همه چیز از نو شروع می شود؛

هنگامی که محمود احمدی نژاد، طرح ایران را درباره برنامه هسته ای ایران در مجمع عمومی سازمان ملل می خواند، همه رسانه های دنیا گوش خوابانده بودند تا حرفهای او را بشنوند.
کد خبر: ۷۵۵۱۰

آنها که تصاویر این سخنرانی را بر صفحه تلویزیون های معتبر جهان تماشا کرده اند، سکوت و نظم مثال زدنی اجلاس سازمان ملل را به خاطر سپرده اند.
احمدی نژاد در گفتار خود، وجدان جمعی جهانیان را به داوری گرفت تا از آنها درباره ستمی که بر ملتهای فرودست رفته است، قضاوت بخواهد. لحن جدی او که از تفکر عزت مندانه برمی خاست، خشم برخی شنوندگان را برانگیخت.
جک استراو، وزیر خارجه انگلیس که با عصبانیت به احمدی نژاد چشم دوخته بود، به نتیجه ای دست یافت که شاید انتظارش را نداشت.
او گفت سخنان رئیس جمهور ایران یاس آور است. شاید به کار بردن هر تعبیری جز این از سوی جک استراو، به این معنا بود که احمدی نژاد در بیان موضع قدرتمندانه کشورش کامروا نبوده است.
از 5سال پیش که موضوع انرژی هسته ای ایران به دستاویزی برای کشورهای قدرتمند جهان تبدیل شد، با واکنش های متفاوتی در داخل و خارج کشورمان روبه رو شده است.
امریکا به عنوان حامی اصلی رژیم صهیونیستی تلاش کرد با زیر سوال بردن اقدامات هسته ای ایران ، آن را خطری جدی برای منطقه و جهان ترسیم کند. با این حال.
دولت واشنگتن خیلی زود دریافت که دفاع از اسرائیل نمی تواند بهانه خوبی برای توجیه مردم منطقه باشد، زیرا اسرائیل علاوه بر آن که از قدرت اتمی برخوردار است ، هیچیک از مقررات بین المللی را محترم نمی شمارد و همین ویژگی ها دولت تل آویو را به اندازه کافی حتی در ذهن دولتهای طرفدار امریکا در منطقه ، نامعقول و نامقبول جلوه داده است.
به همین دلیل مقامات امریکا گرچه در آغاز پروژه تهاجم رسانه ای و سیاسی به توانمندی هسته ای ایران ، در معرض خطر قرار گرفتن اسرائیل را مورد توجه قرار می دادند، بعدها از آن دست برداشتند.


دلایل اصلی مخالفت ها
جان کلام این است که چون ایران از متحدان ایالات متحده و کشورهای پرقدرت اروپا به حساب نمی آید، هرگونه پیشرفت در زمینه های مختلف ، اعم از سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی در جمهوری اسلامی ، یک خطر بالقوه برای مغرب زمین است.
این خطر، آن گاه جدی تر می نماید که ایران به عنوان سرزمینی اسلامی می تواند الگوی رشد و توسعه برای دیگر مسلمانان و نیز کشورهای محروم قرار بگیرد.
نگرانی از این پیشرفت است که در سال پایانی دهه 197، امریکا را وادار کرد که به تحریک صدام حسین بپردازد و جنگی تمام عیار را در مرزهای غربی و جنوبی ایران راه بیندازد.
پیش و پس های آن نیز تلاشهای فراوانی برای ایجاد ناامنی و گسترش ترور و خونریزی در سراسر کشور ایران به کار گرفته شد تا جمهوری اسلامی به خود مشغول شود و آوازه انقلابش در چهارچوب مرزهای جغرافیایی محدود بماند.
محاصره اقتصادی ، حملات فراوان تبلیغاتی از طریق راه اندازی موجهای مصنوعی حقوق بشر و نظایر آن ، بخشهای پازلی بودند که مقابله ای همه جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران را شکل می دادند.
این اقدامات ، تنها یک پیام داشت : یک کشور مستقل ، نباید در منطقه جان بگیرد. اکنون نهالی که 27سال پیش سر بر آورده ، در قامت درختی تنومند ظاهر شده است.
این درخت ، دیگر با نسیم های پاییزی یا بهاری تهدید نمی شود. به همین دلیل دشمن ها و شیوه مقابله با آن نیز روز به روز قدرت و قوت یافته است.
شاید اگر برخی تهدیدها و مزاحمت ها نبود، اندیشه ایرانی هرگز به این سو نمی رفت که برای پا بر جا ماندن خود، از یک انرژی نو بهره گیرد.
به عبارت دیگر، اگر امروز، پدیده فناوری هسته ای ایران به مثابه استخوانی در گلوی غرب گیر کرده ، نتیجه سوئتدبیری است که خودشان موجب آن بوده اند و مگر خود کرده را تدبیر هست؛!


دیدگاه های مخالف در کشور
قدرتهای بزرگ، همواره یک روش کارآمد برای کنترل قدرتهای کوچکتر داشته اند: تهدید و تطمیع. تاریخ ایران زمین پر است از داستان هایی که کشورهای زورمدار و پولدار با تهدید یا خریدن سیاستمداران به هدفهای خود دست یافته اند. تازه ترین آنها، دوره های قاجار و پهلوی است.
کارگزاران زبون و ضعیف النفسی که هرگز قدرت مردم را باور نداشتند، با کوچکترین تشری جا می زدند یا در برابر زر و پولی اندک ، مصالح عمومی را حراج می کردند. این شیوه ، هنوز هم در همه جای جهان رایج است.
امریکایی ها و برخی متحدان اروپایی شان همچنان برای اثبات خود، قدرت اسلحه و توانایی نظامی شان را به رخ می کشند و با فناوری برتر دل طرفهای مقابل را خالی می کنند.
امروزه ، فناوری و دانش هسته ای از پیشرفته ترین فناوری های روز جهان است و تعداد دانشمندانی که در این زمینه پژوهش و فعالیت می کنند در مقایسه با دیگر علوم ، چندان زیاد نیست.
متخصصان کشورمان ، با ورود به این میدان ، تحقق شعار زیبای ایرانی می تواند را پایه ریزی کرده و به این ترتیب نشان داده اند با وجود تحریم ها و مراقبت های غرب هیچ چیزی نمی تواند در برابر اراده ملی بایستد. متاسفانه، اما این همه حرف نیست.
هنوز هم هستند کسانی که مانند یکی دو قرن پیش ، از تهدیدها می ترسند و برابر تطمیع ها زانو خم می کنند. عده ای گمان می برند با تعطیل کردن انرژی هسته ای و کوتاه آمدن برابر زیاده خواهی های امریکا و اروپا، می توان زندگی آرام و بی دغدغه ای را گذراند.
فراموش نکرده ایم اراده برخی نمایندگان مجلس ششم را که می خواستند با ارائه طرحی سه فوریتی! طومار فناوری هسته ای ایران را بپیچند و آن را به تاریخ بسپارند. میان هیاتهای مذاکره کننده با اروپایی ها هم کسانی حضور داشتند که ارفاق های بسیار جزیی ، مسرورشان می کرد و به قول علی لاریجانی به یک آب نبات راضی می شوند!


تجربه گذشته، راه آینده
خاتمی ، رئیس جمهور پیشین کشورمان ، از سیاستمدارانی بود که تا آخرین روز قدرتش ، بر حق ایران برای استفاده از فناوری اتمی تکیه کرد.
این دیدگاه شاید در رده های میانی مدیریت دیپلماسی کشور نتوانسته بود رسوخ کند، ولی دوپاره شدن حاکمیت در زمینه فناوری هسته ای ، مطبوع ترین و مطلوب ترین حالتی بود که می توانست به عنوان هدیه ای ارزشمند به طرفهای اروپایی تقدیم شود.
اظهارنظرهای منفعلانه و همراه با ضعف باعث شده مذاکرات با اروپایی ها دو سه سال به درازا بینجامد. کشدار شدن این زمان، فرصتهای طلایی را از ایران گرفت در حالی که چنین فناوری ای با سرعتی سرسام آور در دستکم 20کشور جهان پیش می تازد.
فرسایشی شدن جنگ سرد دیگر به سود ما نیست. اگر می بینیم جورج بوش در اجلاس اخیر سازمان ملل، در اظهارنظری که رسانه های جهان آن را عقب نشینی نسبت به مواضع قبلی ارزیابی می کنند، حق همه کشورها را در فناوری هسته ای (البته با شروطی) می پذیرد، به خاطر اتخاذ موضع قدرتمندانه و عزتمندانه از سوی ایران است.
این عقب نشینی شاید تنها یک تاکتیک برای تهاجم های بعدی باشد، اما چه دلیلی دارد که با فهم این تاکتیک ، روشهای جدیدی برنگزینیم که او را در تهاجم های بعدی اش ناکام بگذاریم؛

محمد مهاجری
mohajeri@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها