در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این که هنرپیشه شدن جاذبههای فوقالعادهای برای جوانان دارد هیچ شکی نیست. به هر حال آدم میتواند با نشان دادن مقداری استعداد و داشتن کمی شانس به جایگاه اجتماعی درخور توجهی برسد هر چند خود بازیگران از اتمسفر کاذبی که در اطراف شغلشان وجود دارد دلخوشی ندارند و این را میشود در پارهای از مصاحبههای آنها نیز دید، اما نگاه غالب اجتماع به این طیف این است که آنها روزگار خوشی را میگذرانند و بیدغدغهتر از دیگران زندگی میکنند و همه چیز به کامشان است.
ممکن است هم واقعا همینطور باشد، اما آیا واقعا همه چیز به همان راحتی که ما فکر میکنیم و بر پرده نظاره میکنیم اتفاق میافتد؟ چطور ممکن است که بازیگری برای رسیدن به نتیجه بهتر خودش را به زحمت نیندازد و فقط به این دلخوش باشد که همه او را میشناسند و به برند تبدیل شده و دیگر کار تمام است. اصلا کسی که میخواهد بازیگر شود در درجه اول باید بیاموزد که همیشه این توانایی و تحمل را داشته باشد که مورد قضاوت ـ بد یا خوب ـ مردم قرار بگیرد. از همه اینها مهمتر اینکه یادش باشد او به میدان رقابتی وارد شده که بیرون آمدن از آن محیط تلخ و آزاردهنده است. حالا این بیرون ماندن از دایره بازیگری هر علتی که میخواهد داشته باشد و البته که پذیرش این مهم که دیر یا زود این دوران تمام میشود و استعدادهای تازه و جوان ـ خواهی نخواهی ـ و با رویکردی احتمالا متفاوت جای آنها را خواهند گرفت، فرآیندی است که برای بیشتر هنرمندان پیشکسوت تلخ و فرساینده است. به مصاحبه هنرمندان پیشکسوت رشته بازیگری در این روزها نگاه کنید. غالب آنها از بیرحمی این هنر و بیتوجهی مسئولان و همکارانشان صحبت میکنند و از همه مهمتر از اینکه کنار گذاشته شدهاند، نادیده گرفته شدهاند و دیگر به بازی گرفته نمیشوند، حسابی گلایهمندند. اما واقعیت این است که این روی دیگر دنیای پر زرق و برق هنر بازیگری است. در همه جای دنیا هم شایع است. بیلی وایلدر بزرگ در فیلم سانست بلوار دقیقا به همین موضوع اشاره میکند یا در فیلم «همه چیز در باره ایو» ساخته منکیه ویچ هم کم و بیش همین داستان روایت میشود و این نشان میدهد که حتی در هالیوود هم این موضوع از قدیم شایع بوده است. خیلی از هنرمندان عرصه بازیگری در «حال» زندگی میکنند و فقط تعدادی از هنرمندان این حرفه واقعنگارانه به فکر روزهایی هستند که دیگر برای بازی در نقشهای مختلف انتخاب نخواهند شد و به بازی گرفته نخواهند شد و از این نظر خود را به لحاظ روحی و روانی (و البته مادی) آماده میکنند.
درباره هنر بازیگری و علاقهای که در این زمینه در بین جوانان جامعه وجود دارد بیش از اینها میشود نوشت. در بیشتر مطالبی که درباره بازیگری نوشته شده بر سختیهای کار و راههای رسیدن به موفقیت صحبت میشود و کمتر نشانی میتوان یافت از اینکه ممکن است حتی در صورت ورود و دیده شدن، چنین پایانی در انتظار آنها باشد البته شاید در پاسخ بگویند این موضوع درباره بسیاری از حرفهها صادق است جواب قطعا مثبت است، اما باید توجه داشت کمتر حرفهای در دنیا مثل بازیگری است که فرد را در جامعه چنان شاخص میکند که دنیای فردیش به جامعه تسری پیدا میکند. آن هم به یک دلیل ساده: «دنیای بازیگری جذاب و فریبنده است.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: