قاتل‌ها همیشه غریبه نیستند

از بین تمام خبرهای حوادث، خبرهای هشداردهنده‌ای که در روزنامه‌ها منتشر می‌شوند، از بعضی خبرها بیشتر می‌ترسم؛ بعضی خبرها بیشتر حواسم را جمع می‌کند که مواظب باشم، که دقیق شوم در رابطه‌هایم؛ خبرهایی که من به آنها می‌گویم: « تلخ و سیاه» .
کد خبر: ۷۷۵۳۷۷

نه! منظورم خبر اسیدپاشی نیست. سرقت و زورگیری هم نیست؛ قتل‌های سریالی و تجاوز در تاریکی شب را هم نمی‌گویم. خبرهای سیاه برای من خبرهایی است که در آن قاتل و مقتول همدیگر را می‌شناسند؛ بگذارید بهتر بگویم فقط «شناختن» مهم نیست. قاتل و مقتول با هم نسبت خانوادگی دارند؛ یک نسبت خانوادگی خیلی نزدیک. خبری که از سطر اولش حقیقتی تلخ آوار می‌شود روی سرم؛ جایی که برادر، برادر را می‌کشد و پدر، دختر را. زن، شوهر را و پسر، مادر را... من از خواندن خبر این جنایت‌ها می‌ترسم؛ ته‌دلم می‌لرزد.

از آدم‌هایی که سال‌ها با مقتول با کسی که حالا خونش را ریخته‌اند؛ با کسی که حالا نفس نمی‌کشد، زنده نیست، زیر یک سقف زندگی کرده‌اند، بزرگ شده‌اند می‌ترسم. این آدم‌ها برای من یک علامت سوال بزرگند. آدم‌هایی که روی پرونده‌های‌شان مهر همسرکشی، برادرکشی، دخترکشی و...خورده. نمی‌توانم خودم را جای آنها بگذارم، ببینم چطور در یک لحظه همه آن حرف‌ها، اشاره‌ها، نگاه‌ها را از یاد برده و رنگ سیاه پاشیده‌اند روی همه خاطرات مشترکشان.

برای من این خبرها تلخ و سیاهند؛ آن‌قدر تلخ که وقتی توی صفحه حوادث روزنامه‌ها چشمم به آنها می‌خورد، دوست دارم آنها را نخوانده بگذارم و بگذرم، برسم به صفحه بعدی. به اخبار ورزشی. فرهنگی، هنری. خبردار نشوم چطور یک نفر می‌تواند پدرش را بکشد؟ همسرش را بکشد ؟! خبردار نشوم چطور یک انسان می‌تواند حرمت سال‌ها نان و نمک، حرمت همخونی و عشق و علاقه خانوادگی را نگاه ندارد و دست به جنایتی بزند که افسوس‌اش اولین نفر گریبان خودش را می‌گیرد. از این خبرهای تلخ و سیاه می‌ترسم چون برای من یک نشانه‌اند؛ یک نشانه تلخ؛ یک هشدار بزرگ درباره این‌که قاتل‌ها همیشه غریبه نیستند، در سایه کمین نمی‌کنند. بعضی‌ها هم خیلی ساده دست به جنایت می‌زنند و مهر قتل روی پرونده‌شان می‌خورد؛ قتل‌هایی بدون نقشه قبلی از سر خشم و عصبانیت‌های لحظه‌ای، انتقام‌های آنی و اختلاف‌های قابل حل. اتفاق‌هایی که ممکن است پای هرکسی را بلغزاند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها