با استخراج سلولهای بنیادی فرد بالغ و تمایز آنها به سلولهای عصبی می توان بیماری هایی همچون فلج ، پارکینسون ، آلزایمر و MSرا درمان کرد.
دکتر سیدجواد مولی ، استاد دانشگاه تربیت مدرس و نخستین برگزیده جشنواره علمی تحقیقاتی رویان در این خصوص می گوید: سلولهای عصبی جزو معدود سلولهایی در بدن هستند که پس از بلوغ ، قابلیت تکثیر خود را از دست می دهند. به همین دلیل در صورت از بین رفتن تعدادی از آنها، هیچ سلولی جایگزین آنها نخواهد شد.
اصولا مشکل بیماری هایی از قبیل فلج و MSکه در آنها سلولهای عصبی تحلیل می روند نیز همین جایگزین نشدن سلولها توسط بدن در منطقه آسیب دیده است.
مولی در ادامه می گوید: ما تصمیم گرفتیم از سلولهای بنیادی موجود در مغز استخوان خود بیمار، برای تولید سلول عصبی در درمان های بیماری های مزبور استفاده کنیم.
وی در مورد چگونگی تبدیل سلول بنیادی به سلول عصبی می گوید: سلولهای بنیادی این توان را دارند که پس از تکثیر و تمایز پیوند زده شوند، چرا که در حالت غیرتمایزی این سلولها قدرت تقسیم نامحدود دارند و در محیط کشت تا هر اندازه و تا هر وقت به عنوان بانک سلولی قابل استفاده و نگهداری هستند.
البته سلولهای بنیادی ای که از جنین گرفته می شوند، در کنار توانایی های بالقوه موانعی نیز دارند. این موانع علاوه بر بحث اخلاقی استفاده از آنها، شامل مشکلات جداسازی این سلولها و دفع پیوند حاصل از آنها بعد از پیوند بافت نیز می شود.
در کنار سلولهای بنیادی جنینی ، سلولهای بنیادی ای که از بافتهای بالغ گرفته می شوند وجود دارند. این سلولها نسبت به سلولهای جنینی مشکلات بسیار کمتری دارند ولی قدرت تمایز آنها نیز کمتر است.
مولی می افزاید: در میان سلولهای بالغ سلولهایی که از مغزاستخوان گرفته شده اند نشان می دهند که توانایی تمایزشان تقریبا مانند سلولهای جنینی است.
علاوه بر این ، این سلولها را می توان از خود بیمار به دست آورد. درواقع مغزاستخوان منبعی غنی از سلولهای بنیادی است که چون از خود بیمار گرفته می شود، امکان پس زده شدن آنها وجود ندارد و در صورت لزوم می توان مجددا از آنها استفاده کرد.
اگرچه تاکنون سلولهای مغز استخوان بیماران در دنیا مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند؛ اما استفاده از آنها بی نتیجه بوده است. چرا که سلولهای تمایز یافته به سلولهای عصبی پس از مدتی با یک مرگ برنامه ریزی شده از بین می روند.
اما ما برای اولین بار در دنیا موفق شده ایم مسیرهای مرگ و زندگی این سلولها را بشناسیم و با کمک مهندسی ژنتیک و تکنیک های ملکولی عواملی را که باعث مرگ سلولی می شوند از بین ببریم.
به این ترتیب می توانیم سلولی بنیادی با قابلیت بقای بهتر پس از تمایز و بعد از پیوند داشته باشیم. در حال حاضر، عوامل نابودی سلولها را به طور کامل شناسایی کرده ایم و می دانیم این مواد در چه زمانی پس از تمایز سلولی تولید می شوند و تا چه زمانی در آن باقی می مانند.
در نتیجه عوامل منع کننده تولید این مواد را در دست داریم. مولی می افزاید، از آنجا که آینده پیوند و عملکرد بافت پیوندی در انسان بسیار بااهمیت است، ما این کار را ابتدا در آزمایشگاه و روی موش صحرایی انجام داده ایم.
به این ترتیب ، تمام کنترل های پس از پیوند را دقیقا بررسی و پس از اطمینان از سلامت طرح ، آن را در نمونه انسانی استفاده می کنیم.
البته اگرچه کار شناسایی عوامل و مسیرهای مرگ ومیر با موفقیت به پایان رسیده است ؛ اما برای درمان ضایعات نخاعی در انسان حداقل 5سال زمان لازم خواهیم داشت.