در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جشنواره امسال به نسبت سالهای گذشته با تغییراتی در بخشهای مختلف و شیوه برگزاری همراه بوده که مهمتریناش جدایی و تفکیک بخش نه چندان پربار و غیرضروری بینالملل از بخش مسابقه سینمای ایران و انتقال آن به زمانی دیگر بود؛ اتفاقی که در صورت تعیین اهدافی مشخصتر و برنامهریزی دقیقتر میتواند به استفاده درست از ظرفیتهای آن بخش منجر شود.
اما یکی از مهمترین تغییرات افزودن بخشی جدید به نام «یک فیلم، یک سلام» به جشنواره بود که خوشبختانه بدرستی عملی و اجرا شد. طرح و ایدهای که جایش بسیار در جشنوارهای با وسعت و اهمیت فیلم فجر خالی به نظر میرسید و سرانجام با نظرجمعی دبیرخانه جشنواره فیلم فجر و سازمان سینمایی و مهمتر از همه همت و ارادهای مثالزدنی رنگ واقعیت به خود گرفت.
سالها بود که جشنواره فیلم فجر پیش از شروع، اطلاعات و شناسنامه دقیقی از فیلمهای بخشهای مختلف را در اختیار رسانهها و به تبع آن مردم قرار نمیداد و این خبرگزاریها و نشریات بودند که با پیگیری و تلاشی مداوم اخباری از فیلمها را به علاقهمندان منتقل میکردند. اما خوشبختانه گسترش و پیشرفت فضای مجازی و ایجاد سایت جشنواره، بخش زیادی از کمبودها در این زمینه را برطرف کرد. ولی همچنان از بسیاری از فیلمها پیش از اولین نمایششان در جشنواره اطلاعات دقیق و کاملی در دسترس نبود و تماشاگران فقط براساس ذهنیت قبلی که از فیلمسازان آثار داشتند، دست به انتخاب فیلمها برای تماشا میزدند.
طرح «یک فیلم، یک سلام» با هدف معرفی فیلمهای بخشهای سودای سیمرغ، نگاه نو و هنر و تجربه سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر شکل گرفت و با همکاری خوب صاحبان فیلمها و البته زحمت مسئولان برگزاری جشنواره عملی شد. برخی از عوامل اصلی فیلمها از جمله چهرههای برجسته عرصه بازیگری و کارگردانی، طی یک هفته در پردیس سینمایی ملت حاضر شدند و ضمن رونمایی از پوستر آثار به گفتوگوهایی درباره فضای فیلمهایشان پرداختند.
مهمترین امتیاز این طرح را باید در زمانبندی درست برای اجرای آن دانست، به طوری که فیلمها دو هفته پیش از شروع جشنواره به رسانهها و مردم معرفی شد تا علاقهمندان با آگاهی و شناخت بهتری دست به انتخاب فیلمهای موردنظرشان بزنند و پس از آن آماده پیش خرید بلیتها شوند. این مساله همچنین باعث حذف بخش غیرضروری و عجولانه و سطحی معرفی فیلمها با حضور عوامل پیش از شروع نمایش فیلمها بود که سال گذشته در برج میلاد تهران (سینمای رسانه و هنرمندان) باعث بروز لحظات مضحک و خندهداری شده بود.
شاید تنها نکته نه چندان جالب این طرح، انتخاب شعار برای هر فیلم بود. موردی غیرضروری و بیکاربرد که اصل قضیه را لوث کرد و به نوعی ماجرای فی نفسه خوب و مثبت را زیر سوال برد. در حالی که همان شعار «پیش به سوی اکران موفق» خود جشنواره به قدر کافی خوب و بامسما و انگیزه دهنده بود و دیگر نیازی به انتخاب شعار تفکیکی برای هر فیلم نبود.
مضاف بر اینکه این شعارها قرار بود به اصطلاح تبلیغاتی و در اکران به مثابه دعوتی ترغیب کننده برای مخاطبان باشد، اما مثل اینکه بسیاری از انتخابکنندگان شعارها، این موقعیت را فرصتی برای طبع آزمایی شاعرانه یافتند و به جملاتی قصار و مطول رو آوردند. در حالی که شعار تبلیغاتی فیلم باید موجز و اثرگذار و از همه مهمتر جذاب باشد تا تماشاگر با دیدن و خواندن آن روی پوسترها و بنرهای تبلیغاتی فیلم علاقهمند به تماشای اثر شود. بد نیست برای صحت اثبات این مدعا سری به سایت جشنواره فیلم فجر بزنید و نگاهی به شعارهای غیرجذاب و زمخت جشنواره بیندازید تا بدون در نظر گرفتن موارد دیگر قید تماشای کارها را از همین الان بزنید. به این مورد بیفزایید امساک و خودداری بیدلیل بسیاری از فیلمها را از ارائه یک خلاصه قصه درست و حسابی و به دردبخور. صاحبان آثار سینمای ایران مدتهاست که حتی در مرحله اکران دوست ندارند خلاصه قصهای سرراست از فیلمشان تعریف کنند، مبادا که مخاطب با خواندن آن دیگر تمایل به دیدن کار نداشته باشد. اغلب بیشتر ترجیح میدهند قطعهای ادبی و شاعرانه را جایگزین خلاصه قصه کنند تا به خیال خود مخاطب را موقع تماشای اثر غافلگیر کنند، اما زهی خیال باطل که این ترفند جواب نمیدهد، اگرکه خود فیلم چیزی برای گفتن نداشته باشد.
در همین برنامه یک فیلم، یک سلام هم برخی از کارگردانها و تهیهکنندهها از ارائه خلاصه قصه فیلم خودداری کردند تا ظاهرا به رمزآلود بودن کارهایشان بیفزایند و تماشاگر را در تعلیق قصه نگاه دارند. این در حالی است که در کشورهای موفق و صاحب سینمای دنیا از مرحله پیش تولید و حتی نگارش فیلمنامه، فیلمسازان بدون ترس و البته بیآنکه اصل ماجرا و پایان فیلم را لو دهند، خلاصه یک خطی سرراست و جذابشان را در اختیار رسانهها قرار میدهند.
اما ما اینجا سعی میکنیم به جای تمرکز روی جذابیت فیلم، به شعار و جملاتی بی کاربرد و بیربط با اثر رو بیاوریم که تاثیری بر روند جذب تماشاگر ندارد. شمس لنگرودی، شاعر معاصر و خالق مجموعههایی چون 53 ترانه عاشقانه که امسال با فیلمی به عنوان بازیگر در جشنواره فجر حضور دارد، در پایان مراسم رونمایی این اثر، شعار فیلم را که بیشتر شبیه یکی از سرودههای خودش بود برای حاضران خواند. واقعا باید منتظر ماند و دید تماشاگران با یک شعر (شما بخوانید 39 شعر به تعداد شعار فیلمهای معرفی شده در طرح یک فیلم، یک سلام) راغب به تماشای فیلمها میشوند؟ بهتر است مخاطبان برای تماشای فیلمها روی چیزی بجز شعار تکیه کنند و به آن دل نبندند. این شعارها حکم مه و غباری را دارند که خیلی اجازه تماشای دقیق فیلمها را نمیدهند. خود شمس لنگرودی جایی گفته بود: تو آب شدهای در اندوه اسبها، دلتنگی درهها، قطرات شبنم، مه نمیگذارد که ببینمت. اینجا مه همان شعار است!
علی رستگار / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: