ردپای خشونت کلامی، از خیابان تا فیسبوک

لمپنیسم سایبری هنوز قربانی می‌گیرد

تکرار یک شوخی جمعی می‌تواند گاهی به یک معضل جامعه‌شناختی تبدیل شود؛ معضلی که باید پژوهش‌هایی برای فهم بهتر آن صورت داد و به طراحی مدلی برای چرایی وقوع آن دست یافت.
کد خبر: ۷۶۷۵۶۴

ماجرای شوخی یا جدی توهین‌های فیسبوکی بخشی از کاربران ایرانی به برخی چهره‌های غیرایرانی مدتی است حاشیه‌های بسیاری ایجاد کرده و حالا هرگاه در میادین ورزشی و رقابت‌های بین‌المللی مشکلی پیش می‌آید که بخشی از جامعه مجازی ایران در قبال آن احساس مسئولیت(!) می‌کند، باید منتظر همین نوع حملات بود. حملاتی ناگهانی و ویروس‌وار به صفحات شخصی افراد در شبکه‌های اجتماعی که پیش از این نمونه‌هایی از آن در ارتباط با فرناندا لیما، مدل حاضر در قرعه‌کشی گروه‌بندی جام‌جهانی، لیونل مسی مهاجم تیم ملی فوتبال آرژانتین و آخرین نمونه آن، بنیامین ویلیامز داور استرالیایی بازی اخیر ایران و عراق اتفاق افتاده بود.

جالب اینجاست که این دست حملات جمعی در شبکه‌های اجتماعی گاهی چنان بدون دقت و مطالعه حداقلی شکل می‌گیرد که یک فرد همنام با فرد موردنظر مهاجمان قربانی انبوه پیام‌های عمدتا غیرمودبانه شده و مانند مورد هجمه به صفحه فیسبوک یک فرد همنام داور بازی ایران و عراق، عملا مهاجمان را به هدف خود یعنی توهین به فرد هدف، ناکام می‌گذارد.

هر چند بدیهی است خشونت سایبری متداول شده که معمولا پس از ناکامی‌های ورزشی رخ می‌دهد، میان تمامی کاربران ایرانی حاضر در شبکه‌های اجتماعی فراگیر نیست، اما این‌که چرا بخشی از جامعه مجازی ایرانی تنفر بحق یا نابحق خود از یک اتفاق ورزشی را در قالب هجمه‌ای یکپارچه در فیسبوک یا توئیتر دنبال می‌کند، می‌تواند دلایل جامعه‌شناختی متعددی داشته باشد. دلایلی که نسبتی معنادار با خشونت‌های کلامی در استادیوم‌های ورزشی و حتی پیامدهای خسارت‌بار برخی شادی‌های خیابانی پس از پیروزی‌های اینچنینی دارد. بعضی جامعه‌شناسان با استناد به تحلیل محتوای پست‌های کاربران ایرانی در فضای مجازی، ایرانیان را بیش از دیگر کاربران متنفر و ناراحت از وقایع پیرامونی دانسته و قائل به نوعی خشونت پنهان در رفتارهای معمول این کاربران هستند. خشونتی که شاید بتوان ردپای آن را در نوع رانندگی، آسیب‌رسانی به اموال عمومی در شهر، نحوه ارتباطات اجتماعی و حتی مناسبات خانوادگی نیز به تماشا نشست. هر چند خشونت در نهان بسیاری از جوامع وجود دارد، ولی آنگاه این خشونت‌ها چنین ابعاد ملی و خبرسازی به خود می‌گیرد که در کنار فقدان سازوکارهای موثر برای آموزش نحوه درست انتقاد و حتی اعتراض و نهادینه نبودن ساختارهای تخلیه هیجانات جمعی قرار می‌گیرند.

نباید از یاد برد کشورمان در مقایسه با بسیاری دیگر از کشورهای در حال توسعه، در زمینه حضور در عرصه‌هایی که نماد روند جهانی‌شدن به‌شمار می‌آید ـ همچون حضور فعالانه در شبکه‌های مجازی ـ مشارکتی وسیع داشته و همین امر به دامنه تاثیرات رفتار در چنین محیط‌های متکثری دامن می‌زند. شاید برای همین است که بسیاری از رفتارهای گاه معمول در شبکه‌های مجازی، وقتی با همراهی جمعی ایرانیان به نمایش گذاشته می‌شود، ابعاد منفی گسترده‌تری به خود می‌گیرد.

بنابراین چه بخواهیم با به راه انداختن کمپین پوزش‌خواهی از امثال مسی و ویلیامز، آب رفته را به جوی بازگردانیم و چه با لبخندی زیر لب، دیدی تائیدآمیز یا حتی طنازانه به فحاشی گلادیاتورهای سایبری ایران در فیسبوک داشته باشیم، نباید از یاد ببریم رفتارهایی از جنس توهین‌های فیسبوکی به شخصیت‌های غیرایرانی می‌تواند حکایت از عصبانیت و نابردباری بخشی از جامعه ایرانی داشته باشد که اگر بی‌توجهی به آن تداوم داشته باشد، در گستره وسیع‌تری متجلی خواهد شد؛ گستره‌ای شاید از جنس خیابان که می‌تواند کارکردهای غیرفرهنگی یا حتی سیاسی هم داشته باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها