همیشه منتقد کسانی بودم که فقط پس از درگذشت عزیزی از او تجلیل می کنند به همین دلیل با خودم خیلی کلنجار رفتم تا در مورد مردی که تنها بود و گمنام زیست و گمنام رفت چیزی بنویسم
کد خبر: ۷۶۵۱
اما وقتی به یاد آوردم از فرهودی در دوران زندگی اش آن طور که شایسته اش بود، تجلیل نشد، با خودم گفتم خیلی قدرناشناسی است که پس از فقدانش ، باز هم یادی از او نکنیم . وقتی متقاعد شدم که باید درباره او چیزی نوشت ، ماندم که درباره کدام یک از سجایای اخلاقی او بنویسم ، تا هم به عنوان راوی ، حق داشته باشم از چون "او" سخن بگویم و هم برخی از ویژگی های او برای نسل جوان یاد کنم ؛ نسلی که متاسفانه مدیران لایق خود را کمتر می شناسند. در همین فکر بودم که به یاد شعر زیبای نیمایوشیج افتادم که می گوید: نام بعضی نفراترزق روحم شده اندوقت هر دلتنگی سویشان دارم دستروشنم می سازندجراتم می بخشند فکر می کنم برای من و همه همکارانی که در بیست سال گذشته فرهودی را می شناختند، این شعر بیانگر عمق احساس ما درباره بزرگمردی چون او باشد؛ بزرگی نه از آن جهت که از باب تعارفات معمول می گویند و یا رسم ادیبان برای توصیف اندیشمندان و صاحبنظران است ، بلکه از جهت برخورداری از روحی پاک ، اندیشه ای باز و ایمانی استوار، که این روزها متاعی گرانبهایند، شاید باورش کمی دشوار باشد، آنقدر در توصیف او متحیر مانده بودم که برای فرهودی چه بنویسم که از قرآن مدد خواستم آیه ای آمد که متحیرترم کرد؛ آیه 71 سوره مبارکه توبه آمد که می فرماید: مردان مومن و زنان مومن ، دوستان یکدیگرند؛ به نیکی فرمان می دهند و از ناشایست باز می دارند و نماز می گزارند و زکات می دهند و از خدا و پیامبرش فرمانبرداری می کنند خدا اینها را رحمت خواهد کرد خداوند پیروز و حکیم است براستی فرهودی دوست همه دوستداران خدا بود و در امر به معروف هم به نیکی رفتار می کرد. به نماز و زکات هم همه می دانند که چگونه تقید داشت و باید فرهیخته تر از او در این باب سخن گوید که نگارنده صلاحیت ندارد اطاعت او از خدا و دستورات اسلام ، زبان زد خاص و عام بود فرهودی برای خوشامد این یا آن جناح و گروه از آنچه که خدمت به نظام می انگاشت ، گذشت نمی کرد و در آنچه که به نفع منافع ملی کشور می دانست با کسی مماشات نمی کرد جالب بود که با همه قاطعیتی که داشت ، در برابر ولی امر خود خاضع و مطیع بود همین ویژگی باعث شده بود که او هیچگاه دچار افراط و تفریط نشود. از آنجا که حیطه آشنایی من با فرهودی تنها جلسات خبر، کمیته تخصصی و شوراهای هماهنگی در امور خبری و سیاسی بود، این توفیق را نداشتم که با جزییات زندگی این بزرگمرد آشنا شوم ؛ اما در همین محدوده می توانم شهادت دهم که کمتر کسی را مانند او دارای وجوه اخلاقی چند بعدی که حکایت از روح لطیف و اندیشه راسخ او داشت ، یافته ام . فرهودی و انسانهایی مانند او، باید به نسل جدید شناسانده شوند تا شاید شیرینی لذت داشتن چنین مدیرانی لایق ، نسل جوان را به آینده کشور امیدوار کند. فرهودی نمونه انسان پاکدامنی بود که در اوج بحث و جدالهای کاری بر سر سیاست های خبری ، بزرگوارانه ، تندی های امثال مرا تحمل می کرد تا بتواند به آنچه که خدمت به نظام می دانست ، برسد او با استفاده از حلم خود، تلخی بحث های سیاسی را در موقعیت های حساس خبری ، به شیرینی فهم مشترک از خبر تبدیل می کرد فرهودی که تمامی رده های سازمانی خبر را از دبیری خبر، سردبیری ، مدیر خبر، مدیرکل پخش خبر رادیو و سرانجام مدیرکل پخش خبر سیما طی کرد، با استفاده از تجربه بیست ساله خود چنان با تواضع با همکاران رفتار می کرد که حتی کسانی که به دلیل مشکلات ناشی از تصمیم های کاری ، از او دلخور می شدند، باز هم نمی توانستند منکر اخلاص عمل و رفتار غیرتبعیض آمیز او شوند برخورداری از این ویژگی خیلی ها را شیفته او کرده بود برای فرهودی و همه کسانی چون او که صادقانه از صبح اول وقت تا دیرهنگام شب ، مشغول خدمت آن هم با فشار روحی و هیجان های خبری هستند، هیچ چیز زیباتر از کسب رضای خداوند نبوده است آرامش او در عبادت ، خود حکایتی دیگر دارد که برای تشریح آن بی بضاعتم فقدان فرهودی هشداری برای همه همکاران اوست که نیروهایی چون او را پیش از آن که اجل مقدر الهی از ما جدا کند، شناسایی کنند و برای تقدیر از آنها که تقدیر از مکتبی است که همچون او را تربیت کرده است ، برنامه ای مدون تنظیم کنند آیا براستی فرهودی لایق دریافت نشان دولتی با هر درجه ای نبود؛ آیا نمی شد از فرهودی به خاطر صداقت ، پاکدامنی ، ایمان به کار و خدمت به نظام تقدیر کرد؛ براستی فرهودی چرا ناشناخته از میان ما رفت؛ شاید مراسم پرشکوه تشییع او و مراسم شب هفت او تقدیری کوچک از او باشد؛ اما میتوان برای فرهودی مرثیه سر داد که چرا شناخت ما از او تنها خلاصه فرهودی است.