در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تیمور گورکان معروف به تیمور لنگ، نخستین پادشاه گورکانی و موسس این سلسله است. تیمور پسر تراغای از ملاکان شهر کش ترکستان بود که سال ۷۱۴ شمسی در همان شهر به دنیا آمد. طایفهاش از شاخه «تاتار» ترکستان بود، ولی در آن زمان وابستگی به قوم مغول که چنگیزخان نامآورترین آن بود، نوعی افتخار به حساب میآمد؛ از این رو تیمور تبار خود را به چنگیزخان و قوم مغول میرساند. ادعایی که البته تحقیقات علمی بعدی آن را رد نکرد. به گفته ابن عربشاه ـ تاریخنگار آن زمان ـ تیمور در زمان جنگ زخم برداشت و لنگ شد. بنابر روایات دیگر وی سال ۷۴۱ بنا به استمداد امیر سیستان به کمک او شتافت و در جنگ با مخالفانش زخمی شد، ولی پایش بعد از بهبود زخم، همیشه میلنگید. با این حال تحقیقات بعدی ثابت کرد که یک پای تیمور از پای دیگرش کوچکتر بوده است.
شهرت تیمور از فتح خوارزم در سال ۷۵۸ آغاز شد و خراسان را نیز تسخیر کرد و در سال ۷۶۱، گرگان، مازندران، سیستان و هرات را فتح و سال 776 سرزمین فارس، بخشی از عراق، لرستان و آذربایجان را گرفت و سلسله «جلایریان» را نیز منقرض کرد. تیمور لنگ پس از آن بهسوی خزر لشکر کشید و اهالی برخی شهرهای آن را به قتل رساند. وی در همان سال هند را فتح کرد و پس از آن با عثمانیان نیز جنگها کرد و در سال ۷۸۰ بایزید عثمانی را به اسارت گرفت. تیمور سه سال بعد به سمرقند پایتخت خویش برگشت و عزم تسخیر چین را کرد، ولی اجل مهلتش نداد و سال ۷۸۳ در ۶۹ سالگی در قزاقستان درگذشت.
او به سبب قتل مردم بسیاری از سرزمینها و نیز غارت اموال آنان به چهرهای منفور تبدیل شد و طی سه حمله سراسری ایران را تسخیر کرد. ادوارد براون در تاریخ ادبیات خود وقتی از دوره تیموریان صحبت میکند از اعمال خشن او چند فقره را ذکر میکند که از آن جمله آنها چنین گفته است: «در دهلی هزار اسیر هندی را سر برید... همچنین بر پا کردن 20 کله مناره در نزدیکی دمشق و همینطور قتلعام مردم اصفهان و مانند اینها اندکی از بسیار حوادث خونینی است که در آن بیاعتنایی تیمور به جان آدمیان را میتوان دید.»
در تاریخ آمده است که ثروت تیمور لنگ از طلا و نقره و سنگهای قیمتی و جواهرات، آن قدر زیاد بود که میتوانستند سطح زمین را با سکه طلا فرش کنند. مورخان میگویند که تیمور همه جا را فتح میکرد تا بتواند سمرقند را چون یک شهر رویایی بسازد. شاید برای همین بود که بسیاری از هنرمندان و دانشمندان شهرهای فتح شده را به پایتخت خود یعنی سمرقند میآورد و از کشتن آنها صرفنظر میکرد. این نزدیکی به شاعران و هنرمندان به آن اندازه بود که حکایتهایی درباره نزدیکی تیمور به حافظ شیرازی نیز نقل شده است!
سیاست تیمور در اداره شهرهای تسخیر شده، واگذاری حکومت هر ولایت به یکی از اعضای خاندانش یا حکام محلی مورد اعتماد و قرار گرفتن خودش در رأس همه امور بود. همین شیوه حکمرانی استبدادی باعث شد تا حکومت فردی وی پس از مرگش در چنین روزی شاهد درگیری و اختلاف میان شاهزادگان شده و در تمام قلمرو او موجی از اختلاف را بهدنبال داشته باشد. 534 سال بعد از مرگ تیمور لنگ، در سال 1941 میلادی، مقارن با جنگ جهانی دوم آرامگاه امیر تیمور گورکانی بهدست محققان شوروی شکافته شد تا با به دست آوردن بقایای وی چهره اصلی او را ترسیم کنند. در نبش قبر تائید شد که یک پای جنازه از پای دیگرش کوتاهتر است.گفته شده است که بیست و نهم بهمن، سالروز درگذشت تیمور لنگ است و امروز هرچند از او نامی بد در تاریخ بهجا مانده، ولی برخی گروهکهای تروریستی گویی تلاش دارند تا جنایتهای منسوب به او در سدههای قبل را در قرن بیست و یکم تکرار کنند؛ جنایتهایی ازجمله قتلعام گروهی، گردنزنی و زندهزنده سوزاندن افراد که نشان میدهد قساوت هنوز در تاریخ در حال تکرار است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: