هنوز راه زیادی در پیش داریم

ما گام‌های خوبی در حوزه برنامه‌های سلامت‌محور برداشتیم. از نظر ساختاری از ابتدای سال 76، شورای سیاستگذاری سلامت را تشکیل دادیم و هدف در آغاز این بود که مدیریت و نظارتی در حوزه برنامه‌های پزشکی صورت گیرد و این رویه در سال‌های بعد ادامه پیدا کرد. فاصله ما تا نقطه مطلوب کم نیست، چون برنامه‌سازی ما چندان جامع‌نگر و مبتنی بر شواهد و نیازهای واقعی مخاطب نیست.
کد خبر: ۷۷۰۳۹۰

معمولا برنامه‌سازی ما به صورت علمی و مطابق با مدل‌های روز رسانه در جامعه نیست و جای کار بیشتری دارد. ما برای هر موضوعی در حوزه سلامت باید تحلیل جامعی از آن شامل تحلیل پیام، تحلیل مخاطب و نیازهای واقعی آنان، ذی‌نفعان و کانال ارتباطی که تعیین‌کننده ساختار برنامه است، داشته باشد. برنامه‌سازی باید در حوزه آموزش و ارتباطات و سلامت براساس مدل تغییر رفتار باشد.

فرم روایت برنامه‌های سلامت‌محور

پیام می‌تواند در ساختارهای مختلف تغییر کند و فرم نمایشی روایت یک موضوع با محور سلامت گرچه جذاب است، اما باید مطابق با نیازهای واقعی مخاطب و جامعه باشد. به عبارتی نویسنده داستان قبل از بیان نمایشی یک موضوع سلامت‌محور باید به طور کامل به آن مسلط باشد و پژوهش‌های مرتبط با موضوع مورد نظر در اختیارش قرار گیرد.

در هر چالشی باید علل مبتنی بر شواهد برای نویسنده مشخص باشد تا بتواند درباره آن بنویسد و معمولا این اتفاق نمی‌افتد که نویسنده تمام جوانب را ببیند و درباره آن برنامه بسازد. 50 درصد تاثیر پیام معمولا از سطوح پایین به سمت بالا در جریان است و در بهترین حالت با چند کارشناس پیام‌ها تبیین می‌شود که این خطاست و باید مشکل آدم‌هایی که در معرض رفتارهای پرخطر هستند، دیده و براساس آن برنامه ساخته شود. کار رسانه تاثیرگذاری است و فقط نمی‌توان پیام‌ها را از طریق اطلاع‌رسانی منتقل کرد؛ بلکه شیوه‌های مختلفی وجود دارد و اتکای صرف روی یک روش انتقال پیام صحیح نیست. مثلا در یک قسمت می‌توان اطلاع‌رسانی انجام داد، در جای دیگر مهارتی را آموزش داد یا قوانینی را تغییر داد. بنابراین می‌توان از الگوهای مختلفی برای سلامت مثل کمک گرفتن از چهره‌های مطرح برای انتقال پیام استفاده کرد و با اصل مساله منافاتی ندارد. کانال ارتباطی ما براساس نوع پیام ما و تحلیل مخاطب تعیین می‌شود.

تاثیر برنامه‌ها در زندگی و سلامت مردم

مردم به طور عمده اطلاعات سلامت خود را از رسانه ملی می‌گیرند و سبک زندگی مردم در حوزه سلامت به طور قابل توجهی متاثر از رسانه است. در گذشته مردم در فقر اطلاعاتی زندگی می‌کردند، اما الان براحتی از اطلاعات رسانه ملی و دیگر وسایل ارتباطی استفاده می‌کنند. با وجود تبلیغات درباره چیپس و پفک و تنقلات، همچنان این رسانه است که در نقش یک هشداردهنده ظاهر می‌شود و درباره مضرات این خوراکی‌ها توضیح می‌دهد.

طب سنتی

طب سنتی همچنان نوپاست و مبتنی بر شواهد هنوز رشد نکرده و به همین دلیل چندان وارد این حوزه نشدیم، زیرا بسیاری از مسائل مربوط به این نوع طب نیازمند پژوهش امروزی است. اکنون برخی گزاره‌ها در طب سنتی صحیح و برخی مبهم است، به همین دلیل نمی‌توانیم به طور گسترده وارد آن شویم، اما در حوزه پیشگیری بهتر می‌توانیم از این طب استفاده کنیم.

پیشنهاد برای ارتقای برنامه‌های سلامت‌محور

مراکز پژوهشی جامع‌نگر در دانشگاه‌ها براساس معضلات رفتاری که مردم درگیر آن هستند، گسترش پیدا کند و با تحلیل می‌توانند با افراد مرتبط با سلامت و شبکه سلامت مطرح کنند. ما نیز قول می‌دهیم از شیوه‌های ساختاری مفید رسانه‌ای براساس تحلیل کانال ارتباطی و نظر مخاطب برای برنامه‌سازی استفاده کنیم. ساختار و فرم براساس نیاز مخاطب تعیین می‌شود. به نظر می‌رسد مسئولان و سیاستگذاران کلان در حوزه سلامت متوجه اهمیت برنامه‌ریزی کلان در این حوزه نشده‌اند. اگر 80 درصد ارتقای سلامت از طریق آموزش موثر همه‌جانبه باشد، باید سهم قابل توجهی از بودجه هم به آموزش بیاید؛ یعنی مسئولان خود را مسئول بی‌اطلاعی و رفتارهای پرخطر نمی‌دانند؛ بلکه مسئول بخش درمان و بهداشت می‌دانند. این مسئولیت خطیر شخصی است که در راس نظام سلامت ما قرار می‌گیرد.

دکتر حمید صاحب‌/‌ مدیر گروه اجتماعی شبکه سلامت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها