در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یعنی این شخص با اتکا بر هوش خود باید روشهایی را طراحی، اجرا و پیاده کند و از سوی دیگر نیز بتواند عامل بازدارندگی که باعث لو رفتن و دستگیری او میشود را بررسی کند تا پس از اجرای نقشه، سرنخی از خود بهجا نگذارد و به دام پلیس نیفتد.
زیرا سازمانهای امنیتی تمام راههای نفوذ احتمالی را ارزیابی کرده و ابزارهای مقابله با سرقت احتمالی را ساختهاند. حالا کسی که بتواند این موقعیت را به خطر بیندازد و این حصار را بشکند و وارد فضای امنیتی یک سازمان شود، کسی است که از هوش بالایی برخوردار است و در واقع از تفکر و اندیشیدن خود برای دستیابی به هدفش استفاده کرده است.
تفاوت مجرمان مختلف
همانطور که گفته شد مجرمان رایانهای از نبوغ خاصی برخوردار هستند و از این هوش سرشار یا مهارت خاص به شکلی استفاده میکنند که به دام نیفتند یا دیرتر و پس از هک کردن موارد زیادی در دام پلیس گرفتار شوند. در نقطه مقابل این افراد، کسانی هستند که به دلهدزدی، کیفقاپی، سرقت لاستیک و ضبط ماشین اقدام میکنند. اینها افرادی هستند که از بهرههوشی پایینتری برخوردار هستند، چون برخلاف گروهی که در مورد آن صحبت کردیم، فکر بکری ندارند و بیشتر از قدرت بدنی و جسمی خود در جرایم ارتکابی استفاده میکنند.
برای مثال بیشترین کنش هوشی آنها این است که یکی از سارقان با موتور در مکانی توقف میکند و به محض اینکه سرقت انجام شد، همراه همدستش پا به فرار بگذارد. اینگونه مجرمان برخلاف مجرمان رایانهای که متکی به کنشهای ذهنی خود هستند، با تکیه بر مهارت عملی مرتکب جرم میشوند.
بهرههوشی و مجرمان رایانهای
بهرههوشی افراد در یک تقسیمبندی، به پنج بخش تقسیم میشود:
90 تا 110 متوسط
110 تا 120 باهوش
120 تا 130 تیزهوش
130 تا 140 سرآمد یا ممتاز
140 به بالا نابغه
در این میان و با توجه به نوع جرمی که مجرمان رایانهای مرتکب میشوند، بهره هوشی اکثریت آنها در دسته آخر قرار میگیرد، زیرا اینها افرادی هستند که براحتی دستگیر نمیشوند یا با تاخیر به دام پلیس میافتند.
علل ارتکاب جرایم رایانهای
افراد باهوش و کسانی که میتوانند کاری انجام بدهند که دیگران کمتر میتوانند از خود بروز بدهند، افرادی هستند که به سمت ارتکاب رفتارهای پرخطر نمیروند و از هوش سرشار خود در جهت ارزشها و رفتارهای مثبت استفاده میکنند. اما گاهی اوقات شرایطی به وجود میآید که افراد نابغه دست به ارتکاب جرایمی همچون جرایم رایانهای میزنند. گاهی عقدههای تثبیت شده روانی و نیازهایی که در دوران گذشته در فرد وجود داشته اما در دستیابی به آنها دچار ناکامی شده است، باعث میشود تا در بزرگسالی از کنشهای هوشی خودش به شکل منفی و انتقامبرانگیز استفاده کند.
عدم موفقیت تحصیلی و تحقیرهای والدین و جامعه در یک دوره از شرایط سنی میتواند فرد را به سمت رفتارهای جرمخیز هدایت کند. به طور مثال اگر پدر و مادری به فرزندش بگوید که «تو در آینده کسی نخواهی شد» یا «ضعیف هستی» فرد ممکن است با شناسایی یک بخش از کنشهای هوشی برای اثبات و ابراز وجود خود به والدین و جامعه و اینکه بگوید «من هستم»، «من میتوانم»، «آنچه که تو در مورد من میپنداشتی اشتباه بود» و... به ارتکاب جرمی همچون جرایم رایانهای دست بزند که به هوش بالایی نیازمند است.
گاهی اوقات ارتکاب جرم از سوی افراد باهوش جنبه انتقامجویانه دارد یعنی فرد محرومیتهای مادی و نظایر این داشته، حالا برای اینکه محرومیت را از بین ببرد و در یک موقعیت عالی قرار بگیرد، به سمت رفتار مجرمانه همچون جرایم اینترنتی پیش میرود.
گاهی اوقات افراد به این دلیل به سمت جرایم رایانهای میروند تا ابراز وجود کنند و خودی نشان بدهند. کسی که در گذشته مورد حمایت والدین، دوستان و جامعه قرار نمیگرفت احساس انزوا میکند و گوشهگیر میشود و در موقعیتی دیگر برای ابراز و اثبات توانمندی خودش مرتکب جرایم رایانهای میشود تا به دیگران بگوید «تو مرا نمیدیدی و تواناییام را باور نمیکردی؛ حالا فردی هستم که بسیاری از موقعیتها را با کنشهای هوشی خود بههم ریختهام.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: