در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من عکاسی در سیرک دولتی مصر را زمانی آغاز کردم که در سال 2007 به قاهره رفتم. در آنجا بود که با حماده، یکی از مربیان شیرهای سیرک آشنا شدم. او ادامه دهنده راه والدین و اجدادش بود: پدر، مادر بزرگ، پدر بزرگ و جد پدریاش همگی در این حرفه بودند. اولین مرتبهای که او در نمایش پدرش شرکت کرد به زمانی باز میگردد که فقط دو سال داشت؛ او یا سوار بر پشت شیرها میشد یا هنگامیکه پدرش دهان شیر را باز نگه داشته بود، سرش را بین دندانهای این حیوان قرار میداد.
در مصر افرادی که مشاغل دولتی دارند، حقوق بسیار ناچیزی میگیرند، بنابراین مجبورند کارهای اضافی نیز انجام دهند. در حالی که معلمان مدارس مجبورند کلاسهای اضافی در عصر برگزار کنند، کارگران سیرک معمولا یا در برنامههای تبلیغاتی یا در نمایشهای برنامههای کودک شرکت میکنند. این عکس زمانی گرفته شده که حماده و شیر تعلیمی او به نام ریچارد در حال انجام یک تبلیغ برای یک شرکت تلفن همراه بودند. عکس گرفتن از این صحنه بسیار راحت بود زیرا اعضای تیم فیلمبرداری چراغها را روشن و فضا را آماده کرده بودند. افراد زیادی دور قفس ایستاده بودند و ریچارد در حالی که یالهایش تازه شانه شده بود، آماده اجرای نمایش بود. در این تصویر، حماده در حال نشان دادن مسیری است که ریچارد باید در طول فیلمبرداری آن را طی کند. ریچارد یکی از شیرهای مورد علاقه حماده بود؛ حیوانی بسیار آرام که به بیشتر دستورات عمل میکرد.
ممکن است کمتر فردی را ببینید که اینگونه با شیرها ارتباط برقرار کند. رفتار حماده به قدری مهربانانه بود که ریچارد در مقابل او زانو میزد و دقیقا به حرفهایش گوش میداد. اما این عکس یک موضوع دیگر هم به من نشان داد و اینکه رابطه متزلزلی بین بخشهای دولتی و خصوصی در مصر وجود دارد. حقوق ماهانه حماده از کار کردن در سیرک با وجود تمام خطراتش، بیش از 50 پوند نمیشد. معمولا حقوق کارهای دولتی افزایش نداشت و افراد مجبور بودند اوقات بیکاری خود را با مشاغل دیگر پر کنند.
سیرک همچنان یکی از تفریحات محبوب میان خانوادههای مصری است. بلیت سیرکهای دولتی بسیار ارزان و سرگرمیهای انجام شده در آن معمولا قابل پیش بینی است. اما در سیرکهای خصوصی، افراد آزادی عمل بیشتری دارند. زمانی که حسنی مبارک در قدرت بود، وزیر فرهنگ او توجه زیادی به سیرکها نمیکرد؛ اما وزیر فرهنگ جدید دوست دارد کنترل بیشتری بر آنها داشته باشد، در نتیجه تعداد زیادی از افراد به سمت سیرکهای خصوصی رفتهاند. مدتی با یکی از مربیان سیرک زندگی میکردم که برای تامین مخارج خود، در سطح شهر بادکنک میفروخت. یک رقیب از این موضوع خوشش نمیآمد و یکی از روزنامهها گفت جاسوسان خارجی با مربیان سیرک زندگی میکنند. همین موضوع باعث شد برای چند ماه از ورود من به سیرک جلوگیری شود.
حماده هم اکنون در روسیه زندگی میکند؛ جایی که بسیاری از مربیان سیرکهای مصری در حال آموزش دادن به بقیه هستند. او از شرایط جدیدش راضی است و احساس میکند مردم احترام بیشتری به او به عنوان یک هنرمند میگذارند؛ اگرچه او یک مصری است، اما با زبان روسی با شیرها ارتباط برقرار میکند.
درباره عکاس
تولد: سال 1972، لندن
تحصیلات: انسانشناسی و فوتوژورنالیسم
فراز: در سال 2006 در کانادا و آمریکا جوایزی دریافت کردم. به این نتیجه رسیدم که زندگی بسیار زیباست و سپس به مصر رفتم.
فرود: سال 2007 و زمانی که مقامات مصری برای اولین مرتبه مانع از ورود من به این کشور شدند.
الگوها: هنری کارتیهبرسون، دف جونز، جن گاروپ
بهترین نصیحت: سبک سفرکنید
راوی: ترزا مالون ـ گاردین
مترجم: حسین خلیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: