تنش زدایی با سیاست اندیشه سازان

اگر بگوییم این حوادث هستند که تغییرات معادلات بین المللی را رقم می زنند، سخنی بسیار منطقی به زبان آورده ایم؛ روابط ایران و اتحادیه اروپایی در سالهای اخیر بخصوص بعد از 11 سپتامبر 2001 دستخوش تحولی بی سابقه شده است
کد خبر: ۷۵۵۸۹
که نمی توان آن را با دوران پیش از آن مقایسه کرد.
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا 11سپتامبر 2001اتحادیه اروپایی سیاست های متفاوت با سیاست های ایالات متحده امریکا نسبت به ایران اعمال می کرد.
ایالات متحده پس از پیروزی انقلاب همواره سعی کرده برای جمهوری اسلامی چالش بیافریند که مصادیق بارز آن را می توان تحریم اقتصادی و تلاش برای به انزوا کشیدن ایران دانست.
این در حالی بود که اتحادیه اروپایی تلاش می ورزید از نفوذ امریکا در ایران جلوگیری کند و موقعیت خود را استحکام بخشد. پس از حوادث مبهم 11سپتامبر، چرخشی 180درجه ای در سیاست های اتحادیه اروپایی در قبال ایران پدید آمد، به گونه ای که در مواردی تاکتیک های سیاسی بر ضد ایران رادیکال تر از شیوه های سیاسی ایالات متحده اعمال می شود.
برای مثال ، جک استراو وزیر خارجه انگلیس در سخنرانی خود در مجلس عوام در 15اکتبر 2003اقدام نظامی علیه ایران را در صورت همکاری نکردن این کشور با آژانس بین المللی انرژی اتمی مورد تائید قرار داد.
از آن زمان به بعد، بارها مقامات اروپایی اعلام کرده اند پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت می برند. ابتدا کارشناسان روابط ملل تصور می کردند این تغییرات در حد تاکتیکی باقی خواهد ماند اما بعد از گذشت مدتی بخصوص در پروژه هسته ای ایران ، دریافتند که اروپا در استراتژی های سیاسی خود تجدید نظر کرده است.
براستی چه عواملی موجب می شود اتحادیه اروپایی چرخشی 180درجه ای در سیاست خارجی خود در قبال ایران پدید آورد؛آیا تغییر رفتارهای سیاسی این اتحادیه ، متاثر از روشهای دیپلماتیک واشنگتن است؛
به روایت دیگر، رویداد 11سپتامبر چگونه توانسته است بر روابط اتحادیه اروپایی و ایران تاثیر گذاشته باشد؛ برای پاسخ این سوالات ابتدا باید بدانیم تا چه اندازه تغییر در نوع مناسبات و روابط ایران و اتحادیه اروپایی نشات گرفته از منافع استراتژیک این دو (مستقل از حوزه منافع واشنگتن ) می باشد. روابط ایران با اتحادیه اروپایی در 2دهه اخیر فراز و نشیب های بسیاری را پشت سر گذاشته است.
با پایان گرفتن جنگ ایران و عراق و روی کار آمدن دولت آقای هاشمی رفسنجانی ، این مناسبات وارد مرحله جدیدی شد. دولت وقت باید به بازسازی زیرساختهای صنعتی ، اقتصادی ، دفاعی وکشور - که پس از جنگ 8ساله تخریب و تضعیف شده بود - می پرداخت.
از این رو ایران نیازمند همکاری با کشورهای اروپایی بود؛ زیرا اقتصاد ایران از قدیم تعاملات بسیاری با کشورهای اروپایی داشته است.
اگر به آمارهای اقتصادی دقت کنیم ، درمی یابیم که حدود نیمی از تعاملات اقتصادی ایران با کشورهای اروپایی است. کارشناسان و مهندسان ایرانی در ابتدای بازسازی معتقد بودند که صنعت ایران از منظر تجهیزات ، لوازم و قطعات و وابسته به بازرگانی و همکاری با کشورهای اروپایی است.
در اولویت بندی هایی که دولت وقت تعیین کرد، نیاز صنایع فرسوده نفت و گاز ایران به سرمایه، دانش فنی و تکنولوژی بود که تحقق نمی یافت جز در همکاری های کلان با ایالات متحده یا کشورهای تکنولوژیکی اروپا، که گزینه دوم عملی شد.
سال 1991دولت بوش پدر با اعلام نظم جهانی نو درصدد برآمد هژمونی امریکا را به عنوان تنها قدرت نظامی و جهان تثبیت کند که این موضوع توانست نفوذ اتحادیه اروپایی را در خاورمیانه محدود سازد؛ زیرا اکثر کشورهای منطقه علاقه مند بودند مناسبات خود را در همه ابعاد در عالی ترین سطح با ایالات متحده محفوظ نگه دارند.
در چنین شرایطی ، رژیم صدام حسین به کویت حمله کرد و منطقه را یک بار دیگر با بحرانی بزرگ روبه رو ساخت. بحران کویت در سال 1991که به جنگ نفت شهرت یافت موجب شد ایالات متحده حضور نظامی گسترده ای در منطقه نفتی خلیج فارس پیدا کند که سرانجام پس از شعله ور شدن جنگی بزرگ کویت آزاد شد.
جنگ نفت سبب شد منطقه خلیج فارس با شرایط جدیدی از لحاظ امنیتی ، سیاسی و اقتصادی روبه رو شود که بعدها تحلیلگران مستقل بین المللی این جنگ را بر ضد منافع استراتژیک اروپا تلقی کردند و نتیجه آن را یک کامیابی بزرگ برای اقتصاد و بازرگانی و سیاست خارجی امریکا می دانستند.
در چنین شرایطی که ایالات متحده ، اتحادیه اروپایی حتی متحدان جنگی خود را دور زده بود اروپا ناگزیر بود به حوزه هایی بیندیشد که از نفوذ امریکا بیرون مانده بودند.
لذا این اتحادیه درصدد گسترش روابط خود با ایران و عراق به عنوان 2کشور مهم منطقه برآمد.سال 1993اتحادیه اروپایی به اعمال سیاستی جدید «گفتگوی انتقادی» با ایران را در پیش گرفت.
این در حالی بود که واشنگتن بر سیاست مهار دوجانبه ایران و عراق اصرار می ورزید که هیچ گاه این اتحادیه از تاکتیک های امریکایی ها پیروی نکرد.
نباید فراموش کرد که سیاست های اتحادیه اروپایی در اواسط دهه 90میلادی همیشه به عنوان ابزاری تعدیل کننده برای فشارهای واشنگتن به کار می رفت ، به گونه ای که سیاستمداران ضدایرانی واشنگتن از مواضع سیاسی و اقتصادی اروپا انتقادات فراوانی کردند.
سال 1996قانون داماتو که سرمایه گذاری بیش از 40میلیون دلار را در صنایع نفت و گاز ایران ممنوع می کرد، به وسیله دولت وقت ایالات متحده عملیاتی شد که اتحادیه این قانون را نادیده گرفت و دست به سرمایه گذاری در صنایع نفت و گاز ایران زد.
با روی کار آمدن دولت سید محمد خاتمی در 23مه 1997، مقطع جدیدی در روابط سیاسی و اقتصادی ایران و اروپا آغاز شد.
سیاست های دستگاه دیپلماسی دولت ایران در زمینه تنش زدایی و ایجاد جامعه مدنی در داخل با استقبال کشورهای اروپایی روبه رو شد. در آن روزها دید و بازدیدهای مقامات ایرانی و اروپایی به اوج خود رسید که حاصل آن انعقاد قراردادهای متعدد اقتصادی بود.
کار به جایی رسید که در طول یک سال 1999-2000رئیس جمهور ایران از کشورهای ایتالیا، فرانسه ، اتریش و آلمان بازدید کرد. دیپلماسی جدید ایران بر فضای سرد روابط تهران و واشنگتن هم بی تاثیر نبود.
برای مدتی برقراری ارتباط رسمی میان این دو کشور محافلی را در هر 2کشور متاثر ساخته بود که به دلیل وجود دیواری از بی اعتمادی و ادامه روند سیاست های خصمانه تهمت و تهدید واشنگتن علیه ایران سرانجام تلاشهای صورت گرفته بی نتیجه ماند.


صدور بیانیه به جای گفتگوی انتقادی
با وجود اندیشه سازان سیاست خارجی اروپا، ایران کشوری است که می توان از یک سو از منابع انرژی آن بهره گرفت و از سوی دیگر از موقعیت ژئوپولتیکی و ژئواستراتژیکی آن برای برقراری نوعی موازنه نفوذ در منطقه خاورمیانه به بهترین نحو استفاده کرد.
دسامبر 1997سفیران کشورهای اروپایی که به علت قضیه میکونوس از تهران فرا خوانده شده بودند دوباره به ایران بازگشتند؛ زیرا آنها دریافته بودند که اهمیت و ارزش دیپلماسی منطقی با جمهوری اسلامی ایران فراتر از بازیهای ضدایرانی است که معمولا هر چند یک بار خارج از مرزهای ایران شاهد آن هستیم.
25مارس 1997اتحادیه اروپایی با صدور بیانیه ای به جای گفتگوی انتقادی بر گفتگوی سازنده و فراگیر با جمهوری اسلامی تاکید ورزید. ژوئیه 1998زمانی که ریاست اتحادیه به عهده کشور اتریش بود اولین دور گفتگوهای سازنده و فراگیر ایران و اتحادیه اروپایی آغاز شد.
از سال 1998تا 2002، 10دور از این گفتگوها در تهران ، وین ، تهران ، هلسینکی ، تهران ، استکهلم ، تهران ، مادرید، تهران و رم برگزار شد. انرژی ، تجارت و سرمایه گذاری ، حقوق بشر، تروریسم ، صلح خاورمیانه ، مواد مخدر، پناهندگان ، حمل ونقل ، کشاورزی ، محیط زیست و سایر مسائل منطقه ای و بین المللی از مباحث مورد علاقه طرفین بود.
برای این که مذاکرات بهتر به نتیجه برسد، طرفین چند کمیته کاری تشکیل دادند.
به هر حال گفتگوها به پایان رسید و وقت تنظیم سند نهایی مذاکرات فرا رسید. درباره چگونگی تنظیم سند نهایی میان سران کشورهای اروپایی 2دیدگاه وجود داشت:
الف: آلمان ، انگلیس ، هلند، دانمارک و لوکزامبورگ خواستار تنظیم یک سند جامع بودند که همه موضوعات را در برگیرد و در آن همکاری های اقتصادی و بازرگانی منوط به تشریک مساعی ایران در زمینه مسائل سیاسی ، حقوقی (مبارزه با تروریسم و به تعبیر آنها بهبود وضع حقوق بشر در ایران) شود.
ب: فرانسه ، ایتالیا، یونان ، اسپانیا خواستار یک سند درباره تجارت و اقتصاد بودند. گروه دوم مسائل داخلی ایران و تحولات به وجود آمده را (دوم خرداد به بعد) بسیار تاثیرگذار می دانستند.
این گروه تلاش بیشتری می ورزید که با همگرایی با یکی از جریان های سیاسی در داخل به اهداف متفاوت خود نزدیک شوند.
ناگفته نماند در آن زمان امریکا و اسرائیل تمام تلاش خود را به کار بستند تا گروه اول پیروز شود که در نهایت تلاش آنها ناکام ماند. خاویار سولانا مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی 30ژوئن 2002به تهران آمد.
اگرچه منظور او از این سفر فراهم آوردن دور تازه گفتگوهای فراگیر به منظور تنظیم سند همکاری اقتصادی و بازرگانی بود اما از منظر بیان خواسته ها و انتظارات حتی سنجش چگونگی برخورد سیاسی با مقامات ایرانی دگردیسی های آشکاری مشهود بود.
روز به روز این واقعیت آشکارتر می شد که در روابط بین اتحادیه اروپا و ایران تحولی عمیق شکل گرفته که مسیر این تحول راهی به سوی بهبود وضعیت ها طی نمی کند.
اکنون این اتحادیه در فقدان یک قطب بین المللی در تعاملاتش با ایران می توانست با مواضع مستقل معادلات را به شکلی دیگر رقم زند که در انتها از مزایای بی شمار آن بهره مند می شد.
شاید زمان اثبات کننده این مساله باشد که اتحادیه اروپایی فرصتی بی سابقه را از دست می داد زیرا تمامی معادلات در گرو عقلانیت سیاسی بود که نباید از آن غفلت می شد؛ عقلانیتی که باید وارد قضیه شود و مسائل اقتصادی ، هسته ای ، حقوقی و... را از منافع سیاسی تفکیک کند و موجب شود دیگران نتوانند از سوئاستفاده های مرسوم بهره برداری کنند.
طرفین اروپایی ایران همکاری های متقابل را جاده ای یکطرفه تصور کرده بودند که از بالا به وسیله بهانه های به ظاهر قانونی و خارج از موازین حقوق بین الملل ، تهران را تحت فشار قرار دهند و از پایین از فرصت طلب های موجود بهره برداری شود تا ایران را مجبور سازند امتیازهای بزرگی به اتحادیه اروپایی دهد.
از آن روزها به بعد این اتحادیه اعلام کرد گفتگو با تهران را مشروط به پیشرفت در زمینه های دیگر (تامین خواسته های این اتحادیه که در پاره ای مواقع اضافه خواهی بود) می داند.
در حالی اتحادیه اروپایی همکاری های بازرگانی و... با ایران را با مسائل سیاسی پیوند می زد که پیشتر رفتار این اتحادیه در حوزه های دیگر مانند اقتصاد و تجارت با واشنگتن متفاوت بود.
این اتحادیه خواسته یا ناخواسته در راستای استراتژی های جدید ایالات متحده حرکت می کند که دورنمای آن ، دورنمایی ناخوش برای استقلال این اتحادیه به شمار می رود. ژوئن 2003پانزده کشور عضو اتحادیه اروپا با صدور بیانیه ای به ایران هشدار دادند مذاکرات این اتحادیه از این پس مشروط به پیشرفت ایران در زمینه احترام به حقوق بشر، جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای ، مبارزه با تروریسم و تغییر رفتار درباره روند صلح خاورمیانه است.
با رخ دادن چنین اتفاقاتی تحلیلگران مسائل بین المللی متوجه شدند چرخش در سیاست های اتحادیه اروپایی تا اندازه بسیار زیادی ناشی از آموزه های جدیدی است که ایالات متحده پس از 11 سپتامبر به جهان تحمیل کرده است.


بازیگران اروپایی و دیدگاه های متفاوت
به صفحات تاریخ نگاه کنیم و با دقت به روابط و مناسبات اروپایی هابا ایران توجه کنیم. آن گاه درمی یابیم سابقه این کشورها از منظر چگونگی روابط و وفاداری به تعهدات و توافقات چگونه است.
در طول تاریخ اروپایی ها بارها ایران را در بازی های خود وجه المصالحه قرار داده اند که مصادیق بارز آن را می توان عهدنامه تیلسیت ، ناپلئون و.. نام برد.
در جنگهای ایران و روسیه ، کشور انگلیس تعهدات کتبی و قراردادهای خود را به آسانی نادیده گرفت و در شرایط سختی ایران را تنها گذاشت.
به سخن دیگر آلمانها در قرارداد پتسدام در سال 1911تمام تعهدات کتبی و شفاهی را براحتی کنار گذاشتند و خود را به روسیه نزدیک کردند. سال 1939در توافقهای ریبن تروپ و مولوتوف آلمان بار دیگر به خاطر نزدیکی به روسیه توافقات خود را براحتی کنار گذاشت.
می توان موارد زیادی از نقض تعهدات ، توافقنامه ها ، پیمان نامه ها و.. کشورهای اروپا را با ایران مشاهده کرد که همگی گویای سابقه دیپلماسی اروپا با ایران است.
آیا اروپایی ها این بار هم ایران را وجه المصالحه خود با امریکا می کنند؛دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در چند سال گذشته یک بار دیگر تجربیات و درسهای فراوانی در مذاکرات با اروپاییان فرا گرفته که دولت دکتر احمدی نژاد باید از این تجارب نهایت بهره برداری را نماید.
ایران در سالهای گذشته تفاوت دیدگاهها را میان بازیگران اروپایی و امریکایی بیش از اندازه در محاسبات خود وارد کرده و تجربه نشان داده در پاره ای مواقع نباید تفاوت اساسی میان منافع اتحادیه اروپایی و واشنگتن قائل شد زیرا اختلاف آنها اکثر موارد ساختاری نیست و بیشتر در چگونگی اعمال اسلوب های سیاسی است.
از سوی دیگر، ایران گوشه ای از مسائلی است که در سیاست خارجی طرفین دو سوی آتلانتیک قرار گرفته است. به همین دلیل ایران و هر کشور همانند باید از هوشیاری دیپلماتیک خود بهره ببرند تا مورد معامله قرار نگیرند.
برای اتحادیه اروپایی حفظ روابط با ایالات متحده مهمترین مساله در سیاست خارجی است. پس نباید از این اتحادیه انتظار داشت اولویت بندی های خود نقض کند.
وقت آن رسیده است که دستگاه دیپلماسی ایران بر باورهای خود بیفزاید که سیاست اتحادیه اروپایی با ایالات متحده درباره ایران در مورد مسائلی چون مسائل هسته ای ،مسائل خاورمیانه، حقوق بشر و... هماهنگ شده است.
در چنین شرایطی دستگاه دیپلماسی ایران نباید دچار سردرگمی در سیاست خارجی خود شود، بلکه باید با تجدیدنظرهای اساسی، دیپلماسی خود را کارآمدتر از گذشته کند تا بتواند دوست و دشمن خود را بهتر بشناسد و بر همین مبنا به یارگیری بین المللی بپردازد.
یکی دیگر از مسائلی که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که تا چه میزان دوستان خارجی ایران عدالت را در عرصه سیاست رعایت می کنند. دولت جدید ایران در روزهای آغاز به کار خود بر این مساله تاکید فراوان ورزید که در سیاست خارجی هم به عدالت محوری توجه خاص می شود.


رویکرد جدید دولت ایران
دولت جدید ایران از مشکلات جدید و قدیم دستگاه دیپلماسی ایران واقف است و از روزهای آغازین زمامداری خود با تمام توان در حال برنامه ریزی و تدوین راهبرد برای مرتفع سازی معضلات پیچیده دستگاه سیاست خارجی است.
در دولت آقای خاتمی به مسائلی چون تنش زدایی ، اعتمادسازی ، همکاری های فراوان با دولتهای جهانی و تعامل سازنده با سازمان های بین المللی توجه ویژه شده است.
به گفته مسوولان دولت جدید این روند ادامه پیدا می کند مشروط به این که اعتماد سازی راهی یکطرفه نباشد و این مساله ای است که از سوی دولتهای دیگر باید پاسخ داده شود.
3سال پیش ، چند کشور غربی که در راس آنها ایالات متحده قرار داشت ، ادعا کردند ایران فعالیت های هسته ای - نظامی را در دستور کار خود قرار داده است.
از آن زمان به بعد، تمامی گزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی در پی بازرسی های گسترده و آزادانه و همچنین نتایج آزمایش های غنی سنجی اورانیوم ، نشان می دهد که در پروژه های هسته ای ایران خبری از کوچکترین فعالیت نظامی ، هسته ای نیست.
در گزارش های آژانس هسته ای ایران بارها بر صلح آمیز بودن برنامه اتمی ایران تاکید شده است ، در حالی که منطق حقوقی و کارشناسی مسائل هسته ای اصرار بر صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای ایران دارد واشنگتن در اقداماتی تکراری از مواضع کاملا خصمانه خود دفاع می کند.
اگر مسائل سیاسی را از مسائل فنی و حقوقی پرونده هسته ای ایران بزداییم این پرونده یک سال قبل مختومه اعلام می شد.
انگلیس ، فرانسه و آلمان، 3کشوری هستند که به صورت انحصاری با ایران به مذاکره پرداختند که در آخر به دلیل عدم استقلال و عدم توانایی ارائه راهکارهای منطقی و اصولی (که مورد پذیرش هر دو طرف باشد) مذاکرات را به جایی سوق دادند که دلسردی و ناامیدی حاصل کار شد.
در چنین شرایطی ، فکرهای جدید راهگشای بن بست به وجود آمده بود که در اولین اقدام پسندیده مذاکرات از حالت انحصاری باید خارج می شد.
فضای بسته به وجود آمده در مذاکرات ایران و طرفین اروپایی (انگلیس، آلمان و فرانسه) دلیل و برهان قاطعی بود که با گسترده کردن فضای مذاکرات و رایزنی ها امکان بسیار بالایی به دست می آمد تا گرایش ها در کار حاصل شود.
پیشتر بارها هراس آن رفته بود که طرفین اروپایی مذاکره کننده با ایران تا چه میزان از پتانسیل نمایندگی سازمان های بین المللی و جامعه جهانی برخوردارند.
فناوری صلح آمیز هسته ای با ابعاد مرتبط با آن که همه آنها بستگی به پیشرفت علمی و تکنولوژی یک ملت دارد، حقی است که نه تنها ایرانیان بلکه همه ملتها و دولتهای جهان نمی توانند از آن چشمپوشی کنند.
در نظر داشته باشیم دولت اصولگرای ایران رویکردهای بین المللی خود را با توجه خاص به واقعیت گرایی و عدالت محوری تنظیم می کند؛ روندی که اگر ادامه پیدا کند موجب می شود کشورهای اتحادیه اروپایی در دراز مدت به دلیل عملکرد وابسته گرایانه به واشنگتن ابتکار عمل در منطقه خاورمیانه آرام آرام از دست بدهند.
دستگاه دیپلماسی دولت جدید (دولت خدمت) باید واقف باشد که ایران در عرصه سیاست خارجی اگر چه تاکنون موفقیت های زیادی به دست آورده اما نباید فراموش کرد در پاره ای مواقع عملکردی پر انتقاد داشته است.
استفاده از فرصتها، درک قوی تحولات و ارتقای سرعت در تصمیم گیری منطقی اندیشه سازان سیاست خارجی عواملی هستند که در این دوره موجب کارآمدتر کردن این دستگاه خواهد شد. در گذشته دستگاه دیپلماسی این واقعیت را بدرستی درک نکرده بود که می تواند از پتانسیل های حقوقی خود بویژه در محیط بین المللی به شیوه ای بسیار بهتر استفاده کند.
جمهوری اسلامی ایران تاکنون به کنوانسیون های زیادی پیوسته و بدون اغراق نتوانسته به عنوان یک عضو اصلی کنوانسیون از منافع خود بدرستی بهره برداری کند.
مصداق آن معاهده عدم گسترش تسلیحات کشتار جمعی یا ان پی تی است. در گذشته ایران نه تنها از منافعی که حق کشور است بهره برداری نکرده که حتی در بند بند آن تهران را مجبور به مصالحه ، رایزنی و تضمین کرده اند.

فرشاد فرخ زاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها