jamejamonline
بین الملل عمومی کد خبر: ۷۵۶۸۶۰   ۱۷ دی ۱۳۹۳  |  ۰۶:۱۱

در گوشه‌ای از یکی از خیابان‌ها در منطقه الشجاعیه، سایه دو ساختمان تخریب شده روی زمین افتاده است و درجایی که زمانی محل زندگی مردم بود، چند نفر در آفتاب پیش از غروب نشسته‌اند. آنها در حال یادآوری خاطرات‌شان هستند.

سایه ساختمان‌های ویران در الشجاعیه غزه

ولید الزازا یکی از این افراد است که می‌گوید: اینجا زمانی یکی از زیباترین محله‌های شجاعیه بود. ما اینجا خانه، کار و زندگی داشتیم. حال امروز بر بالای همان مجتمعی که ولید آن را خانه خود در گذشته می‌نامد، بلوک‌های متعدد سیمانی قرار دارد. در بالا تا پایین این خیابان و تا جایی که چشم کار می‌کند، نشانه‌های خرابی و ویرانی دیده می‌شود. ولید نگاهش به سمت کودکی جلب می‌شود که در صندلی عقب یک خودرو نشسته و صورتش را گرد و غبار گرفته است. وی ادامه داد: حتی حالا همین پسربچه کوچک هم می‌داند حملات پهپادها چیست و جنگ چه معنایی دارد.

بنا به اعلام سازمان ملل، در نتیجه حملات 51 روزه نیروهای صهیونیست در تابستان امسال به نوار غزه بیش از 2200 نفر کشته، بیش از نیم میلیون نفر آواره شده‌اند و ده‌ها هزار خانه نیز تخریب شده است. یکی از این مناطق که آسیب شدید دید، منطقه شجاعیه بود که حملات جنگنده‌ها و تانک‌های اسرائیلی در یک روز شهادت 200 نفر و زخمی شدن بیش از 200 نفر دیگر را رقم زد. این حمله محکومیت‌های بین‌المللی را به همراه داشت. حال با گذشت پنج ماه، کمتر خانه‌ای در این منطقه درست شده است. شجاعیه هنوز شبیه یک منطقه جنگی است. مجتمع‌های مسکونی بدون دیوار و بیشتر مغازه‌ها و کارخانه‌ها به آوار تبدیل شده‌ است.

اکرم حلو چهل و پنج ساله به یکی از همین آوارها اشاره می‌کند. او در حالی که در کنار یکی از دوستانش نشسته، می‌گوید این آوار روزی خانه او بوده است. وی افزود: در پشت خانه باغچه کوچکی بود که عصرها با بچه‌ها و مادرم در آنجا می‌نشستیم. مادر اکرم از جمله شهدای این منطقه است. او در خانه بود که شلیک تانک‌های اسرائیلی مرگ او را رقم زد. برادر او نیز در زمین بازی نزدیک خانه‌شان شهید شد. اکرم در حالی که با گوشه چشم به جایی خیره شده، می‌گوید امیدی به آینده شجاعیه ندارد. وی افزود: «تا زمانی‌که محمود عباس بر سر کار باشد، بازسازی خانه‌ها انجام نمی‌شود. اگر او با حماس مشکل دارد، چرا ما باید هزینه آن را بپردازیم. ما فقط می‌خواهیم خانه‌هایمان بازسازی شود».

عصام علیوا که در کنار اکرم نشسته، سرش را به نشانه تائید تکان داده و می‌گوید: این بچه‌ها نمی‌دانند سیاست چیست. آنها فقط می‌خواهند سرپناه داشته باشند. عصام می‌گوید ساکنان این منطقه هر روز صبح در اطراف این آوارها جمع شده و در مورد خانه‌هایشان صحبت می‌کنند. وی افزود: اینجا خانه ما بود، اما یک روز از خواب بیدار و با تلی از خاک رو‌به‌رو شدیم. همزمان که او صحبت می‌کند، پسری ده ساله به نام ماهر حبیب با چند نفر از دوستانش در یکی از خانه‌های تخریب شده بازی می‌کند. در واقع این خرابه‌های مملو از بلوک‌های سیمانی و تیرهای آهنی به محل بازی بچه‌های این محله تبدیل شده است. یکی از چیزهایی که جنگ از او گرفت و برایش بسیار تاسف‌آور بود، لباسی بود که برای عید فطر در پایان ماه رمضان آماده کرده بود.

خیابان حرارا در منطقه شجاعیه بیشترین آسیب را در زمان حملات اسرائیل دید. امروز این خیابان شاهد جوانانی است که در میان ساختمان‌های تخریب شده به دنبال کالاهای قابل بازیابی هستند. یکی از آنها جوانی نوزده ساله به نام علی حیوه است که با چرخ دستی‌اش میله‌های آهنی را جمع و سپس با یک دستگاه آنها را صاف می‌کند. او برای یک مهندس ساختمان کار می‌کند و امیدوار است این میله‌ها بار دیگر مورد استفاده قرار بگیرد. یکی دیگر از این شهروندان باقر الباتنجی است که در اولین روزهای حملات به همراه خانواده خانه‌اش را ترک کرد و در یکی از اردوگاه‌های سازمان ملل پناه گرفت. وقتی پس از پایان جنگ به اینجا بازگشت، فقط با یک تل خاک رو‌به‌رو شد.

نجال حلیس صاحب یک مغازه در این منطقه است. مغازه او از معدود مکان‌هایی است که این روزها مایحتاج و مواد غذایی ابتدایی را در اختیار مردم شجاعیه قرار می‌دهد. البته این مکان نیز از حملات بی‌نصیب نبوده و تمام شیشه‌های آن شکسته است. آن‌طور که نجال می‌گوید، پس از جنگ وضع کسب و کار بشدت راکد شد. بسیاری از مشتریان این روزها در پناهگاه‌هایی در خارج از شجاعیه زندگی می‌کنند و آنهایی هم که باقی مانده‌اند، پول کافی برای خرید ندارند. در پایین این خیابان، سلوا ابو الاتا در کنار یک کارخانه تخریب شده ایستاده و روزهایی را به یاد می‌آورد که در نزدیکی همین کارخانه زندگی می‌کرد. او نیز همچون بسیاری از ساکنان این منطقه، از نبود کمک برای ساخت خانه گله می‌کند.

در بسیاری از موارد، افرادی که پس از جنگ، شجاعیه را ترک کردند، علامتی روی خانه تخریب شده خود قرار دادند تا در آینده بتوانند آن را شناسایی کنند. آنها همچنین یک شماره تلفن گذاشتند تا در صورت آمدن کمک‌ها، مطلع شوند. ولید در این زمینه می‌گوید: ما در اخبار گزارش‌های فراوانی در مورد ارسال کمک‌های مردمی به شجاعیه می‌شنویم، اما تاکنون هیچ کمکی دریافت نکرده‌ایم.

آفتاب در حال غروب کردن است مردم این منطقه یک روز دیگر را با یاد خانه‌ها و زندگی خود در گذشته گذراندند. در واقع این تنها کاری است که آنها می‌توانند انجام دهند.

الجزیره انگلیسی / مترجم: حسین خلیلی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

مرثیه‌ای برای «عمو‌ قاسم»

مرثیه‌ای برای «عمو‌ قاسم»

یک) هرآنچه از تو بیادم می‌آید آلوده به غم است. تو یک جاعل بودی، یک کلاهبردار حرفه‌ای. دردهای کمرشکن را در مشتهایت پنهان می‌کردی و ناگهان چون شعبده‌بازی چیره دست سرودی خجسته از کلاه جادویی کلمات بیرون می‌کشیدی.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر