مساله این است :بودن یا نبودن !

از بزرگان مجمع روحانیون مبارز، هیچ کس حاضر نبود پست دبیرکلی را بپذیرد. محافل سیاسی و مطبوعاتی این رخداد را بحران رهبری در تشکلی می دانند که 17سال پیش با شعارهای چپگرایانه پای به میدان سیاست گذاشت.
کد خبر: ۷۳۸۴۷
آیا واقعا این بحران ، پس از انتخاب ریاست جمهوری نهم آغاز شد یا بحران نهفته ای بود که به دلایلی ، امکان بروز و ظهور پیدا نمی کرد؛
مجمع روحانیون مبارز از گروه های سیاسی نیست که در آستانه یا پس از دوم خرداد 76به وجود آمده باشد، با این حال شرایط آن به گونه ای است که گویی همانند پاره ای از احزاب بر آمده از دوم خرداد، جاده اضمحلال را پیش گرفته است.
آیا واقعا این گونه است ؛
اعضای شورای مرکزی مجمع ، چرا از پذیرش دبیرکلی شانه خالی می کردند؛
آیا معنی این رفتار سیاسی همان تحلیل مهدی کروبی است که می گوید تشکل های روحانی پاسخگوی شرایط امروز جامعه نیست ؛
آیا انتخاب سید محمدموسوی خویینی ها به دبیر کلی ازروی در بایستی انجام شده است ؛
جامعه روحانیت مبارز تهران ، برای همه آنها که سالهای مبارزه با رژیم پهلوی را تجربه کرده اند نامی دیر آشناست.
مجموعه ای از روحانیون انقلابی که اغلب از شاگردان امام خمینی ره بودند با انتشار بیانیه ها و اطلاعیه های خود، مردم را به مبارزه با طاغوت فرا می خواندند.
هرچه پیروزی انقلاب نزدیک تر می شد نام جامعه روحانیت مبارز تهران پرآوازه تر می گشت.
تحصن معروف و پرتاثیر روحانیون در مسجد دانشگاه تهران در آستانه پیروزی انقلاب ، به ابتکار و حضور این تشکل صورت گرفت.
این پیشینه باعث شد در فعالیت های سیاسی پس از 22بهمن 57، هرگاه امضای جامعه روحانیت مبارز تهران ، پای یک فهرست انتخاباتی می آمد، به معنای پیروزی آن فهرست تلقی شود.
آیت الله شهید مطهری ، آیت الله شهید دکتر بهشتی ، آیت الله شهید دکتر باهنر، آیت الله شهید دکتر مفتح ، آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله هاشمی رفسنجانی ، آیت الله موسوی اردبیلی از نام آوران این تشکل پرآوازه به شمار می آیند.
علاوه بر آن ، روحانیون دیگری که در ترازهای بعدی قرار داشتند، عضو جامعه روحانیت مبارز تهران بودند.
علی اکبر ناطق نوری ، مهدی کروبی ، محمد موسوی خوئینی ها و شمار دیگری از روحانیونی که وجه مشترکشان مبارزه با رژیم طاغوت بود، از سرآمدان جامعه روحانیت مبارز به حساب می آمدند.
حضور فعال و پر ثمر در انتخابات اولین و دومین دوره مجلس ، انتخابات اولین و دومین و سومین رئیس جمهور، انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و انتخاب اولین دوره مجلس خبرگان رهبری از برگهای موفق سیاسی این تشکل در سالهای آغازین انقلاب اسلامی است.
جامعه روحانیت مبارز تهران در این مقاطع هم پیمان با دیگر گروههای همسو با خود، از جمله حزب جمهوری اسلامی در رقابت ها حضور می یافت و معمولا به یک تشکل منسجم شناخته می شد.
تنها در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری ، به حامیان ابوالحسن بنی صدر پیوست.
بعدها معلوم شد این تصمیم در شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، تنشهای زیادی به همراه داشت و حتی به فاصله گرفتن برخی اعضا انجامید.

آغاز اختلاف
از نخستین ماههای پیروزی انقلاب ، گفتمان عدالتخواهانه جایگاه خاصی میان اندیشمندان و حتی اقشار عادی مردم پیدا کرد.
ماهیت انقلاب اسلامی ، ضد ستم بود و طبیعی می نمود که انقلابیون در پی گمشده خود عدالت باشند.
از این روی ، عدالتجویی مصادیقی پیدا کرد که از جمله می توان به ضدیت با سرمایه داری ، مبارزه با استکبار شرق و غرب ، مخالفت با فاصله طبقاتی و... اشاره کرد.
برخی از این هدفها تشابه های صوری و ظاهری با شعارهای گروههای مارکسیست و سوسیالیست داشت.
به همین دلیل گاه ، طرفداران عدالت اجتماعی که مذهبیون نیز در میان آنها وجود داشتند به کمونیست یا سوسیالیست بودن متهم می شدند. نگاهها گاه حالت افراط به خود می گرفت و بعضا نیروهای مذهبی طرفدار انقلاب ، یکدیگر را متهم می کردند.
از آنجا که سرمایه داری رکن اصلی حکومت پهلوی را تشکیل می داد، واژه های سرمایه و سرمایه دار بسیار ناپسند و زشت جلوه گر شد، حتی افرادی که از تمکن متوسطی برخوردار بودند، برچسب های متعدد می خوردند.
متقابلا افرادی که متهم به سرمایه داری می شدند، طرف دیگر را به طرفداری از کمونیسم و مارکسیسم متصف می کردند.
دیری نپایید که بخش خصوصی از سوی جریانی که آتش تندتری علیه سرمایه داری داشت ، زالوصفت نامیده شد و چند صباحی بعد، هر کس مکنت و ثروتی داشت ، همراه و همسوی امریکا تلقی شد.
تجاوز ارتش صدام به خاک کشورمان و بروز تنگناهای اقتصادی ، لزوم قناعت ، صرفه جویی و ساده زیستی را تشدید کرد و گفتمان عدالت و ضرورت تقسیم عادلانه امکانات ، رواج بیشتری یافت.
از جانب دیگر، اختلافاتی حول محورهای اصلی اندیشه سیاسی جا باز کرد.
حوزه اختیارات حکومت و دولت در پی نظریه ولایت فقیه امام راحل ره از موضوعاتی بود که بحثهای فراوانی درباره آن درگرفت.
برخی چهره های روحانی و سیاسی ، واکنش هایی بر علیه این مقوله بروز دادند.
دیری نپایید که معتقدان به محدود کردن اختیارات دولت به ضدیت با نظریه امام و مخالفت با ولایت فقیه متهم شدند و انتقادهای تندی علیه آنها در مطبوعات مطرح شد.
این مجموعه ، شاید زمینه ای شد برای جدایی گروههای سیاسی که تا چندی پیش در یک خط و جبهه قرار داشتند.
از جمله جامعه روحانیت مبارز دچار انشقاق شد و گروه انشعابیون ، نام مجمع روحانیون مبارز را برای خود برگزیدند.
مهدی کروبی ، محمدرضا توسلی ، محمد موسوی خوئینی ها چهره های شاخص و سرشناس این گروه بودند.
کروبی ، رئیس بنیاد شهید و مسوول بعثه حج ، محمدرضا توسلی از اعضای دفتر استفتای حضرت امام ره بود و خوئینی ها سمت دادستان کل کشور را در کارنامه خود داشت.
مجمع روحانیون هنگام تشکیل ، نامه ای را برای حضرت امام ره ارسال کرد و تصمیم خود را به اطلاع ایشان رساند.
امام ره این اقدام سیاسی را تایید کردند و ضمن تاکید بر برادری گروههای روحانی به این موضوع اشاره داشتند که اختلافات سلیقه ای نباید مشکل آفرین شود.
جدایی مجمع روحانیون مبارز، پیامدهای بزرگی داشت و در عرف سیاسی جامعه به یک خط کشی تازه تعبیر شد.
واژه های چپ و راست گرچه پیشتر نیز مطرح می شدند، اما از آن پس رنگ و لعاب تازه ای یافتند.
انتخابات مجلس سوم با اکثریتی چشمگیر به نفع مجمع روحانیون مبارز و متحدان آن تمام شد و همان طور که انتظار می رفت ، حجت الاسلام مهدی کروبی به ریاست آن برگزیده شد.

مشکلات اساسی
مجمع روحانیون مبارز از یک اشکال ساختاری بزرگ و جدی رنج می برد و آن ، ضعف علمی اعضا بود.
به این ترتیب که روحانیون عضو این گروه ، کمتر توانسته بودند مدارج حوزوی را تا حد خارج فقه طی کنند.
حال آن که در جامعه روحانیت مبارز، و نیز افراد گروههای متمایل به آنان تعداد افرادی که فقیه نامیده می شدند، قابل توجه تر می نمود.
برخی طرفداران مجمع و نه خود آنها سعی می کردند این ضعف را چنین پوشش دهند که چون اعضای مجمع ، انقلابی و اهل مبارزه بوده اند، فرصت ادامه تحصیل نیافته اند. این استدلال آنجا رنگ می باخت که در میان اعضای تشکل مقابل ، افرادی وجود داشتند که از سابقه مبارزه با رژیم پهلوی برخوردار بودند.
ویژگی تحصیلات حوزوی مجمع روحانیون مبارز، در انتخابات مجلس خبرگان به مقوله ای بحث انگیز تبدیل شد.
طبق قانون ، اعضای مجلس خبرگان باید از تحصیلات در حد اجتهاد برخوردار باشند و چون شورای نگهبان برای احراز اجتهاد به داوطلبان نامزدی مجلس خبرگان را به آزمون دعوت کرد، مجمع روحانیون این اقدام را سیاسی خواند و داوطلبان منتسب به مجمع در آزمون حضور نیافتند.
در انتخابات مجلس چهارم ، بنابه دلایلی و از جمله رد صلاحیت برخی نامزدهای متحد با مجمع روحانیون ، جناح موسوم به چپ آن زمان ، اکثریت پارلمانی خود را از دست داد.
مجمع روحانیون ، تا حد قابل اعتنایی عزلت اختیار کرد و تقریبا تا مدتی پیش از خرداد 76از روزه سکوت خارج نشد.
ورود آقای محمد خاتمی به عرصه انتخابات به عنوان عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز تا حدی این تشکل را احیا کرد.
با این حال گروه های سیاسی پرقدرتی که پس از دوم خرداد سربرآوردند، میدان را از مجمع گرفتند.
در مجلس ششم با آن که کروبی به ریاست انتخاب شد و برخی اعضای دیگر مجمع به پستهای وزارت یا معاونت رئیس جمهور رسیدند، اما مجمع روحانیون تلاشی را برای گسترش تشکیلات و انسجام درونی صرف نکرد.
شاید دلمشغولی کروبی به مجلس ، این فرصت را از او بازستاند. دیگر اعضا هم ، انگیزه ای برای این کار نداشتند.
کروبی و مجید انصاری ، دو عضو برجسته مجمع روحانیون مبارز، از سوی احزاب دوم خردادی مثل مشارکت و مجاهدین انقلاب ، بارها مورد بی مهری قرار گرفتند به طوری که نقش و سهم شان را در اصلاحات به پایین ترین حد ممکن تقلیل دادند.
در انتخابات مجلس ششم ، حزب مشارکت نام کروبی راآن هم با وساطت دیگران در ردیفهای فهرست پایانی خود قرارداد تا به مجمع روحانیون گوشزد کند که سید محمد خاتمی با آن که عضو مجمع است ، اما فهرست اعضای این تشکل روحانی به اندازه وی قدر نمی بینند و در صدر نمی نشینند.
.
محمد مهاجری
mohajeri@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها