در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درگذشته نوع توقعات، انتظارات و تصوراتیکه پدر و مادرهای ما از زندگی مشترک داشتند ، مثل الان نبود. آنها در زندگی پذیرفته بودند دنیای مرد اینگونه است و دنیای زن طور دیگر. اگر زندگیشان هم با نارضایتی همراه بود، کم و کاستیهایشان را نادیده میگرفتند و به زندگی ادامه میدادند، به همین دلیل آمار طلاق هم پایین بود. اما سطح انتظارات جوانان امروز از همسر خود با توقعات سه یا چهار دهه پیش متفاوت است. علت دوم، دانش و اطلاعاتی است که دختر و پسر دارند. این اطلاعات حقی را متوجه نسل ما کرده و احساس میکند باید این حق را به دست بیاورد. حقوقی مثل احترام گذاشتن، تامین حقوق اولیه، خرجی دادن و هزینهکردن، کمککردن در کار خانه و ... . آنها به حقوق فردی خود آشنا هستند و از سوی دیگر میدانند باید نیازهای روانشناختی همسرشان را تامینکنند. دیگر مثل گذشته نیست که بگویند مرد همین است و باید زور بگوید و زن شوهرداری کند.
مورد سوم در پایین آمدن سن طلاق؛ نداشتن گذشت و صبوری در نسل جوان است. جوانان ما صبوریشان نسبت به یکدیگر کمتر شده و بهدلیل حق و حقوقیکه برای خودشان قائل هستند، میگویند چرا من باید گذشت کنم؟ او گذشت کند. علت چهارم، تفاوت ویژگیهای شخصیتی است. این تفاوتها در جامعه مدرنیته امروزی، بیشتر مشاهده میشود. یعنی افراد تفاوتهای شخصیتی خود را براحتی آشکار میکنند و میگویند من دنیایم اینطور است و تو هر طور دوست داری فکر کن.
وجدان اخلاقی بحث دیگری است که در جامعه امروز کمتر شده است. باورهای سنتی و خانوادگی که در گذشته وجود داشت و میگفتند طلاق بگیریم آبروی خانواده میرود، مردم در مورد ما چه میگویند و صحبتهایی از این قبیل نسبت به سابق کمرنگ شده است. اگر پیش از این در یک فامیل 50 نفری، یک مورد طلاق وجود داشت، حالا در یک خانواده هشت نفره یک نفر طلاق گرفته است.
امروزه ساختار روانشناختی«کودک» در افراد بیشتر است. بهعنوان مثال میگویند به من چه؟ من زندگی خودم را خواهمکرد. این دنیا، دنیای کودکی است، اما درگذشته بیشتر دنیای والد بود. توانمندیهای علمی و مالی نیز یک عامل است. یعنی افرادیکه نقش اجتماعی بالایی دارند یا از نظر مالی قوی هستند، راحتتر طلاق میگیرند. علت دیگر ارتباطات اجتماعی است که در گذشته کمتر وضعیف بود و والدین برای دختر و پسرشان همسر انتخاب میکردند، اما امروز نقش اجتماعی و حضور در اجتماع مثل حضور در کلاسهای مختلف، حضور در محل کار و دنیای مجازی باعث میشود امکان ازدواج نکردن پایین بیاید و فرد براحتی بتواند ارتباطهای تازهای را آغاز کند.
آسیبهای پایین آمدن سن طلاق
این روانشناس ادامه می دهد: تا قبل از جدایی، دختر و پسر در سایه خانواده در امنیت زندگی میکردند و پدر و مادر خیالشان راحت بود. اما پس از جدایی والدین دچار دلنگرانی و دلهره میشوند و از امنیتی که وجود داشت، دیگر خبری نیست. پایین آمدن سن طلاق سبب یادگیری این رفتار در میان خانواده و فامیل شده و موجب میشود جوانان ازدواج را به تاخیر بیندازند و این موضوع، باعث افزایش ناهنجاریهای اجتماعی میشود، سطح تحمل افراد پایین میآید، دعوا، تنش، برخورد، زد و خورد، فساد مالی و کاری و مسائل دیگر گریبانگیر میشود و مشکلات اخلاقی افزایش پیدا میکند. فردیکه دو سال با شخصی زندگی کرده و حالا طلاق گرفته، رابطهای که قرار است با فرد دیگری داشته باشد، دیگر رابطه معمولی نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: