانه و حقوقی و استنتاج و نتیجه گیری به نوعی درگیر بوده است و در گزارش هایش نتایجی که گرفته می شد، فارغ از بحثهای کارشناسی و حقوقی بود.
غرب می کوشد، در صورت ادامه مقاومت ایران برای خودداری از فناوری هسته ای ، این نکته را به افکار عمومی جهان القا کند که ایران حتی در برابر تلاشهای برنده جایزه صلح نوبل در پرونده هسته ای ، بر مواضع خود پافشاری می کند و به این ترتیب ، موجب بحرانی شدن اوضاع این پرونده شود.
اختصاص جایزه صلح نوبل به دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی ، به نوعی قدردانی غرب از عملکرد البرادعی در پرونده هسته ای ایران است.
در واقع ، البرادعی که تا تابستان گذشته با خطر برکناری از دبیرکلی آژانس روبه رو بود، با آشکار شدن عملکرد وی در پرونده هسته ای ایران و گرفتن امتیازات متعدد از مذاکره کنندگان کشورمان همچون پذیرش بدون قید و شرط پروتکل الحاقی ، تعلیق داوطلبانه غنی سازی ، پذیرش بازرسی های نامحدود و ارائه فله ای اطلاعات درباره عملکرد گذشته ایران بدون هیچ امتیاز متقابل ، از سوی امریکا و غرب مورد تایید قرار گرفته است و جایزه صلح نوبل نیز به وی اهدا شد.
گزارش های اخیر البرادعی به شورای حکام ، نشان داد که وی در برابر همکاری های گسترده تیم مذاکره کننده ایرانی با آژانس ، حتی حاضر به تایید صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران و نبود انحراف در مسیر برنامه های اتمی جمهوری اسلامی نیست ؛ بنابراین ، طبیعی بود غرب پس از ارائه چنین گزارش هایی از وی قدردانی کند.
بعد دیگر این جایزه ، مربوط به فضاسازی بین المللی غرب در پرونده هسته ای ایران است و نشان می دهد که غرب می کوشد، در صورت ادامه مقاومت ایران برای خودداری از فناوری هسته ای ، این نکته را به افکار عمومی جهان القا کند که ایران حتی در برابر تلاشهای برنده جایزه صلح نوبل در پرونده هسته ای ، بر مواضع خود پافشاری کرده و به این ترتیب ، موجب بحرانی شدن شرایط این پرونده است.
تعبیر معاون آریل شارون نخست وزیر رژیم صهیونیستی از اعطای جایزه نوبل به البرادعی نیز تاییدکننده همین انگیزه است ، جایی که او این اقدام را هشداری به ایران دانسته و گفته است که همه تلاشهای دیپلماتیک و روان شناختی انجام خواهد شد که از قرار گرفتن فناوری هسته ای در اختیار ایران جلوگیری شود.

البرادعی کیست؛
دکتر محمد البرادعی در ژوئن سال 1942 در قاهره متولد شد. پدرش مصطفی البرادعی وکیل و رئیس یک انجمن حقوقی در مصر بود.
محمد سال 1962 از دانشگاه قاهره لیسانس حقوق گرفت و در سال 1972 دکترای حقوق بین الملل را از دانشگاه نیویورک اخذ کرد.
او کار دیپلماتیک خود را از دوایر دولتی مصر و از سال 1964 شروع کرد. و در دو سفر دیپلماتهای مصری به دفاتر سازمان ملل در نیویورک و ژنو به عنوان عضو دایمی حضور داشت ، در جریان این سفرها درباره مسائل سیاسی ، منطقه ای و امور مربوط به خلع سلاح مذاکره شد.
حقوقدان 62 ساله مصری از سال 1984 در آژانس بین المللی انرژی اتمی آغاز به کار کرده است ، از سال 1997 او مدتی معاون دبیرکل آژانس در امور روابط خارجی بوده است.
از اول دسامبر 2001 به سمت مدیرکلی آژانس اتمی رسیده و تاکنون در این سمت ابقا شده است. از سال 1957میلادی که آژانس انرژی اتمی شکل گرفت البرادعی چهارمین فردی است که به مدیرکلی این نهاد بین المللی رسیده است.
در مهمترین کشاکش های بین المللی ، تعهد او بیش از هر چیز به بازرس بودن و شان حرفه ای اش بوده است. در ماجرای بحران عراق ، البرادعی و نهاد متبوع وی هرگز ادعاهای امریکا درباره تسلیحات کشتار جمعی در عراق را تایید نکردند و مرور زمان نیز بر درستی موضع آنها صحه نهاد و معلوم شد که در این باره بسیار اغراق صورت گرفته بود.
در ماجرای پرونده پرفراز و نشیب هسته ای ایران نیز باوجود ادعاهای امریکا، البرادعی گفته است هیچ نشانه ای دال بر انحراف فعالیت های هسته ای ایران به سمت یک برنامه تسلیحاتی وجود ندارد. این تصریح مهم در آخرین قطعنامه شورای حکام نیز آمده است.
در عین حال ، مدیر کل آژانس تاکنون هرگز نگفته است که ابعاد و ابهامات پرونده ایران کاملا روشن شده است ؛ او همواره با سختگیری تمام ، ابراز داشته که اطلاعات بیشتری مورد نیاز است تا بتوان نسبت به صلح آمیز بودن تمام جنبه های اقدامات ایران به جامعه جهانی اطمینان بدهیم.
حتی پس از روشن شدن خارجی بودن منشا بسیاری از آلودگی های اورانیومی مهم در ایران ، البرادعی و آژانش کماکان می گویند که برای روشن شدن همه ابعاد ماجرای آلودگی ها باز هم باید همکاری بیشتری از طرف ایران و سایر کشورها صورت گیرد.

محمدعلی احمدنیا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها