jamejamnashriyat
کد خبر: ۷۳۸۵۰۳   ۲۴ آبان ۱۳۹۳  |  ۱۹:۰۰

با علی درستکار، مجری برنامه «این شب‌ها»

صادقانه پای اجرا می‌روم

راحت و بی‌غل و غش حرف می‌زند. طوری که فکر می‌کنید سال‌هاست او را می‌شناسید. کارش را با گزارش‌های میدانی شروع کرد؛ چون به دو زبان عربی و انگلیسی مسلط بود در اجلاس سران کشورهای اسلامی‌ با خیلی از مهمان‌های خارجی مصاحبه‌های چندزبانه داشته و بعدها کمی ‌هم تجربه تهیه‌کنندگی در برنامه «صبح ‌بخیر ایران» و شبکه چهار پیدا کرد تا بالاخره در وادی حوزه اجرا افتاد. تا اسفند ۷۹ با گروه سیاسی شبکه‌های یک، دو، سه و خبر انحصارا کار سیاسی ‌کرد و در برنامه ‌‌«رودررو» از شبکه خبر با شخصیت‌های سیاسی کشورهای دیگر گفت‌وگو داشت.

علی درستکار مجری ـ کارشناس است. حرفه‌ای حرف می‌زند و تحلیل‌های خاص خودش را دارد. خودش می‌گوید: چون تحصیلاتم علوم سیاسی نبود و دانش سیاسی نداشتم، ازحوزه سیاسی جدا شدم. موضوع این هفته پرونده قاب کوچک درباره برنامه مذهبی ـ غیرنمایشی است و همین بهانه‌ای شد تا با مجری برنامه پرمخاطب «این شب‌ها» درباره این‌گونه برنامه‌ها صحبت کنیم.

سال‌هاست به عنوان مجری برنامه «این شب‌ها» در تلویزیون دیده می‌شوید، به عنوان یکی از مجریان خوب و حرفه‌ای در حوزه کاری خودتان، برای اجرا چه ویژگی‌ها و عواملی را لازم می‌دانید؟

به‌هر حال اجرا هم مثل هر حرفه دیگری مستلزم مهارت و تمرین است. کسانی که در این راه استعدادی دارند و امکان این را پیدا می‌کنند تا در چنین راهی قدم بگذارند به‌طور طبیعی باید علاوه بر استعداد و امکان اولیه، تن به گذشت زمان و زحمت هم بدهند؛ یعنی تلاش برای تقویت عواملی مانند استعدادهای خدادادی و توانایی‌های دیگر اکتسابی مانند دانش است حالا اگر در تلویزیون باشد تلاش برای افزایش توانمندی‌های تصویری و اگر در رادیو باشد تلاش برای تقویت صدا و اگر روی صحنه باشد توانایی‌های لازم برای روی صحنه که لزوما اینها روی هم می‌توانند همپوشانی نداشته باشند. این نیست که هر مجری تلویزیون مجری خوب در رادیو یا روی صحنه باشد. یک مجری خوب علاوه بر تبحر درفن بیان و اجرا، ویژگی‌های دیگری هم باید داشته باشد. هر کدام حساسیت مخصوص به خودشان را دارند. به‌ هرحال در رادیو برای این‌که فقط از طریق صدا ارتباط برقرار می‌شود صدای مجری و روح او باید پاکیزه باشد برای این‌که همه پاکیزگی‌ها یا خدای ناکرده ناپاکی‌ها در صدای او بروز می‌کند. طبیعی است کار حساس می‌شود. در تلویزیون هم چون به‌غیر از صدا، چهره به میان می‌آید، حساسیت دیگری وجود دارد و باید عناصر فرهنگی و معنوی رعایت شود.

در کنار این عناصر مسلما داشتن اطلاعات مربوط هم نقش مهمی دارد؟

بله. سواد، معلومات و حجم آگاهی و اطلاعات فرد هم نقش بسزایی در جذب مخاطب دارد و همچنین نیتی که مجری برای اجرا دارد. برخی از مجریان فقط به لحاظ جنبه مادی به اجرا می‌پردازند و برخی برای بالا بردن سطح آگاهی مردم که اینها تفاوت‌های چشمگیری در نحوه اجرا دارد که مخاطبان بخوبی می‌توانند آن را درک کنند. طرز نشستن، نوع واکنش‌ها، کلام و گفتاری که مجری در حین اجرا از خود نشان می‌دهد نیز برای مخاطب از ارزش بالایی برخوردار است و همه اینها اگر بدرستی کنار هم چیده شود به درک، فهم و درگیر شدن مخاطب با برنامه کمک می‌کند.

این طور به نظر می‌رسد که درک و جذب مخاطب از محتوای یک برنامه نیز وابسته به واکنش‌هایی است که یک مجری از خود در برنامه نشان می‌دهد؟

بله، چون مجری موثرترین عنصر در جذب و دفع مخاطب است. زمانی که من واکنشی نسبت به حرف مهمان برنامه از خود نشان می‌دهم به درک مخاطب کمک شایانی می‌کند. البته باید این عکس‌العمل‌ها در جای خود صورت گیرد تقریبا تمام واکنش‌های من در زمان اجرای برنامه واقعی و به دور از تصنع است و این واقعی بودن‌ها به درگیر شدن مخاطبان منجر می‌شود. سن وسال از دیگر ویژگی‌های اجراست که فرد باید بداند زمانی که موضوعی را به مردم می‌خواهد انتقال دهد از چه ادبیات و فعلی باید استفاده کند؟ آیا سن او این اجازه را می‌دهد تا پند و نصیحت بابیان مستقیم را به زبان بیاورد؟ مردم افرادی پندپذیرند، اما از کسانی که مولفه‌های لازم آن را برای پند دادن داشته باشند.

سادگی بیان و لحن کنجکاوانه‌ای که با مهمانان دارید برای مخاطبان که عمدتا عام هستند دلنشین است. آیا این برخوردها واقعا متاثر از شخصیت خود شماست یا برای تفهیم بیشتر مخاطبان این‌گونه عمل می‌کنید؟

تا حدود زیادی برگرفته از خودم است ولی تلاش کرده‌ام از روی وظیفه حرفه‌ای و کاری‌ام عمل کنم؛ یعنی سوالات و شبهات ذهنی مردم را مطرح کنم و به تعقیب جواب برای پرسش‌های مخاطبان بپردازم. سعی کرده‌ام تا در حدعلم و دانشم، پیوسته سوال داشته باشم. من دربرنامه این شب‌ها رفتارهایی نسبتا صمیمی با مهمانم دارم به گونه‌ای که این رفتارها را در خارج از برنامه هم از من خواهید دید. مثلا زمانی که من دست روی چانه‌ام می‌گذارم و یا زمانی که عینکم را روی پیشانی‌ام قرار می‌دهم همه رفتارهای شخصی خودم است و هیچ گونه الگوبرداری از رفتاردیگران نیست که همه اینها در کنار هم باعث شده کار به دل مخاطبان بنشیند و این فضای ساده و طبیعی را همه می‌پسندند.

یعنی موافق رفتارهای صمیمانه در برنامه هستید؟

معتقدم اگر رفتارهایی صمیمانه و خاص هر مجری در برنامه شکل بگیرد هیچ گونه اشکالی ندارد. فقط در زمانی این رفتار‌ها مصنوعی خواهد شد که نامتناسب و به گونه‌ای تقلیدی از رفتارهای دیگران باشد که مردم بخوبی متوجه مصنوعی بودن آن خواهند شد و نتیجه‌ای عکس را درپی خواهد داشت. مسلما راحت و رک بودن با بی‌ادبی و هنجارشکنی فرق زیادی دارد. مرزها باید تبیین و مشخص شود. البته مقداری هم باید گروه‌های سنتی بی‌توجه به سن‌شان کمی بپذیرند که گروه بزرگی از جامعه، گروهی هستند که می‌خواهند در دنیای مدرن زندگی کنند و آن آداب و رسوم را داشته باشند. بنابراین باید مسئولان فرهنگی و رسانه برای جمع این دو نظر تلاش کنند؛ یعنی مدرنیته و رفتارمدرن را طوری در ظرف سنت، دین و فرهنگ بریزند که نه بشکند و نه با بی‌ادبی و بی‌اخلاقی همراه شود.

تناسب ژست‌های مجری هم با توجه به نوع و محوریت موضوعی اجرا انتخاب می‌شود. برنامه‌ای که دینی ـ مذهبی است با توجه به ذهنیت مخاطب یک مدل پوشش را می‌پذیرد و اگر خارج از آن رفتار شود به از دست دادن مخاطبان منجر می‌شود. همچنین مجری باید نسبت به الگوبرداری خود مطالعه داشته باشد که آیا این نوع رفتار یا پوشش مناسب من هست یا خیر و به قول معروف به او می‌آید یانه.

در این‌گونه برنامه‌ها موضوعات محورهای اصلی هستند که با حضور کارشناسان جذاب‌تر می‌شود، انتخاب موضوعات در برنامه به چه شکلی است؟

خدا را شکر به سرعت توانستم با تهیه‌کنندگان و مسئولان برنامه به تفاهم و اعتماد برسم تا اجازه مهندسی محتوای برنامه را بگیرم. البته همیشه همفکری بوده، اما انتخاب موضوعات جمع‌بندی سوالات مردم در برنامه برعهده خودم بوده و همیشه سعی کرده‌ام موضوعات برنامه برگرفته از نیاز مخاطبان و نیازهای جامعه باشد. موضوعات انتخاب شده را ملاحظه کرده و متناسب با آن مهمان برنامه را انتخاب می‌کنم. البته طبیعی است با توجه به فراگیری این شبکه مهمان باید صدا، سیما، ادبیات، سطح دانش و قدرت انتقال مفاهیم به مخاطبان را به طور متناسب دارا باشد.

آیا در اجرای برنامه‌ای شده با نظر کارشناس مخالف باشید و نظرتان را صراحتا بیان کنید؟

بله شده. البته بستگی به نوع موضوع دارد اگر نسبت به آن مساله اشراف داشته باشم که مخالفتم را بیان می‌کنم. اما اگر نسبت به آن اطلاعات دقیقی نداشته باشم به کارشناس برنامه اعتماد می‌کنم و نظرش را می‌پذیرم اما اگر آن موضوع را با عقل سازگار نبینم سکوت معناداری می‌کنم که آن هم برای مخاطب شناخته شده است و با عباراتی چون من بلد نیستم یا دیگر من بلد نیستم می‌گذرم.

به نظر شما چه افرادی در اجرای برنامه‌های مذهبی ماندگار می‌شوند؟

مجریان نباید خیلی به ماندگاری فکر کنند و فقط باید به کار و اجرای صادقانه خود فکر کنند. در جلسه‌ای خصوصی با حضور دکتر الهی‌قمشه‌ای بودم و در مورد اخلاص و صداقت در کار گفت‌وگو می‌کردیم. او درخصوص این که اگر شما بخواهید برای شاد کردن دل دخترک‌تان اسمش را به نحوی در برنامه و کلام‌تان بگنجانید که حالتی دوپهلو داشته باشد همین اندازه هم به کار لطمه می‌زند و به ناخالصی در کار اجرا منجر می‌شود. اگر کسی در نحوه اجرای خود با خدا معامله کند به طور حتم در ذهن مردم ماندگار خواهد شد. ما اگر در کارمان صادق، خالص، کوشا و پویا باشیم همواره خواستنی هستیم. باید بکوشیم تا امتیازی را مخصوص به خودمان حفظ کنیم و با آن ویژگی در ذهن مردم شناخته شویم.

اصلی‌ترین دغدغه علی درستکار در اجرای برنامه‌های معارفی چیست؟

از منظر فردی و درونی اصلی‌ترین دغدغه‌ام صفای درونی خودم است. یعنی چیزی که همواره دامن من را می‌گیرد این است که مدام به خودم تذکر می‌دهم که مراقب باش تو در برنامه‌ای هستی که برای آدم‌های صالح است. آیا اگر موضوعی را به زبان می‌آوری خود به آن پایبندی؟ از منظر حرفه‌ای با نظر به این‌که محوریت برنامه‌های مذهبی ـ دینی بار مسئولیت بسیاری دارد، دغدغه دارم تا کارم به رشد نوع نگرش مردم منجر شود و این خود بار سنگینی را بر شانه‌هایم می‌گذارد. من در این برنامه تلاش می‌کنم کمال خود و مخاطبانم را دنبال کنم.

آیا برای اجرا الگوی خاصی هم دارید؟

نه. حقیقت این‌قدر سواد نداشته‌ام که بتوانم عزیزی را به عنوان الگو انتخاب کنم. تقریبا این سبک و منش کاری زاییده خودم است. به مرور زمان به آن رسیده‌ام. می‌شود گفت کاملا شخصیت خودم را در اجرا دارم. من آموزشی در این زمینه ندیده‌ام و این موهبت خداوندی است، البته تمرین‌هایی در این‌باره داشته‌ام تا توانسته‌ام کم و بیش معلومات و دانش خود را افزایش دهم و به لطف خدا فرصتی در تلویزیون برایم فراهم شده تا بتوانم‌ آموخته‌هایم را به‌کار بگیرم. در وبلاگم هم گاهی یادداشت‌هایی می‌گذارم و سعی کرده‌ام خودم باشم و بسادگی و بدون پیرایه حرف‌هایی را بزنم و خدا را شکر نسبتا موفق بوده است.

راز توفیق برنامه این شب‌ها را درچه عواملی می‌دانید؟

اول از همه لطف خدا بوده که شامل این گروه کاری شده است لابد درمیان این جمع، افراد صادق و دارای نیت خالصی بوده‌اند که کار خوب شده بعد هم عوامل حرفه‌ای یعنی طرح پرسش‌های مردم با ادبیات مفهومی و ملموس و دیگر این‌که سوالات تعقیب می‌شود و تا به جواب نرسد رها نمی‌ماند. به نظرم فضای آمیخته با احترام و وقار و ادب در برنامه حاکم است که به حالت مچ‌گیری و غلبه و شکست درنیامده است؛ هرچند این امکان وجود داشته باشد با این که بیننده می‌فهمد مجری در بعضی جاها می‌تواند مهمان خود را مجاب کند، ولی کوتاه می‌آید. مهمانان هم با وجود احترامی که برای مجری قائل هستند خرد و تواضع او را قبول دارند. همه اینها ازعواملی است که به جذابیت و توفیق برنامه کمک می‌کند. به‌علاوه عواملی چون دکور، نور، موسیقی و گرافیک که همه از سادگی دلپذیری برخوردارند و متناسب با ساعت پخش برنامه و محتوای آن هستند که لطافت و نرمی به برنامه داده حتی پوشش ساده مجری که اکثر اوقات مورد انتقاد است در توفیق برنامه نقش داشته خود این طلوع و غروبی که برنامه هرازگاهی می‌کند هم شاید مزید مطلوبیت و محبوبیت آن است به‌هرحال دوری و دوستی. وقتی همکاران سرصحنه همراه دعای مجری آمین می‌گویند، وقتی بعد از برنامه مات و مبهوت سرجایشان فریز شده‌اند، وقتی به‌خاطر حسی که در فضای گفت‌وگو ایجاد شده اشک‌شان را پاک می‌کنند قطعا این حس به بیننده هم منتقل می‌شود. من از چند سال پیش فهمیدم چرا وقتی آوینی با وضو می‌رفته سرصحنه، در کارش موثر بوده. شاید روز اول و سال اول موثر نباشد ولی زمان که می‌گذرد، بیننده واقعا می‌تواند کلمه به کلمه قلب تو را بخواند و اینها سرمایه و سرمایه‌گذاری بزرگی برای یک برنامه تلویزیونی و عوامل آن از جمله مجری است.

گویا برنامه این شب‌ها را بسیار دوست دارید!

بله. من این‌ شب‌ها را دوست دارم و توفیقی که خدا داده را سرمایه بی‌بدیل و بی‌نظیری می‌دانم و دوست دارم در این حوزه و همین برنامه کارم را ادامه بدهم تا اگر ساختمانی ایجاد شد این ساختمان رفیع و مستحکم‌تر باشد. همیشه برای توفیقاتی که نصیبم شده خدارا شاکر بوده‌ام و در پایان از پدر، مادر و مربیانم برای بذل تلاششان جهت تربیتم ممنون هستم. همچنین از همه مردم برای محبت‌ها و حتی مطالبی که در قالب ناسزا نسبت به من داشته‌اند سپاسگزارم و همه اینها را سرمایه‌هایی در راستای پیشرفت و بالندگی می‌دانم.

مونا شمسایی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
چرا خوشحال نمی‌شویم؟!

چرا خوشحال نمی‌شویم؟!

آدم‌های دنیا به اندازه زیادی آب، غذا، اکسیژن و البته خبر مصرف می‌کنند. شاید فکر کنید این مورد آخری خیلی هم نیاز نیست، اما به همان اندازه که گرسنگی ما را به دنبال خودش می‌کشد، میل به دانستن هم ما را دنبال خودش می‌برد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر